<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>

<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/">
	<channel>
		<title>انجمن گفتگوی پرشین فروم  Persian Forum</title>
		<link>http://www.mypersianforum.org/</link>
		<description>موسیقی ایرانی و خارجی , دانلود نرم افزار , گالری عکس , مطالب آموزشی , ویندوز , دانلود فیلم , موبایل , هنرمند , ایران , پرشین فروم</description>
		<language>fa</language>
		<lastBuildDate>Fri, 03 Sep 2010 04:50:03 GMT</lastBuildDate>
		<generator>vBulletin</generator>
		<ttl>5</ttl>
		<image>
			<url>http://www.mypersianforum.com/images/styles/AnimatedArena/misc/rss.png</url>
			<title>انجمن گفتگوی پرشین فروم  Persian Forum</title>
			<link>http://www.mypersianforum.org/</link>
		</image>
		<item>
			<title>درخواست قالب 4.0.6</title>
			<link>http://www.mypersianforum.org/showthread.php?t=133721&amp;goto=newpost</link>
			<pubDate>Fri, 03 Sep 2010 02:20:23 GMT</pubDate>
			<description>من یه قالب برای وی بی 4.0.6 میخواهم 
هر چی قالب روش نصب میکنم صفحه به هم میریزه به همین...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><font size="3">من یه قالب برای وی بی 4.0.6 میخواهم<br />
هر چی قالب روش نصب میکنم صفحه به هم میریزه به همین دلیل هم از قالب اصلی استفاده میکنم<br />
اگه قالب تست شده ای دارید لطبا برام بزارید<br />
</font>:icon_pf (30):<br />
<a href="http://shabab.in/forum.php?styleid=11" target="_blank"><font size="3"><font color="magenta">لینک یکی از قالب ها</font></font></a><br />
<br />
<div align="center"><a href="http://shabab.in" target="_blank"><font size="6">سایت من</font><br />
</a></div></div>

 ]]></content:encoded>
			<category domain="http://www.mypersianforum.org/forumdisplay.php?f=66">vBulletin</category>
			<dc:creator>ebsmob</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.mypersianforum.org/showthread.php?t=133721</guid>
		</item>
		<item>
			<title>تکمیل فارسی ساز پرشین فروم</title>
			<link>http://www.mypersianforum.org/showthread.php?t=133720&amp;goto=newpost</link>
			<pubDate>Thu, 02 Sep 2010 22:13:10 GMT</pubDate>
			<description>با سلام 
vBulletin هیچ وقت توسط خود پرشین فروم کامل ترجمه نخواهد شد! تکیمل فارسی ساز فقط...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>با سلام<br />
vBulletin هیچ وقت توسط خود پرشین فروم کامل ترجمه نخواهد شد! تکیمل فارسی ساز فقط و فقط با کمک دوستان میسر خواهد شد<br />
<br />
خوب به تنهایی اینکار سخت و خارج از حوصله است.پرشین فروم بهترین فارسی ساز را توی این چند سال داده بیرون و مثل بعضی از سایت های دیگه خیلی از مطلب را الکی ترجمه نکرده و کامل ترین فارسی ساز را داره<br />
<br />
اگر ادمین(های) محترم موافقت میکنند؟ ما کاربران دو کار برای بهبود فارسی ساز میتونیم بکنیم<br />
<ol class="decimal"><li>کمک برای تکیمل قسمت هایی که ترجمه نشده</li>
<li>تصحیح بعضی از قسمت های ترجمه شده</li>
</ol>به این صورت که ما کاربران متن اصلی و متن ترجمه شده آن را در اینجا قرار میدهیم در صورت موافقت به فارسی ساز اضافه شه<br />
<br />
با تشکر<br />
یا علی:icon_pf (68):</div>

 ]]></content:encoded>
			<category domain="http://www.mypersianforum.org/forumdisplay.php?f=66">vBulletin</category>
			<dc:creator>Segaa</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.mypersianforum.org/showthread.php?t=133720</guid>
		</item>
		<item>
			<title>شما یادتون نمیاد...</title>
			<link>http://www.mypersianforum.org/showthread.php?t=133719&amp;goto=newpost</link>
			<pubDate>Thu, 02 Sep 2010 20:27:26 GMT</pubDate>
			<description>این نوشته ها مربوط به یک گروه در فیس بوک به نام “shma-yadtwn-nmyad”است . بیشتر اعضای گروه...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><div align="center">این نوشته ها مربوط به یک گروه در فیس بوک به نام “shma-yadtwn-nmyad”است . بیشتر اعضای گروه متولد دهه پنجاه هستند و یک عالمه خاطرات مشترک دارند که اونجا با هم به اشتراک می‌گذارند، اینها تعداد کمی از هزاران خاطره‌ای هست که افراد مختلف اونجا نوشتند. ممکنه بعضیهاش رو بزرگترها هم به یاد بیارن. امیدوارم خوشتون بیاد و شما هم یادتون بیاد !!! ؛<br />
<br />
<img src="http://tehranpic.net/images/m3kfy4evasdlgatljy0.jpg" border="0" alt="" /><br />
<br />
<br />
<font color="royalblue">شما یادتون نمیاد، اون موقعها مچ دستمون رو گاز می گرفتیم، بعد با خودکار بیک روی جای گازمون ساعت می کشیدیم .. مامانمون هم واسه دلخوشیمون ازمون می پرسید ساعت چنده، ذوق مرگ می شدیم<br />
<br />
شما یادتون نمیاد، وقتی سر کلاس حوصله درس رو نداشتیم، الکی مداد رو بهانه میکردیم بلند میشدیم میرفتیم گوشه کلاس دم سطل آشغال که بتراشیم<br />
<br />
شما یادتون نمیاد، یک مدت مد شده بود دخترا از اون چکمه لاستیکی صورتیا می پوشیدن که دورش پشمالوهای سفید داره !<br />
<br />
شما یادتون نمیاد، تیتراژ شروع برنامه کودک: اون بچه هه که دستشو میذاشت پشتش و ناراحت بود و هی راه میرفت، یه دفعه پرده کنار میرفت و مینوشت برنامه کودک و نوجوان با آهنگ وگ وگ وَََََگ، وگ وگ وَََََگ، وگ وگ وگ وگ، وگ…<br />
<br />
شما یادتون نمیاد که کانال های تلویزیون دو تا بیشتر نبود، کانال یک و کانال دو<br />
<br />
شما یادتون نمیاد، دوست داشتیم مبصر صف بشیم تا پای بچه ها رو سر صف جفت کنیم…<br />
</font><br />
<img src="http://t1.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQpnzy6LRX58dOyEutBo-UJYrVPwimUab4wx2UoQt9P35hQXxM&amp;t=1&amp;usg=__loisFgN1Q4bGX9ruN2WuEPp2McU=" border="0" alt="" /><br />
<br />
<br />
<font color="royalblue">شما یادتون نمیاد، عیدا میرفتیم خرید عید، میگفتن کدوم کفشو میخوای چه ذوقی میکردیم که قراره کفشمونو انتخاب کنیم))) کفش تق تقی هم فقط واسه عیدا بود<br />
<br />
شما یادتون نمیاد: خانوم اجازهههههههه سعیدی جیش کرددددددد<br />
<br />
شما یادتون نمیاد، مقنعه چونه دار میکردن سر کوچولومون که هی کلمون بِخاره، بعد پشتشم کش داشت که چونش نچرخه بیاد رو گوشمون ))<br />
<br />
شما یادتون نمیاد، بچه که بودیم وقتی میبردنمون پارک، میرفتیم مثل مظلوما می چسبیدیم به میله ی کنار تاب، همچین ملتمسانه به اونیکه سوار تاب بود نگاه میکردیم، که دلش بسوزه پیاده شه ما سوار شیم، بعدش که نوبت خودمون میشد، دیگه عمرا پیاده می شدیم<br />
<br />
شما یادتون نمیاد، پاکن های جوهری که یه طرفش قرمز بود یه طرفش آبی، بعد با طرف آبیش می خواستیم که خودکارو پاک کنیم، همیشه آخرش یا کاغذ رو پاره می کرد یا سیاه و کثیف می شد.<br />
<br />
شما یادتون نمیاد، وقتی مشق مینوشتیم پاک کن رو تو دستمون نگه میداشتیم، بعد عرق میکرد، بعد که میخواستیم پاک کنیم چرب و سیاه میشد و جاش میموند، دیگه هر کار میکردیم نمیرفت، آخر سر مجبور میشدیم سر پاک کن آب دهن بمالیم، بعد تا میخواستیم خوشحال بشیم که تمیز شد، میدیدیم دفترمون رو سوراخ کرده<br />
<br />
شما یادتون نمیاد: از جلو نظااااااااااااااااام …<br />
شما یادتون نمیاد، اون قدیما هر روزی که ورزش داشتیم با لباس ورزشی می رفتیم مدرسه… احساس پادشاهی می کردیم که ما امروز ورزش داریم، دلتون بسوزه</font><br />
<br />
<img src="http://0.mahvareh.biz/images/statusicon/wol_error.gif" border="0" alt="" />براي نمايش تصوير در سايز اصلي اينجا را كليك كنيد. تصوير داراي سايز 1107در749 و حجم 484 كيلوبايت ميباشد<img src="http://prodigi.persiangig.com/farnet/PERSONAL%20PHOTO.01.jpg" border="0" alt="" /><br />
<br />
<br />
<font color="#4169e1"><font color="royalblue">شما یادتون نمیاد، سر صف پاهامونو ۱۸۰ درجه باز می کردیم تا واسه رفیق فابریکمون جا بگیریم<br />
<br />
شما یادتون نمیاد: آن مان نماران، تو تو اسکاچی، آنی مانی کَ. لا. چی<br />
<br />
شما یادتون نمیاد، گوشه پایین ورقه های دفتر مشقمون، نقاشی می کشیدیم. بعد تند برگ میزدیم میشد انیمیشن<br />
<br />
شما یادتون نمیاد، صفحه چپ دفتر مشق رو بیشتر دوست داشتیم، به خاطر اینکه برگه های سمت راست پشتشون نوشته شده بود، ولی سمت چپی ها نو بود<br />
<br />
شما یادتون نمیاد، آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم درستون کجاست، اونا یه درس از ما عقب تر باشن<br />
<br />
شما یادتون نمیاد، برای درس علوم لوبیا لای دستمال سبز میکردیم و میبردیم سر کلاس پز میدادیم<br />
<br />
شما یادتون نمیاد، با آب قند اشباع شده و یک نخ، نبات درست میکردیم میبردیم مدرسه<br />
<br />
شما یادتون نمیاد، تو راه مدرسه اگه یه قوطی پیدا میکردیم تا خود مدرسه شوتش میکردیم<br />
<br />
شما یادتون نمیاد: دفتر پرورشی با اون نقاشی ها و تزئینات خز و خیل :دی</font></font><br />
<br />
<img src="http://0.mahvareh.biz/images/statusicon/wol_error.gif" border="0" alt="" />براي نمايش تصوير در سايز اصلي اينجا را كليك كنيد. تصوير داراي سايز 1076در844 و حجم 131 كيلوبايت ميباشد<img src="http://prodigi.persiangig.com/farnet/PERSONAL%20PHOTO.A175.jpg" border="0" alt="" /><br />
<br />
<font color="royalblue">شما یادتون نمیاد، یه زمانی به دوستمون که میرسیدیم دستمون رو دراز میکردیم که مثلا میخوایم دست بدیم، بعد اون واقعا دستش رو دراز میکرد که دست بده، بعد ما یهو بصورت ضربتی دستمون رو پس میکشیدیم و میگفتیم: یه بچه ی این قدی ندیدی؟؟ (قد بچه رو با دست نشون میدادیم) و بعد کرکر میخندیدیم که کنفش کردیم<br />
<br />
شما یادتون نمیاد تو دبستان وقتی مشقامونو ننوشته بودیم معلم که میومد بالا سرمون الکی تو کیفمونو می گشتیم میگفتیم خانوم دفترمونو جا گذاشتیم!!<br />
<br />
شما یادتون نمیاد افسانه توشی شان رو!!<br />
<br />
شما یادتون نمیاد: چی شده ای باغ امید، کارت به اینجا کشید؟؟ دیدم اجاق خاموشه، کتری چایی روشه، تا کبریتو کشیدم، دیگه هیچی ندیدم<br />
<br />
شما یادتون نمیاد: شد جمهوری اسلامی به پا، که هم دین دهد هم دنیا به ما، از انقلاب ایران دگر، کاخ ستم گشته زیر و زبر…!!<br />
<br />
شما یادتون نمیاد، برگه های امتحانی بزرگی که سر برگشون آبی رنگ بود و بالای صفحه یه “برگه امتحان” گنده نوشته بودن<br />
<br />
شما یادتون نمیاد: زندگی منشوری است در حرکت دوار ، منشوری که پرتو پرشکوه خلقت با رنگهای بدیع و دلفریبش آنرا دوست داشتنی، خیال انگیز و پرشور ساخته است. این مجموعه دریچه ایست به سوی….. دیری دیری ریییییینگ : داااااستانِ زندگی ی ی ی -تیتراژ سریال هانیکو<br />
<br />
شما یادتون نمیاد: یک تکه ابر بودیم، بر سینه ی آسمان، یک ابر خسته ی سرد، یک ابر پر ز باران<br />
<br />
شما یادتون نمیاد، چیپس استقلال رو از همونایی که تو یه نایلون شفاف دراز بود و بالاش هم یه مقوا منگنه شده بود، چقدرم شور بود ولی خیلی حال میداد<br />
<br />
شما یادتون نمیاد، با آب و مایع ظرفشویی کف درست میکردیم، تو لوله خالی خودکار بیک فوت میکردیم تا حباب درست بشه<br />
<br />
شما یادتون نمیاد، هر روز صبح که پا میشدیم بریم مدرسه ساعت ۶:۴۰ تا ۷ صبح، رادیو برنامه “بچه های انقلاب” رو پخش میکرد و ما همزمان باهاش صبحانه میخوردیم</font><br />
<br />
<img src="http://bestfoto.persiangig.com/image/jaleb/dokhtar.m.bestfoto.jpg" border="0" alt="" /><br />
<br />
<font color="royalblue">شما یادتون نمیاد: به نام الله پاسدار حرمت خون شهدا، شهدایی که با خون خود درخت اسلام را آبیاری کردند. این مقدمه همه انشاهامون بود<br />
<br />
شما یادتون نمیاد، توی خاله بازی یه نوع کیک درست میکردیم به اینصورت که بیسکوییت رو توی کاسه خورد میکردیم و روش آب میریختیم، اییییی الان فکرشو میکنم خیلی مزخرف بود چه جوری میخوردیم ما )))<br />
<br />
شما یادتون نمیاد: انگشتر فیروزه، خدا کنه بسوزه !<br />
<br />
شما یادتون نمیاد، اون موقعها یکی میومد خونه مون و ما خونه نبودیم، رو در مینوشتن: آمدیم منزل، تشریف نداشتید!!<br />
<br />
شما یادتون نمیاد، بچه که بودیم به آهنگها و شعرها گوش میدادیم و بعضی ها رو اشتباهی میشنیدیم و نمی فهمیدیم منظورش چیه، بعد همونطوری غلط غولوط حفظ میکردیم<br />
<br />
شما یادتون نمیاد، خانواده آقای هاشمی رو که میخواستن از نیشابور برن کازرون، تو کتاب تعلیمات اجتماعی<br />
<br />
شما یادتون نمیاد: دختره اینجا نشسته گریه می کنه زاری میکنه از برای من یکی رو بزن!! یه نفر هم مینشست اون وسط توی دایره، الکی صدای گریه کردن درمیآورد<br />
<br />
شما یادتون نمیاد، با مدادتراش و آب پوست پرتقال، تارعنکبوت درست می کردیم<br />
<br />
شما یادتون نمیاد، تابستونا که هوا خیلی گرم بود، ظهرا میرفتیم با گوله های آسفالت تو خیابون بازی میکردیم!! بعضی وقتا هم اونها رو میکندیم میچسبوندیم رو زنگ خونه ها و فرار میکردیم<br />
<br />
شما یادتون نمیاد، وقتی دبستانی بودیم قلکهای پلاستیکی سبز بدرنگ یا نارنجی به شکل تانک یا نارنجک بهمون می دادند تا پر از پولهای خرد دو زاری پنج زاری و یک تومنی دوتومنی بکنیم که برای کمک به رزمندگان جبهه ها بفرستند<br />
<br />
شما یادتون نمیاد، همسایه ها تو حیاط جمع می شدن رب گوجه می پختن. بوی گوجه فرنگی پخته شده اشتهابرانگیز بود، اما وقتی می چشیدیم خوشمون نمیومد، مزه گوجه گندیده میداد<br />
<br />
شما یادتون نمیاد، تو کلاس وقتی درس تموم میشد و وقت اضافه میآوردیم، تا زنگ بخوره این بازی رو میکردیم که یکی از کلاس میرفت بیرون، بعد بچه های تو کلاس یک چیزی رو انتخاب میکردند، اونکه وارد میشد، هرچقدر که به اون چیز نزدیک تر میشد، محکمتر رو میز میکوبیدیم<br />
<br />
شما یادتون نمیاد، دبستان که بودیم، هر چی میپرسیدن و میموندیم توش، میگفتیم ما تا سر اینجا خوندیم :دی<br />
<br />
شما یادتون نمیاد، خانم خامنه ای (مجری برنامه کودک شبکه یک رو) با اون صورت صاف و صدای شمرده شمرده ش<br />
<br />
شما یادتون نمیاد: سه بار پشت سر هم بگو: گاز دوغ دار، دوغ گازدار!! یا چایی داغه، دایی چاقه<br />
<br />
شما یادتون نمیاد، صفحه های خوشنویسی تو کتاب فارسی سال سوم رو</font><br />
<br />
<img src="http://www.bordobakht.com/__cache/images/user/wysiwygimage/0026/2624_f14f60b44e21d0a8c097b8e40058d9ede36d77fa.jpg" border="0" alt="" /><br />
<br />
<br />
<font color="royalblue">شما یادتون نمیاد، قبل از برنامه کودک که ساعت پنج بعدازظهر شروع میشد، اول بیست دقیقه عکس یک گل رز بود با آهنگ باخ،،، بعد اسامی گمشدگان بود با عکساشون.. که وحشتی توی دلمون مینداخت که این بچها چه بلایی سرشون اومده؟؟ آخر برنامه هم نقاشیهای فرستاده شده بود که همّش رنگپریده بود و معلوم نبود چی کشیدند.<br />
تازه نقاشیها رو یک نفر با دست میگرفت جلوی دوربین، دستش هم هی میلرزید!!<br />
آخرش هم: تهران ولیعصر خیابان جام جم ساختمان تولید طبقه دوم، گروه کودک و نوجوان<br />
<br />
شما یادتون نمیاد، یه برنامه بود به اسم بچه هااااا مواظبببببب باشییییییددددد (مثلا صداش قرار بود طنین وحشتناکی داشته باشه! بعد همیشه یه بلاهایی که سر بچه ها اومده بود رو نشون میداد، من هنوز وحشت چرخ گوشت تو دلمه. یه گوله ی آتیش کارتونی هم بود که هی این طرف اون طرف میپرید و میگفت:<br />
آتیش آتیشم، آتیش آتیشم، اینجا رو آتیششش میزنم، اونجا رو آتیششش میزنم، همه جا رو آتیششش میزنم<br />
<br />
شما یادتون نمیاد، قرآن خوندن و شعار هفته (ته کتاب قرآن) سر صف نوبتی بود برای هر کلاس، بعد هر کس میومد سر صف مثلا میخواست با صوت بخونه میگفت: بییییسمیلّـــَهی یُررررحمـــَنی یُرررررحییییییم<br />
<br />
شما یادتون نمیاد، اون موقعی که شلوار مکانیک مد شده بود و همه پسرا میپوشیدن<br />
<br />
شما یادتون نمیاد: بااااااا اجازه ی صابخونه (سر اکبر عبدی از دیوار میومد بالا)<br />
<br />
شما یادتون نمیاد: تو دبستان سر کلاس وقتی گچ تموم میشد، خدا خدا میکردیم معلم به ما بگه بریم از دفتر گچ بیاریم<br />
همیشه هم گچ های رنگی زیر دست معلم زود میشکست، بعدم صدای ناهنجار کشیده شدن ناخن روی تخته سیاه<br />
<br />
شما یادتون نمیاد، یکی از بازی محبوب بچگیمون کارت جمع کردن بود، با عکس و اسم و مشخصات ماشین یا موتور یا فوتبالیستها، یا ضرب المثل یا چیستان …<br />
<br />
شما یادتون نمیاد، قدیما تلویزیون که کنترل نداشت، یکی مجبور بود پایین تلویزیون بخوابه با پاش کانالها رو عوض کنه<br />
<br />
شما یادتون نمیاد: گل گل گل اومد کدوم گل؟ همون که رنگارنگاره برای شاپرکها یه خونه قشنگه. کدوم کدوم شاپرک؟؟ همون که روی بالش خالهای سرخ و زرده، با بالهای قشنگش میره و برمیگرده، میره و برمیگرده.. شاپرک خسته میشه… بالهاشو زود میبنده… روی گلها میشینه… شعر میخونه، میخنده<br />
<br />
شما یادتون نمیاد، اون مسلسل های پلاستیکی سیاه رو که وقتی ماشه اش رو میکشیدی ترررررررررررررترررررررررر ررر صدا میداد<br />
<br />
شما یادتون نمیاد، خط فاصله هایی که بین کلمه هامون میذاشتیم یا با مداد قرمز بود یا وقتی خیلی میخواستیم خاص باشه ستاره می کشیدیم :دی<br />
<br />
شما یادتون نمیاد: من کارم، مــــــــــَن کارم. بازو و نیرو دارم، هر چیزی رو میسازم، از تنبلی بیزارم، از تنبلی بیزارم. بعد اون یکی میگفت: اسم من، اندیشه ه ه ه ه ه، به کار میگم همیشه، بی کار و بی اندیشه، چیزی درست نمیشه، چیزی درست نمیشه<br />
<br />
شما یادتون نمیاد: علامتی که هم اکنون میشنوید اعلام وضعیت قرمز است… قیییییییییییییییییییییییی یییییییییژژژژژژژ. و بعد بدو بدو رفتن تو سنگر، کیسه های شن پشت پنجره های شیشه ای، چسبهایی که به شیشه ها زده بودیم، صدای موشکباران، قطع شدن برق، و تاریکی مطلق، و بعد حتی اگه یک نفر یک سیگار روشن میکرد از همه طرف صدا بلند میشد: خامووووووش کن!!! خامووووووش کن!!!!</font><br />
<br />
<img src="http://64.130.220.65/Multimedia/pics/1389/4/Photo/1559.jpg" border="0" alt="" /><br />
<br />
برای ما که خیلی خاطره انگیز بود…<br />
<br />
<br />
</div></div>

 ]]></content:encoded>
			<category domain="http://www.mypersianforum.org/forumdisplay.php?f=239">لطيفه و سرگرمی</category>
			<dc:creator>soheila joon</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.mypersianforum.org/showthread.php?t=133719</guid>
		</item>
		<item>
			<title>اعتیاد خرج کردن ـ از کجا بفهمیم مبتلا هستیم؟</title>
			<link>http://www.mypersianforum.org/showthread.php?t=133718&amp;goto=newpost</link>
			<pubDate>Thu, 02 Sep 2010 20:26:01 GMT</pubDate>
			<description><![CDATA["کاری را که می دانستی چطور انجام بدهی، آنطور انجام دادی. وقتی بهتر دانستی، بهتر هم...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><font size="3"><font color="#5a5a5a">&quot;کاری را که می دانستی چطور انجام بدهی، آنطور انجام دادی. وقتی بهتر دانستی، بهتر هم انجام دادی.&quot; </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">مایا آنجلو </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">لغت نامه &quot;اعتیاد&quot; را راهی برای وقف کردن و رها کردن خود به چیزی از روی عادت و میل شدید، رفتاری که عملکرد یک عمل حیاتی را خراب می کند، و پیشرفت مضر تعریف می کند. اعتیاد باعث می شود حس توازن و عقلانیت خود را از دست بدهید. در همه نوع اعتیاد، اشتیاق و میل شدید برای لذت و خشنودی آنی ـ برای رسیدن به احساس لذت، قدرت، و رها شدن از مشکلات ـ و پافشاری بر نادیده گرفتن نشانه های رفتاری دراز مدت و خودویرانگر. </font><br />
</font> <font size="3"><font color="#5a5a5a">اگر دچار اعتیاد خرج کردن هستید، کنترل خرید کردن برای شما کاری دشوار است و هرچقدر هم که خرید کنید باز هم برایتان کافی نیست. فروشگاه ها و مراکز خرید یک جذابیت آهن ربایی برایتان دارند. همیشه گرانترین هدیه ها را می دهید. خریدهایتان نشان می دهد که چقدر درمورد همه برندهای و مارک های اجناس مختلف اطلاعات دارید. وقتی با دوستانتان برای غذا خوردن به رستوران می روید، این شما هستید که همیشه برای حساب کردن صورتحساب اصرار دارید، چه بتوانید از عهده آن بربیایید، چه نتوانید. </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">باوجود عواقب منفی که این مشکل برای شما دارد—مثل احساس گناه، قرض یا احساس خجالت درمورد خریدهایتان—باز هم دست از اینکار برنمی دارید و خود را در مرکز خرید دیگری مشغول خریدن چیزهایی که واقعاً به آن نیاز ندارید می یابید. معمولاً درمورد اینکه چقدر خرج کرده اید دروغ می گویید (به خودتان و نزدیکانتان)، برچسب های قیمت را از روی اجناسی که خریده اید می کنید و همیشه برای راست و ریست کردن هزینه های ماهانه تان مشکل دارید.اعتیاد خرج کردن تلاشی برای خریدن &quot;خوشبختی&quot; است—برای مورد تحسین قرار گرفتن، احساس قدرت کردن، دور کردن احساسات مشکل دار مثل شک به خود یا ناامیدی ازخود—و می توانند به خراب کردن هر چیزی که برایتان عزیز بود منجر شود. </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">● چطور به یک رفتار معتاد می شویم؟ </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">فرستنده های شیمیایی هستند که انتقال دهنده های عصبی یا نوراترانسمیتر نامیده می شوند و کارشان انتقال ارتباط بین مغز و سایر قسمت های بدن است. وقتی عصبی، مضطرب و نگران هستید، جریانی از اپینفرین که تحریک کننده ترس است در بدنتان تولید می شود. وقتی اتفاقی می افتد که حس خوبی به شما می دهد (مثلاً وقتی چیزی می خرید) جریانی از نوروترانسمیترهایی که سروتونین نامیده می شوند در شما پیدا شده و احساسی خوب به شما می دهند. </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">اعتیاد خرج کردن رفتاری در شما ایجاد می کند که یگدفعه باید همان لحظه چیزی بخرید. پرداخت پول برای خرید یک جنس احساسی بسیار خوب به شما می دهد و باعث می شود مقدار کافی از آن سروتونین در بدنتان تولید شود. یک خرید هیچوقت برای شما کافی نیست. می خواهید آن احساس سرخوشی را دوباره و دوباره تجربه کنید، به همین خاطر باز بیرون می روید و چیزی می خرید. </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">با رفتار خودتان مسموم شده اید. تنها چیزی که در دنیا برایتان مهم است این است که بتوانید به این خرج کردن هایتان ادامه دهید. چون خریدن چیزهای جدید احساس خیلی خوبی نسبت به خودتان، زندگیتان و همه چیز در شما ایجاد می کند. درست همانطور که تعریف اعتیاد می گوید، شما خودتان را وقف رفتاری کرده اید که از روی عادت و میل شدید انجام می شود و عملکردهای حیاتی را تخریب می کند. </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">● چرا اعتیاد به خرج کردن؟ </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">اعتیاد به خرج کردن یک نشانه یا بهتر بگوییم، یک چراغ قرمز هشدار از احساسات بسیار عمیقی در شماست که سعی در پنهان کردن آن دارید. افراط در خرید به شما کمک می کند آن احساسات مشکل ساز حداقل برای مدتی روی نشوند. هربار که سعی می کنید این رفتار اعتیادآمیز خود را کنار بگذارید، یا حسی ناخوشایند و ترس مواجه می شوید. بااینکه به خودتان قول داده اید که باید خرج کردن هایتان را کمتر کنید، اما برای از بین بردن آن حس ناخوشایند محبور می شوید باز چیز دیگری بخرید. </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">اما چه احساساتی است که اینقدر بد است که شما را به خودویرانگری می رساند؟ شاید از این می ترسید که به آن اندازه ای که می خواهید جذاب یا موفق به نظر نرسید. احتمال این وجود دارد که ترس شما از این ناشی می شود که فکر می کنید خودِ واقعیتان موجودی دوست داشتنی نیست. یااز این می ترسید که ظاهرتان که اینقدر برای زیباییش تلاش کرده اید، از بین برود و دیگران ببینند که پشت آن ظاهر زیبا چه در فکر شماست: اینکه شما یک فرد متظاهر و شکست خورده اید. </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">وقتی دچار اعتیاد خرج کردن باشید، آنچه که واقعاً می خواهید بخرید این است که مورد علاقه و توجه دیگران قرار بگیرید و اسیر آن حس شک و ناامیدی به خود نشوید. مهم نیست که چقدر پول داشته باشید چقدر موفق باشید یا چه موقعیت احتماعی داشته باشید، این درون شماست که احساس خالی بودن و پوچی می کند. وقتی پول خرج می کنید، آن دره خالی و عمیق درونتان کمی پر می شود و حتی به مدتی خیلی کوتاه احساس می کنید که در اوج دنیا هستید. </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">● از کجا بدانید که دچار اعتیاد خرج کردن هستید؟ </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">انکار یکی از مولفه های اعتیاد است. برای اینکه بفهمید دچار اعتیاد خرج کردن هستید یا نه باید عادت های خرید خود را صادقانه بررسی کنید: چقدر و چند مدت یکبار خرید می کنید؟ خرید کردن های شما چه خسارتی به حساب پس اندازتان، کارتان، خانواده تان، و زندگی شخصی خودتان وارد می کند؟ و مهم تر اینکه، چه احساسات ترس یا ناامنی را می خواهید با خرید کردن بپوشانید؟ </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">تشخیص اینکه به این اعتیاد دچار هستید اولین و بزرگترین قدم برای بهبودی است. اگر احساس می کنید که خرج کردن مشکلاتی برای شما ایجاد می کند، می توانید نزد مشاور روانشناس رفته و با او مشورت کنید. به همراه مشاور می توانید ببینید چه چیزی شما را به خرید کردن ترغیب می کند و چطور عادت های خرید شما بر کیفیت زندگیتان تاثیر می گذارد و روابط شما را با نزدیکانتان شکل می دهد و درمورد خودتان چه احساسی پیدا می کنید. </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">رفتاری های اعتیادآور قابل درمان هستند. اگر واقعاً می خواهید عادت خرید کردن خود را متوقف کنید، مشاوره و روانشناسی بیشتری کمک را به شما می کند و به شما یاد می دهد که چه رفتارهایی را جایگزین آن کنید و مهارت های کنار آمدن با این مشکل رانیز به شما معرفی می کند.</font></font></div>

 ]]></content:encoded>
			<category domain="http://www.mypersianforum.org/forumdisplay.php?f=742">روانشناسی فردی</category>
			<dc:creator>Parmis</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.mypersianforum.org/showthread.php?t=133718</guid>
		</item>
		<item>
			<title>آیا همه انسانها باید ازدواج کنند؟</title>
			<link>http://www.mypersianforum.org/showthread.php?t=133717&amp;goto=newpost</link>
			<pubDate>Thu, 02 Sep 2010 20:25:13 GMT</pubDate>
			<description>ازدواج برای خیلی از ما بخشی عادی از زندگی است. ما بزرگ می شویم، دیپلممان را می...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><font size="3"><font color="#5a5a5a">ازدواج برای خیلی از ما بخشی عادی از زندگی است. ما بزرگ می شویم، دیپلممان را می گیریم، یا کار پیدا میکنیم یا وارد دانشگاه می شویم و بعد یک روز آن کسی که می خواهیم را برای زندگیمان پیدا می کنیم. اما این روزها افراد خیلی دیرتر ازدواج می کنند و قبل ازاینکه &quot;بله&quot; را سر سفره عقد بگویند مکث طولانی تری دارند. </font><br />
</font> <font size="3"><font color="#5a5a5a">در جوامع غربی تحقیقات گزارش می کند که از سال ۲۰۰۱، تعداد کسانی که ازدواج می کنند هر ساله رو به کاهش است. در سال ۱۹۷۰، ۷۲ درصد از جمعیت متاهل بودند ولی این رقم امروز به ۵۰ درصد رسیده است. همچنین، درصد افرادی که طلاق گرفته اند شدیداً رو به افزایش است. مشخص است که همه این اطلاعات باعث می شود افراد قبل از ازدواج بیشتر و عمیقتر به این اقدام خود فکر کنند. سوال این است که در این روزگاری که هیچ چیز دائمی و بادوام به نظر نمی رسد، آیا باید ازدواج کرد یا خیر؟ </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">بدون شک عامل دیگر در کاهش آمار ازدواج تاثیر طلاق بر ذهن نوجوانان و جوانان است. خیلی از آنهایی که به ازدواج فکر می کنند خود فزندان طلاق هستند. این مسئله آنها را در برابر رفتن زیر بار تعهدات ازدواج مقاومتر می کند. از ۸۲ درصد از زوج های متاهلی که تا پنجمین سالگرد ازدواجشان زندگی مشترکشان ادامه پیدا میکند، فقط نیمی آن را به ۱۰ سال می رسانند. با گذشت زمان، احتمال با دوام ماندن ازدواج ها کمتر و کمتر می شود. تعداد بالای شکست های ازدواج باعث می شود مردم بیشتر به مسئله ازدواج کردن یا نکردن فکر کنند. </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">اکثر مردم می فهمند که اول آشنایی همیشه سرشار از عشق و محبت است. اول همه رابطه ها همه چیز خوب است. سکس خوب است، همراهی و همدلی دو نفر با هم خوب است، و مقدار کمتر تعهدات مشترک زندگی را برایشان ساده تر می کند. زندگی کردن در خانه های جدا به هر دو طرف آزادی بیشتری داده و نگرانی ها معمولاً کمتر است. چیز زیادی برای نگرانی وجود ندارد. وقتی رابطه برهم می خورد، چیزهایی مثل بچه، مشکلات مالی و قضاوت های جامعه وجود ندارد که دو طرف را نگران کند و بیشتر افراد می توانند راحت از این مشکلات بگذرند. قبل از اینکه رابطه دو طرف قانونی شود، بر هم زدن رابطه کار سختی به نظر نمی رسد. سالیان سال است که به مردها و زن ها درمورد ازدواج و تعهدات آن هشدار می دهند. سکس بین دو طرف محو می شود، زن خانه مدام غرغر می کند، مرد به فردی تنبل تبدیل می شود که جز دستور دادن و خوردن کار دیگری در خانه نمی کند و خیلی چیزهای دیگر. اینجاست که می گویند، سری که درد نمی کند را دستمال نمی بندند. </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">بعد از گذشت یک زمان مشخص می فهمید که قدم بعدی در رابطه تان این است که ازدواج کنید. معمولاً فقط یکی از دو طرف میل به ازدواج دارد و طرف دیگر به همان وضعیت راضی است. اما به خاطر ترس از دست دادن رابطه، دو نفر با هم ازدواج می کنند. اما مدت زمان کمی بعد از ازدواج است که همه چیز خسته کننده و تکراری می شود. تعداد کمی از افراد از قبل پیشبینی می کردند که به چنین نقطه ای برسند. بعد از اینکه آنچه که باید گفته شود، گفته می شود و آنچه باید انجام داده شود، انجام داده می شود، زن و شوهر هر شب از سر عادت در اتاق نشیمن می نشینند و تلویزیون تماشا می کنند، هر روز همان کارهای مشابه و تکراری را انجام می دهند و زندگیشان کاملاً یکنواخت می شود. این مسئله باعث می شود متوجه شوید که خیلی چیزها درمورد همسرتان هست که دوست ندارید و آزارتان می دهد. متاسفانه، دیگر خیلی دیر شده است. دیگر ازدواج کرده اید و باید با آن کنار بیایید. </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">یک روی سکه می گوید چون نمی توانید اوضاع را تغییر دهید به این معنی نیست که اوضاع بد است. در زندگی دوره های تغییر مختلفی وجود دارد و وقتی ازدواج می کنیم، همراه با همسرمان این تغییر را تجربه میکنیم. گاهی اوقات یکی از دو طرف جلوتر از آن یکی است و گاهی اوقات این رشد با هم صورت می گیرد. اگر بتوانید هر مرحله رشد را با هم طی کنید، به دستاورد بسیار بزرگی در زندگیتان نائل شده اید. حتی اگر ۱۰ سال هم با یک نفر رابطه دوستی داشته باشید، به ندرت درمورد موقعیت های واقعی زندگی که ممکن است موجب ازدواج یا برهم خوردن آن شود بحث می کنید. و ناگهان می بینید که با او ازدواج کرده اید و همه تعهدات و انتظارات دنیا از شما خیلی دشوار به نظر می رسد. خیلی وقت ها به زندگی مجردیتان فکر میکنید که هیچ کس نبود که بهش جواب پس بدهید، کسی نبود که نگرانش شوید، کسی نبود که مجبور باشید از او مراقبت کنید و هیچ کس هم نبود که به شما بگوید چه باید بکنید و چه نباید بکنید. اما قبل از اینکه در دریای پشیمانی گم شوید، به این فکر کنید که در زمان مجردی وقتتان را چطور می گذراندید؟ آیا آن تنهایی هر از گاه اذیتتان می کرد؟ آیا احساس کمال می کردید؟ آیا اوقات فراغتتان را به دنبال یک شریک زندگی بودید؟ آیا به آنهایی که ازدواج کرده بودند حسادت نمی کردید؟ آیا فکر نمی کردید که ازدواج یک مسئله خیلی مهم است و باید آنرا جدی بگیرید؟ آیا اصلاً باید ازدواج کرد؟ </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">&quot;عشق در نگاه اول فهمش راحت است، یعنی وقتی دو نفر برای یک عمر به هم نگاه می کردند و این به یک معجره تبدیل می شود...&quot; – امی بلوم </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">ازدواج چه فوایدی دارد؟ ازدواج این امکان را برای افراد فراهم می کند که کمی آرامتر شوند و برای شناختن درونی و بیرونی طرف خود متعهد شوند. این نزدیکی و صمیمیت و اینکه بدانید یک نفر در این دنیا دوستتان دارد و به رابطه با شما متعهد است خیلی زیباست. همچنین ازدواج یکی از معدود راه های تشکیل خانواده بدون حرف مردم است. ارتباط و تشکیل خانواده بدون ازدواج قانونی همانطور که میدانید چندان در جامعه ما مورد پسند نیست. همچنین وقتی ازدواج کرده اید، می توانید خیلی راحت خودتان باشید و با راحتی بیشتری کارهایتان را انجام دهید. ازدواج معمولاً فواید مالی هم در بر دارد و حتی بانک ها افراد متاهل را بیشتر از افراد مجرد جدی می گیرند. ازدواج گذرگاهی برای شروع دوباره زندگی شماست. آنجاست که می توانید برای آینده تان و هر چه که برایتان مهم است برنامه ریزی کنید. البته این کارها را می توانید بعنوان یک فرد مجرد هم انجام دهید اما همیشه یک باری روی دوشتان است که یک روز بالاخره باید ازدواج کنید. </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">با وجود این فواید، ازدواج معایبی هم به همراه دارد. هرچقدر هم که دو طرف سعی کنند استقلال خود را در ازدواج حفظ کنند اما باز هم بخش اعظمی از استقلالتان با ازدواج از بین می رود. برخی رفتارهای و اعمال خاص که قبلاً برایتان قابل قبول بود، الان دیگر نیست و می تواند باعث عدم وفاداری احساسی یا جسمی شود. خیلی وقت ها ازدواج کردن مثل این می ماند که دوباره بچه شده باشید. بعد از ازدواج می بینید که دوباه با احساسات یک نفر دیگر محدود شده اید. البته ازدواج مثل زندان نیست اما آن آزادی که قبل از ازدواج داشتید دیگر وجود ندارد. خستگی جنسی هم بعد از ازدواج ایجاد می شود. صادقانه بگوییم، چند بار می توانید با یک نفر خاص قبل از اینکه پیر شوید رابطه داشته باشید؟ خیلی از زوج ها عشق و نوازش های حین رابطه جنسی را زیاد جدی نمی گیرند و همه شور و احساس در سکسشان از بین می رود. اگر با خود فکر می کنید که این اتفاق برای شما نخواهد افتاد مطمئن باشید که کاملاً در اشتباهید چون بالاخره این اتفاق می افتد. </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">بچه ها را هم وارد قضیه کنید و آنوقت است که داستان ازدواج سخت تر هم می شود. دو نفر الان باید درمورد نحوه بزرگ کردن و تربیت کردن فرزندانشان هم با هم توافق کنند. بچه ها در خیلی چیزها دخالت می کنند. بله درست است که بچه نعمت است و عشق بیشتری به زندگی زناشویی می بخشند اما کنار آمدن و تربیت کردن آنها کاری بسیار دشوار و استرس زا است و مسئولیت ها و انتظارات را ده برابر بیشتر می کند. بچه ها همچنین آن چیزهایی که درمورد همسرمان دوست نداریم را بیشتر به چشممان می آورند. به خاطر همه این مشکلات هم که شده باید قانونی تصویب کنند که زوج ها باید ۵ سال تا بچه دار شدن صبر کنند تا بهتر بتوانند در این رابطه تصمیم گیری کنند. </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">&quot;عشق یک دیوانگی موقت است، که با ازدواج درمان می شود.&quot; –آمبروز بیرث </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">آیا باید ازدواج کنیم؟ این سوال کاملاً شخصی است. ازدواج این روزها جذابیت خود را از دست داده است و رسانه ها هم خیلی به این موضوع کمک کرده اند. پاسخ به این سوال خیلی ساده است...اگر فکر می کنید برای شما مناسب است باید ازدواج کنید. اما اگر فکر می کنید که آن روش زندگی برای شما مناسب نیست پس نباید ازدواج کنید. هر فرد متاهلی که به شما می گوید، ازدواج چیزی را تغییر نمی دهد، کاملاً اشتباه می گوید. ازدواج خیلی چیزها را عوض میکند. البته خوشبختانه تعادلی که ازدواج ایجاد می کند به همان اندازه تاثیرات منفی، تاثیرات مثبت به همراه دارد. </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">داستان های پریان که در زمان کودکی برایمان می گویند فقط داستان اند. داستان واقعی جذابیت خیلی کمتری دارد و تلاش بیشتری هم می برد. برای ازدواج باید بخش خیلی بزرگی از خودمان را فراموش کنیم و خیلی آرزوها و خواسته های شخصیمان را مدتی متوقف کنیم. خیلی ها بعد از مدتی می فهمند آنچه که اول کار می خواستند خیلی با آن چیزی که آخر کار می خواهند فرق می کند. آیا همه اینها ارزشش را دارد؟ خیلی وقت ها زن و شوهر های خوشبخت می گویند که بله ارزشش را دارد اما یادتان باشد زن و شوهرهای خوشبخت هم یک شبه به آن وضعیت نرسیده اند. برای اینکه یک ازدواج دوام پیدا کند باید واقعاً به تعهدات پابرجا بمانید و مشکلات عاطفی، احساسی، ذهنی و فیزیکی خیلی زیادی را پشت سر بگذارید. ده سال اول را واقعاً به کشف رابطه می پردازیم. خیلی وقت ها تا زمانیکه مجبور می شویم با یک نفر زیر یک سقف زندگی کنیم، خودمان و همه پیجیدگی های خودمان را نمی شناسیم. اگر چند وقت است که سردرگمید که باید ازدواج یکنید یا نه، توصیه می کنیم که کمی صبر کنید. این مسئله نشان می دهد که شما هنوز در این مورد تردید دارید و مطمئن به این کار نیستید. مطمئن باشید که وقتی زمان واقعی ازدواجتان رسیده باشد، آنوقت است که دیگر این تردید را ندارید و کاملاً از تصمیم خود مطمئنید.</font></font></div>

 ]]></content:encoded>
			<category domain="http://www.mypersianforum.org/forumdisplay.php?f=734">روانشناسي خانواده</category>
			<dc:creator>Parmis</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.mypersianforum.org/showthread.php?t=133717</guid>
		</item>
		<item>
			<title>آهنگ جدید و بسیار زیبای جمشید به نام لالایی برای مادر</title>
			<link>http://www.mypersianforum.org/showthread.php?t=133716&amp;goto=newpost</link>
			<pubDate>Thu, 02 Sep 2010 20:24:40 GMT</pubDate>
			<description>*آهنگ جدید و بسیار زیبای جمشید به نام لالایی برای مادر  
 
* تصویر:...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><div align="center"><b>آهنگ جدید و بسیار زیبای جمشید به نام لالایی برای مادر <br />
<br />
</b> <img src="http://www.0.dl-musicbaran4.info/Single/1389/Shahrivar/11/jamshid.jpg" border="0" alt="" /><br />
<div class="bbcode_container">
	<div class="bbcode_description">کد:</div>
	<hr /><code class="bbcode_code"><font color="DarkGreen">لینک و متن درون کدها فقط برای کسانی که ثبت نام کرده اند قابل مشاهده است<br />
اگر تا کنون در سایت ثبت نام نکرده اید با کلیک بر روی <a href="http://www.mypersianforum.org/register.php" target="_blank"><font color="Red">این قسمت ثبت نام</font></a> کنید<br />
Only <a href="http://www.mypersianforum.org/register.php?langid=1" target="_blank"><font color="#ff0000">Registered</font></a> Users Can See Links</font></code><hr />
</div> </div></div>

 ]]></content:encoded>
			<category domain="http://www.mypersianforum.org/forumdisplay.php?f=391">دانلود تک آهنگ های ایرانی</category>
			<dc:creator>hamed23</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.mypersianforum.org/showthread.php?t=133716</guid>
		</item>
		<item>
			<title>خطاهای ۱۰ گانه همسران جوان</title>
			<link>http://www.mypersianforum.org/showthread.php?t=133715&amp;goto=newpost</link>
			<pubDate>Thu, 02 Sep 2010 20:23:59 GMT</pubDate>
			<description>زوج‌های جوان شباهت زیادی به دانشجوهای سال اول دانشگاه دارند. آنها تازه مشغول...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><font size="3"><font color="#5a5a5a">زوج‌های جوان شباهت زیادی به دانشجوهای سال اول دانشگاه دارند. آنها تازه مشغول ‌یادگیری خم وچم زندگی مشترک‌ هستند. آگاهی از اشتباهات معمول در اوایل ازدواج می‌تواند کمک ‌کند که مانع بروز مجدد آنها شویم. در پیچ و خم دلدادگی و حـرف‌های نگفته جوانی، واقعیت‌های یک عمر ‌زندگی درکنار یکدیگر، تجربه حوادث تلخ و شیرین و مهارت‌های لازم برای شناخت و تجزیه و تحلیل ‌مشکلات زندگی فراموش می‌شود. یادآوری چند نکته به همه ما کمک می‌کند تا مسافتی دورتر از ‌شروع زندگی مشترک و رویاپردازی‌های عاشقانه را مشاهده کنیم. </font><br />
</font> <font size="3"><font color="#5a5a5a">۱) فکر نکردن به فردای ازدواج: بعضی از همسران جوان آنچنان سرگرم جشن ازدواج می</font></font><font size="3"><font color="#5a5a5a">‌شوند که نمی‌دانند درگیر چه ‌مسائلی شده‌اند. شما متاهل شده‌اید. جشن ازدواج شاید سرگرم کننده باشد اما فقط یک روز است. اکنون ‌شما ناچارید با یکدیگر زندگی کنید، با هم کنار بیایید و تشکیل خانواده دهید. از برنامه‌های جشن و ‌بازتاب آن، از تماشای فیلم عروسی تا تجدید خاطرات با دوستان لذت ببرید، اما تمام مدت، تصویر بزرگ‌تری را ‌در ذهن داشته باشید.‌ </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">۲) تلاش برای عوض کردن خُلقیات همسر: ‌ به احتمال قوی، شما به این دلیل با همسر خود ازدواج کرده‌اید که عاشقش بوده‌اید. اگر این طور باشد، هیچ ‌دلیلی وجود ندارد که او را تغییر دهید. بدون شک، افراد بالغ به طرز چشمگیری تغییر نمی‌کنند. پس بهترین ‌اطمینان شما این است که همسر خود را قبول کرده و او را به خاطر منحصر به فرد بودنش و تفاوت‌هایی که ‌با دیگران دارد، دوست بدارید. تلاش برای عوض کردن همسرتان فقط احساسات او را جریحه‌دار کرده و ‌زندگی مشترک شما را خراب می‌کند.‌ </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">۳) رابطه بد با خانواده همسر: ‌ اگر تا این لحظه به رابطه شما با خانواده همسرتان لطمه وارد شده، دست به هر کاری بزنید تا رابطه خود با خانواده همسرتان را ‌بهبود ببخشید. اولین نفری باشید که صلح را برقرار می‌کند، زیرا هنگام دعوای شما با خانواده همسرتان، ‌تنها کسی که آزرده خاطر می‌شود، همسرتان است که احساس می‌کند بین شما گیر افتاده است.‌ </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">۴) مشاجره به‌جای گفتگو: ‌پرخاشگری و فریاد زدن وجیغ کشیدن در حل مشکل یا اختلاف نظرها به شما و همسرتان کمکی نمی‌کند. ‌گفتگوی آرام و منطقی، شما را به پیش خواهد برد. اگر هنگام مجادله با همسرتان، نتوانید خود را کنترل ‌کنید، زندگی تان را به مخاطره می‌اندازید. پس هر کاری را که شامل این موارد است از استراحت در میانه ‌بحث تا طلب کمک به وسیله روش‌های درمانی انجام دهید.‌ </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">۵) کوتاه بودن افق دید: ‌ هیچ‌کس دوست ندارد درباره مسائل سنگینی مثل کنترل مسائل مالی، راه‌های ممکن در صورت بچه‌دار ‌نشدن و نحوه آمادگی برای اتفاقات پیش‌بینی نشده‌ای مثل مرگ، بحث کند. با این حال اکنون که متاهل ‌شده‌اید چاره‌ای جز صحبت درباره این موضوعات ندارید. ازدواج شما به این مسائل وابسته است. عاقل ‌باشید و در مورد تمامی این مسائل با همسر خود صحبت کنید و درصورت لزوم با دیگران مشاوره داشته ‌باشید اما آن را نادیده نگیرید. زندگی، تنها تفریح و مهمانی و خوشی نیست. درخود توانایی پذیرش ‌مشکلات بزرگ‌تر را داشته باشید.‌ </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">۶) دعواهای بیهوده:‌ هر انسان متاهلی با همسر خود بر سر مسائلی بحث می‌کند، از باز گذاشتن سر خمیردندان تا آویزان کردن ‌لباس روی دستگیره در که در نظر دیگران بی معنی است. بحث‌های خود را برای مسائل مهم‌تری نگه دارید. ‌این دلخوری‌ها را به حال خود بگذارید. به راستی اگر تنها اشتباه همسر شما انداختن جوراب‌های کثیف روی ‌زمین است، باید خودتان را خوش‌شانس بدانید.‌ </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">۷) حسادت: ‌ همسرتان شما را برای زندگی انتخاب کرده است. حسادت باعث اتلاف وقت شده و موجب اهانت به ‌همسرتان می‌شود که تصور می‌کند شما به او اعتماد ندارید. اگر او همیشه قابل اعتماد بوده است، نباید با ‌حسادت خود حتی برای او ایجاد مزاحمت کنید. این کار می‌تواند سمی در رابطه شما با همسرتان باشد.‌ </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">۸) زندگی کردن مانند مجردها: ‌ اکنون زمان آن رسیده که بزرگ شوید. گردش شبانه رفتن با دوستان، زمانی اشکال نداشت که مجرد ‌بودید و هیچ کس در منزل منتظر شما نبود. به عنوان یک فرد متاهل، انجام بعضی کارها شایسته نیست. ‌شما می‌دانید درست و غلط چیست، پس کار درست را انجام دهید.‌ </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">۹) غرور در زندگی مشترک: ‌ زن یا شوهری که بعد از هر مشاجره بر عذرخواهی اصرار دارد، همیشه برنده است و کسی که مهر و ‌محبت همسر خود را انکار می‌کند، هیچ کار مفیدی برای زندگی مشترک‌شان انجام نمی‌دهد. او اجازه ‌می‌دهد غرور و روش‌های حل مشکلات و عشق و علاقه او، به همسرش راه پیدا کند و رابطه آنها به نتیجه ‌برسد. باید ملایم‌تر باشید و راهی پیدا کنید که مسئولیت اعمال خود را به گردن بگیرید.‌ </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">۱۰) با هم نبودن: ‌ باید مانند یک گل از زندگی مشترک خود مراقبت کنید. گل، بدون آب، نور خورشید و مراقبت هرگز رشد ‌نخواهد کرد. بنابراین، باید برنامه‌ریزی کنید تا مدت زمان بیشتری را در کنار همسر خود باشید. </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">● نکاتی که لازم است مردها بدانند </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">۱)‌ طوری رفتار کنید که زن بداند وجودش حتماً لازم است، زیرا اگر این کار را نکنید افکارش او را به‌جایی ‌می‌کشاند که فکر می‌کند وجودش غیر ضروری است و شما وی را با چهارچوب دَر یکی می‌بینید. زن‌ها دوست ‌ندارند با ریسکی که می‌کنند زندگی‌شان از هم بپاشد و تنها مردان هستند که این اطمینان را در آنها به وجود ‌می‌آورند. </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">‌۲)‌ اجازه بدهید که زن‌ها استقلال‌شان را حفظ کرده تا بتوانند از ایده هایشان استفاده کنند. باور کنید شما باید ‌این اطمینان را به آنها بدهید. </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">۳)‌ فکر نکنید نظر یک زن نمی‌تواند چاره‌ساز باشد، این افکار قدیمی را دور بریزند. نظر او را بپذیرید و به آن فکر کنید. </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">‌۴)‌ آقایان! لطف کنید بدانید زن‌ها اگر موفقیتی به‌دست می‌آورند سریعاً آن را با شما تقسیم می‌کنند. پس ‌نگران نباشید. </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">۵)‌ او را تنها نگذارید. به زن خود اطمینان بدهید حتی اگر می‌خواهد کره زمین را هم منفجر کند شما با او ‌خواهید بود. بگذارید امتحان کند. </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">۶)‌ آقایان! بدانید اگر بتوانید ترس عدم موفقیت را در همسرتان از بین ببرید بهترین همسر ‌دنیا می‌شوید، باور کنید چیزی جز قدرشناسی به دست نمی‌آورید. </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">‌۷)‌ آقایان!در صورت شکست همسرتان به وی آرامش بدهید نه اینکه پتکی بشوید و بر سرش فرود بیائید‌. همان‌طور که در موفقیت هایش صورتحساب جلویش می‌گذارید در شکست‌هایش هم بفرمایید حساب ‌کنید. </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">۸)‌ افکارتان را تحمیل نکنید. واقعاً دلیلی ندارد چون شما مرد هستید نظرتان قابل اجرا باشد.‌ </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">۹)‌ بدانید قدرت و اعتماد به نفس مرد به علاوه سنجش و دورنگری زن، اعتدال در زندگی مشترک را تضمین ‌می‌کند.</font></font></div>

 ]]></content:encoded>
			<category domain="http://www.mypersianforum.org/forumdisplay.php?f=735">روانشناسي جوان</category>
			<dc:creator>Parmis</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.mypersianforum.org/showthread.php?t=133715</guid>
		</item>
		<item>
			<title>چگونه با افراد مشکل آفرین کنار بیاییم؟</title>
			<link>http://www.mypersianforum.org/showthread.php?t=133714&amp;goto=newpost</link>
			<pubDate>Thu, 02 Sep 2010 20:22:02 GMT</pubDate>
			<description>● سرسخت و آزاردهنده نباشید  
  همه ما در زندگی خود با افراد سرسخت و مشکل‌آفرین...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><font size="3"><font color="#5a5a5a">● سرسخت و آزاردهنده نباشید </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">همه ما در زندگی خود با افراد سرسخت و مشکل‌آفرین مواجه شده‌ایم و متاسفانه در بسیاری از مواقع مجبور به همکاری و کنار آمدن با این گونه افراد بوده‌ایم. برخورد با این افراد در اکثر اوقات باعث عصبی شدن و حتی ایجاد اختلال در زندگی اجتماعی و حتی خانوادگی ما می‌شود. واقعیت این است که همیشه شرایط سخت و دشوار با حضور چنین افرادی بد و بدتر می‌شود. برقراری ارتباط با این گروه برحسب نوع ارتباطی که ما با آنها داریم، می‌تواند بسیار سخت و دردسرساز باشد، بنابراین باید اطلاعات خود را درخصوص روش برقراری ارتباط با چنین افرادی بالا برده تا در این ارتباطات دچار کمترین لطمه و صدمه روحی و عصبی شویم. </font><br />
</font> <font size="3"><font color="#5a5a5a">اولین سوالی که در برخورد با این افراد به ذهن خطور می‌کند، این است که چرا اینقدر مشکل‌ساز بوده و چرا برقراری ارتباط با این افراد تا این اندازه سخت و دشوار است؟ </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">در برخی موارد تجارب زندگی شخصی این افراد به آنها چنین آموخته که برای جلوگیری از قربانی خشم دیگران شدن چنین رفتاری را از خود بروز دهند. در موارد دیگر برخی از این افراد از این که برای زندگی و کار دیگران مشکل ایجاد کنند، لذت می‌برند. در بعضی مواقع افراد مشکل‌آفرین به دلیل عصبانی بودن در لحظه برقراری ارتباط، برای شما ایجاد مشکل می‌کنند. گروه دیگر افرادی غمگین و منفی‌گرا هستند که جز این شیوه، راه دیگری برای زندگی کردن نمی‌شناسند و اما آخرین گروه، افرادی هستند که وقتی برای دیگران مشکل درست می‌کنند، احساس قدرتمندی و غرور می‌کنند؛ زیرا آنها می‌دانند که هر زمان که اراده کنند، می‌توانند برای هرکس که دوست دارند، مشکل‌آفرین باشند و اعصاب فرد مورد نظر خود را تحت فشار قرار داده و حتی زندگی خانوادگی او را مختل کنند؛ اما واقعا چگونه می‌توان در زندگی با این افراد روبه‌رو شد؟ آیا راهکارهایی برای ایجاد رابطه با این افراد بدون هیچ نوع حاشیه‌سازی و ایجاد فشار روحی وجود دارد؟ در اینجا به ارائه چند راهکار ساده برای دفع مشکل‌آفرینی این افراد می‌پردازیم تا بتوانیم با ایجاد تعادل ارتباطی بین خود و آنها از زندگی آرامش‌بخش‌تری برخوردار شویم. </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">● پرسش کردن </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">وقتی احساس می‌کنید فرد مورد نظر شما شروع به بروز رفتارهای مشکل‌آفرین کرده، از او سوال کنید که آیا من باعث ناراحتی شما شده‌ام یا نه؟ با طرح این سوال فرد دقیقا متوجه می‌شود که عصبانیت خود را نتوانسته کنترل کند و با توجه به عدم دخالت شما در عصبانیت او اقدام به کنترل رفتار خود کرده و یا شاید از شما عذرخواهی هم بکند. برخی از افراد این گروه ممکن است در مواجهه با سوال شما بدون هیچ توضیحی رفتاری از خود بروز دهند که به شما بفهمانند به چه چیزی احتیاج دارید تا از شر عصبانیت آنها خلاص شوید. اگر فرد مذکور یکی از اعضای خانواده شما باشد، به دلیل نزدیکی ارتباط حتی ممکن است راحت‌تر به طرح مشکل خود پرداخته و از چیزی که باعث رنجش او شده است، حرف بزند. در برخی موارد طرح این سوال به فردی که واقعا عصبی و مشکل‌آفرین نیست و شرایط و مقتضیات موجود باعث بروز چنین رفتار ناهنجاری در او شده است، کمک می‌کند تا با تفکر روی رفتار و اعمال خود و شرایط تشنج‌زا به مهار عصبانیت خود پرداخته و رفتار خود را تصحیح کند. </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">● به اعصاب خود مسلط باشید </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">با تلاش برای آرام نگه داشتن خود در برخورد با چنین افرادی، از مغشوش کردن اعصاب خود و ایجاد اختلال در روابط خانوادگی و اجتماعی خود در محیط خانه و بیرون تا حد زیادی جلوگیری کنید. کسانی که به طور تعمدی دوست دارند برای دیگران مشکل‌ساز باشند، همیشه سعی می‌کنند فرد مورد نظر خود را به سختی انداخته و با قرار دادن او در تنگنا باعث عذاب و ناراحتی او و خانواده‌اش شوند. در این شرایط، این افراد با عصبانی کردن شما از نظر احساسی ارضا شده و سعی می‌کنند که بیشتر موجبات ناراحتی و عصبانیت شما را فراهم کنند. پس تمام تلاش خود را بکنید تا با حفظ آرامش خود آنها را از رسیدن به مقصود نهایی خود ناامید کنید. فراموش نکنید هرچقدر شما بیشتر عصبی و آزرده شوید، آنها به هدفشان نزدیک‌تر می‌شوند. پس سعی کنید در برخورد با این افراد بیمار، با بی‌اعتنایی به اعمال و گفتار آنها، خود را آرام و منطقی نگه دارید. همچنین با کنترل اعصاب و رفتار خود، آنها را متوجه کنید که شما همچنان به آنها احترام می‌گذارید و آنها دلیلی برای ادامه چنین برخورد‌های مغرضانه‌ای ندارند. </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">● پاسخ دهید اما بدون عکس‌العمل </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">به واکنش یا پاسخی که فرد تحت فشار عصبی و بدون هیچ نوع تفکری از خود بروز می‌دهد، عکس‌العمل می‌گویند. حال آن که اگر این واکنش با تفکر و به دور از شرایط استرس‌زا بروز داده شود، پاسخ نامیده می‌شود. زمانی که شما در مقابل اعمال یا گفتار فردی عکس‌العمل نشان می‌دهید، این عمل باعث پیچیده‌تر شدن اوضاع شده و مشکل پیش آمده را حادتر می‌کند. در این زمان شما قبل از این‌که بتوانید شرایط را تعدیل کنید، احساسات خود را در جهت منفی متشنج می‌کنید؛ اما زمانی که شما نسبت به اعمال و گفتار فردی پاسخ می‌دهید، درواقع از توانایی دفع مشکلات مازاد و کنترل بهتر امور برخوردار خواهید شد. در این حالت براحتی می‌توانید مشکلات پیش آمده توسط فرد مشکل‌ساز را مدیریت و خنثی کنید و بر اوضاع تسلط یابید. در این شرایط شما اوضاع پیش آمده را تشنج‌زدایی کرده و به سوی حل راحت‌تر مساله هدایت خواهید شد؛ اما تا جایی که لازم نیست اقدام به پاسخگویی نکنید. وقتی احساس می‌کنید بسیار عصبی و تحت فشار هستید برای مدتی خود را از شرایط حاد دور کنید تا بتوانید بعد از مدتی کوتاه آرامش از دست رفته خود را بازیابید و بعد از آن می‌توانید در سایه تفکر و منطق اقدام به پاسخگویی کنید. </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">● از تحریک جدا خودداری کنید </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">اگر مجبورید که با فرد مشکل‌ساز به دلیل شرایط خاص کاری و یا خانوادگی کنار بیایید، سعی کنید نقاط حساس روحیه او که باعث تغییر روحیه‌اش می‌شود را کشف کرده و از تحریک آن پرهیز کنید تا هم او و هم خود شما آرامش بیشتری داشته باشید. همچنین بهتر است اطلاعات شخصی خود را درخصوص نحوه برخورد با این افراد بالا ببرید و سعی کنید برای برقراری ارتباط با آنها مواردی را انتخاب کنید که مورد قبول هر دوی شما باشد. از آنها سوال کنید راحت‌تر هستند که چگونه با آنها ارتباط برقرار شود و از همان مقطع با آنها شروع کنید. اگر فرد مشکل‌آفرین جزو اعضای خانواده و یا فامیل شماست، طبیعتا شما از حساسیت‌های او باخبر هستید و می‌توانید کارهای تحریک‌‌کننده این افراد را پیش‌بینی کرده و از انجام آنها خودداری کنید. بهترین نقطه برای شروع یک ارتباط خوب با یکی از افراد نزدیک به شما، شروع از مقطع عشق، قدردانی و اعتماد متقابل است. </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">● ترک کردن </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">اگر انجام هریک از موارد بالا برای مقابله با این افراد موثر واقع نشد و او همچنان در پی انجام اعمالی جهت آزار و اذیت شما بود، آن فرد را ترک کرده و از آن شرایط دور شوید. خود را با چیز دیگری مشغول کنید. برای ارتباط با فرد مشکل‌ساز که جزءلاینفک زندگی شماست، سعی کنید به مشاور مراجعه و از او کمک بخواهید، چراکه عضو خانواده را نمی‌توان از زندگی خود حذف کرد. فراموش نکنید شما سزاوار بهترین برخورد‌های توام با احترام هستید و نباید اجازه بدهید که احساسات و عواطف شما مورد سوءاستفاده دیگران قرار بگیرد. اگر سربالایی جاده زندگی نفس شما را بریده از جاده بیرون بزنید و به دنبال راه جدید دیگری باشید.</font></font></div>

 ]]></content:encoded>
			<category domain="http://www.mypersianforum.org/forumdisplay.php?f=742">روانشناسی فردی</category>
			<dc:creator>Parmis</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.mypersianforum.org/showthread.php?t=133714</guid>
		</item>
		<item>
			<title>پنج بعد مهم شخصیت</title>
			<link>http://www.mypersianforum.org/showthread.php?t=133713&amp;goto=newpost</link>
			<pubDate>Thu, 02 Sep 2010 20:20:07 GMT</pubDate>
			<description>پژوهشگران پنج بعد اساسی برای شخصیت هر انسان در نظر می‌گیرند. مدارک و شواهد بسیاری...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><font size="3">پژوهشگران پنج بعد اساسی برای شخصیت هر انسان در نظر می‌گیرند. مدارک و شواهد بسیاری برای درستی این نظریه ظرف 50 سال گذشته ارائه شده است. پژوهش در این زمینه ابتدا توسط فیسک (1949) آغاز شد و سپس از طریق پژوهشگران دیگری چون نورمن (1967)، اسمیت (1967)، گلدبرگ (1981) و مک‌کرا و کاستا (1987) توسعه یافت. <br />
این پنج بعد، رده‌های گسترده خصیصه‌های شخصیت را تشکیل می‌دهند. با وجودی که مقالات بسیار زیادی در تأیید و پشتیبانی از این مدل پنج عامله برای شخصیت وجود دارد، امّا پژوهشگران بر سر نام دقیقی برای این ابعاد، اتفاق نظر ندارند. این پنج رده معمولاً با اسامی زیر عنوان می‌شوند: </font><blockquote> <font size="3"><b>1- برون گرایی </b><br />
این خصیصه شامل ویژگی‌هایی از قبیل تحریک‌پذیری، مردم آمیزی (میل به برقراری روابط بین فردی)، پرحرفی، اعتماد به نفس و ابراز هیجانات و احساسات به مقدار زیاد، می‌باشد. <br />
</font>  <font size="3"><b>2- خوشایندی (مقبولیت) </b><br />
این بعد شخصیت شامل ویژگی‌هایی از قبیل اعتماد، نوع دوستی، احترام به خواست‌ها و نیازهای دیگران، مهربانی، محبت و سایر رفتارهای پسندیده اجتماعی می‌باشد. <br />
</font>  <font size="3"><b>3- وظیفه‌شناسی (وجدان) </b><br />
ویژگی‌های متداول این بعد شخصیت شامل سطح بالای تفکر، به همراه کنترل مناسب واکنش‌ها و نیز رفتارهای هدفمند می‌باشد. کسانی که این بعد از شخصیت‌شان برجسته باشد، اهل سازماندهی و پرداختن به جزئیات کارها هستند. <br />
</font>  <font size="3"><b>4- تهییج‌پذیری </b><br />
کسانی که این ویژگی در آن‌ها برجسته باشد، از نظر هیجانی بی‌ثبات، مضطرب، دمدمی‌مزاج، خجالتی و افسرده هستند. <br />
</font>  <font size="3"><b>5- آزاداندیشی </b><br />
این خصیصه شامل ویژگی‌هایی از قبیل تخیل و بینش است و کسانی که این بعد شخصیت در آن‌ها قوی باشد معمولاً دارای علائق متنوعی می‌باشند.<br />
</font> </blockquote><font size="3">این ابعاد نشانگر زمینه‌های گسترده شخصیت انسان هستند. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که خصیصه‌هایی که در یک گروه قرار دارند معمولاً در بسیاری از افراد با همدیگر و به صورت توأم وجود دارند. برای مثال، افرادی که مردم آمیز هستند و میل زیادی به برقراری روابط بین فردی دارند، معمولاً پرحرف هم هستند. با وجود این، گاهی اوقات هم این ویژگی‌ها با هم وجود ندارند. شخصیت انسان بسیار پیچیده و متنوع است و هر فرد ممکن است رفتارهایی متناسب با چند بعد از ابعاد فوق از خود نشان دهد. </font></div>

 ]]></content:encoded>
			<category domain="http://www.mypersianforum.org/forumdisplay.php?f=742">روانشناسی فردی</category>
			<dc:creator>Parmis</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.mypersianforum.org/showthread.php?t=133713</guid>
		</item>
		<item>
			<title>۱۶ راه برای تبدیل شدن به یک فرد بالغ و کامل</title>
			<link>http://www.mypersianforum.org/showthread.php?t=133712&amp;goto=newpost</link>
			<pubDate>Thu, 02 Sep 2010 20:19:08 GMT</pubDate>
			<description>شما از نظر ظاهری به عنوان یک فرد بالغ شناخته می‌شوید، اما تا زمانی که از نظر عاطفی...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><font size="3"><font color="#5a5a5a">شما از نظر ظاهری به عنوان یک فرد بالغ شناخته می‌شوید، اما تا زمانی که از نظر عاطفی و ذهنی به بلوغ نرسید، نمی توانید نام یک شخص کامل را بر روی خود بگذارید. مگر اینکه بخواهید با یک کودک ازدواج کنید (که در این حالت &quot;کمال&quot; بالاجبار به شما تزریق می‌شود) در این حالت وقت کافی دارید که در حین رابطه رشد کرده و بزرگ شوید. </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">روش‌های زیر به شما کمک می‌کند که راه رسیدن به کمال را آسانتر طی کنید. </font><br />
</font> <font size="3"><font color="#5a5a5a">● فاکتورهای اجتماعی </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">۱) مسئولیت پذیری </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">اساس شخصیت و درستی، مسئولیت پذیری می‌باشد. بدون هیچ عذر و بهانه ای یاد بگیرید که مسئولیت کارهایی را که انجام می‌دهید به عهده بگیرید. همانطور که تحسین و تمجید را قبول می‌کنید باید گله و شکایت را نیز بپذیرید. برای پی آمد تصمیم‌های خود آماده باشید و سعی کنید تصمیمات درستی اتخاذ کنید، چرا که قبول مسئولیت کار دشواری است. به عنوان مثال می‌توانید کارهایی را که به طور بالقوه خطرناک هستند، مثل: رانندگی بیشتر از سرعت مجاز و یا رانندگی بعد از مصرف الکل را انجام ندهید. </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">۲) احساسات خود را کنترل کنید </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">عدم توانایی در کنترل احساس می‌تواند هم در زندگی فردی و هم در زندگی اجتماعی لطمات جبران ناپذیری را به شما وارد آورد. نباید به طور کلی احساستان را بکشید بلکه باید آنها را از طریق یکسری رفتار و گفتار موجه بروز دهید. به عنوان نمونه اگر کسی از زور عصبانیت دست خود را بر روی شما بلند کند، نباید سریعا عکس العمل مشابهی انجام دهید. اگر بتوانید همچنان خونسردی خود را حفظ کنید همه شما را به عنوان &quot;آدم خوبه&quot; داستان می‌شناسند. </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">۳) بخشنده باشید </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">موفقیت شما به کمک‌هایی بستگی دارد که در میان راه از دیگران دریافت می‌کنید. بدون هیچ چشم داشتی به دیگران کمک کنید. اگر توان مالی شما اجازه می‌دهد میتوانید هزینه ای را نیز به خیریه‌ها و سایر موسسات این چنینی اختصاص دهید. اگر دست شما از نظر مالی باز نیست می‌توانید از وقت خود استفاده کرده و به آموزش بچه‌های بی سرپرست بپردازید. </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">۴) وقت خود را با خانواده و دوستان بگذرانید </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">صله رحم را از یاد نبرید. اگر نمی توانید همیشه به دیدنشان بروید، حداقل ارتباط تلفنی را قطع نکنید. این امر برای دوستانتان نیز صدق می‌کند. اگر سرتان خیلی شلوغ است، سعی کنید حداقل آخر هفته را با آنها بگذرانید. می‌توانید یک نوشیدنی با هم میل کنید و یا یک دست بیلیارد بازی کنید. همیشه به خاطر داشته باشید که شما قبل از اینکه با خانمتان آشنا بشوید، دوستان و خانواده در زندگی شما وجود داشتند. </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">▪ خود را بشناسید </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">۵) ضعف‌های شخصیتی خود را از بین ببرید </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">هر کدام از ما عیب و ایراداتی در شخصیت خود دارد.ذبه نظرات دوستان و اقوام در مورد صفات اخلاقی خودتان گوش کنید. ضعف‌های خود را به تدریج از بین ببرید و نقاط قوت خود را تقویت کنید. به عنوان مثال اگر در زمینه کاری با مشکل مواجه هستید سعی کنید هر روز بیش از روز قبل بر روی مسائل کاری تمرکز کنید. </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">۶) متوجه رفتار خود باشید </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">رفتار و گفتار شما در قبال دیگران تعیین کننده برخورد آنها درقبال شما می‌باشد. شما یک تابلوی تبلیغاتی متحرک هستید که توجه همه را به خود جلب می‌کنید، پس بهتر است اخلاق خوب خود را به نمایش بگذارید. اگر این کار را نکنید مردم از شما خوششان نمی آید، شما را استخدام نمی کنند و با شما قرار ملاقات نمی گذارند. کارهای خوبی را که از والدین خود در کودکی اموخته اید در زندگی نیز به اجرا در آورید. </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">۷) کار خودتان را انجام دهید </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">کاری که تصور می‌کنید برایتان مناسب است انجام دهید نه کاری که دیگران فکر میکنند انجام آن برایتان لازم است. به عبارت دیگر در پی رسیدن به خوشی و سعادت باشید. هیچ گاه خودتان را با کسی مقایسه نکنید، به ویژه در مورد مسائل مالی برای اینکه ممکن است احساس نارضایتی کنید. کارهایی که همیشه آرزوی انجام دادن آنها را داشته اید اما هیچ وقت انجام نداده اید را شروع کنید. </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">۸) درستکار باشید </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">یک فرد درستکار همیشه برای اصول اخلاقی ارزش بیشتری نسبت به لذات و سودهای شخصی قائل است. کارمندان، همکاران، و خانم‌ها برای افراد درستکار ارزش بسیار زیادی قائل هستند. روی حرف خود بایستید و کاری را که فکر می‌کنید درست است، انجام دهید. </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">▪ دیدگاه خود را مشخص کنید </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">۹) با اهدافتان روبرو شوید </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">افراد موفق از روسای شرکتها گرفته تا ورزشکاران همه و همه دارای یک عادت ویژه هستند: هدفمندی و تلاش برای رسیدن به مقصود. بدون داشتن هدف و نقشه مناسب برای رسیدن به آن زندگی شما عادی شده و شادی و موفقیت ناچیزی را میتوانید به دست آورید. برای خود اهداف روزانه، هفتگی، و ماهیانه تعیین کنید، سپس راه مناسب برای هر یک را طرح ریزی کنید و تمام تلاش خود را برای رسیدن به آن به کار بندید و از آن به عنوان راهی برای رسیدن به آرزوهای نهایی خود بهره بگیرید. </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">۱۰) عادات بد خود را ترک کنید </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">هر یک از ما به طور متفاوت دارای عادات بدی هستیم. دیر یا زود پی آمدهای منفی آن متوجه ما خواهند شد. با خودتان عهد ببندید که رفتار بد خود را کاهش داده و یا به طور کلی از میان می‌برید. به عنوان نمونه یکی از عادات بد خود مثل قسم دروغ خوردن و یا تاخیر داشتن را انتخاب کنید و بعد به دوستان و خانواده خود بگویید که می‌خواهید چنین عادتی را برای همیشه از زندگی خود بیرون کنید. اگر آنها به عنوان یک مراقب در کنار شما باشند تمایل شما نسبت به انجام این کار افزایش پیدا خواهد کرد. </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">۱۱) روحیه جوان و شاداب داشته باشید </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">به خاطر داشته باشید که سن شما به آن اندازه ای است که خودتان می‌خواهید. یک شیوه شاداب و جوان پسند را در زندگی پیش بگیرید تا بدن و ذهن شما همواره به تحرک واداشته شوند. در حالی که خودتان احساس جوانی می‌کنید پس چه اشکالی وجود دارد که با یک خانم یا آقای جوان هم نامزد کنید؟ </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">۱۲) از موقعیت‌های خود استفاده کنید </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">فرصت‌های بیشماری در زندگی هر فردی وجود دارد، اما سود بردن از آنها کار ساده ای نبوده و دارای ریسک بالایی می‌باشد. اما باید توجه داشته باشید که هیچ کار بزرگی بی خطر نمی باشد. چه این موقعیت را داشته باشید که برای خودتان شغلی راه بیندازید، چه با دختر خانمی یا آقا پسری که به هیچ وجه در سطح شما نیست، قرار ملاقات بگذارید، به خودتان مطمئن باشید و تا تنور داغ است نان را بچسبانید. کاری نکنید که بعدا موجبات پشیمانی شما را فراهم آورد. </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">۱۳) تمرین بردباری </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">صبر و پافشاری شما را به سمت کامیابی و موفقیت رهنمون می‌سازند. بیشتر انسان‌های بزرگ بیشتر از اینکه موفق شده باشند در زندگی خود با شکست مواجه میشدند. زمانی که بی حوصله می‌شوید باید یاد بگیرید که خونسری خود را حفظ کرده و آرام باشید. برای اینکه قدری شکیبایی خود را تقویت کنید می‌توانید پرستاری کودک یکی از دوستان و یا آشنایان خود را برای مدت زمان کوتاهی به عهده بگیرید. </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">▪ یک مرد همه جانبه </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">۱۴) علایق خود را متنوع سازید </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">یک سرگرمی جدید برای خودتان پیدا کنید تا افق‌های جدید را بر روی خود باز کنید. با یاد گیری ورزش‌ها و مهارت‌های جدید خود را به چالش وادار کنید. یکی از کارهایی که می‌توانید در این خصوص انجام دهید، یادگیری یک زبان جدید می‌باشد. زمانی این کار با موفقیت انجام شد؛ به عنوان پاداش، سفر تفریحی به کشوری که زبان آنرا یاد گرفته‌اید را به خودتان هدیه دهید تا پیشرفت خود را محک بزنید. </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">۱۵) ساعات مطالعه خود را بیشتر کنید </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">مطالعه یکی از راه‌های مناسب برای افزایش اطلاعات و دایره لغات شما می‌باشد. روزی یک ساعت هم که شده تلویزیون را خاموش کرده و در عوض شروع به خواند یک کتاب کنید. بیشتر سعی کنید کتاب‌های الهامی در مورد ارتقای شخصیتی و یا زمینه شغلی دلخواهتان را مطالعه کنید. حتی می‌توانید کتاب‌های سرگرم کننده را به صورت تفریحی مطالعه کنید. </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">۱۶) ورزش کنید </font><br />
</font>  <font size="3"><font color="#5a5a5a">ورزش یکی از راههایی است که از شما فرد سالم تر و جوان تری می‌سازد. آنقدر که کار شما ارزش دارد مدت زمانی که مشغول به انجام آن هستید مهم نیست. با خودتان تعهد کنید که در برنامه روزانه خود مقداری فعالیت فیزیکی بگنجانید.</font></font></div>

 ]]></content:encoded>
			<category domain="http://www.mypersianforum.org/forumdisplay.php?f=742">روانشناسی فردی</category>
			<dc:creator>Parmis</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.mypersianforum.org/showthread.php?t=133712</guid>
		</item>
	</channel>
</rss>
