





ساقی بانوی عزیز
به یزدان اگر ما خرد داشتیم
کجا این سرانجام بد داشتیم







برای مطهر
![]()
هيچ کس ويرانيم را حس نکرد... وسعت تنهائيم را حس نکرد... در ميان خنده هاي تلخ من.. گريه پنهانيم را حس نکرد... در هجوم لحظه هاي بي کسي... درد بي کس ماندنم را حس نکرد... آن که با آغاز من مانوس بود... لحظه پايانيم را حس نکرد




آخه مطهر دلتنگ شدن داره![]()
تابستان داغ همراه با صندلي هاي داغ داغ
تابستان 89 را با ما باشيد
انجمن صندلي داغ پرشين فروم
اولين صندلي داغ تابستان 89 با حضور ساناز عزيزم



ساقی بانوی مهربون
به یزدان اگر ما خرد داشتیم
کجا این سرانجام بد داشتیم




برای محسن![]()
در تمام لحظه هایم هیچ کس غربت تنهائیم را حس نکرد
آسمانم غم گرفت
هیچ کس برکه طوفانیم را حس نکرد
آنکه سامان غزلهایم از اوست
بی سر و سامانیم را حس نکرد



چی بگم والا هیچکسو نمیشناسم به غیر از sATAN
یا حسین غریب مادر .......... توئی ارباب دل من
کاش برمیگشتم به زمانی که تنها غم زندگیم شکستن نوک مدادم بود .... کاش !







آی گفتین؛ همیشه به کسایی فکر می کنیم که هرگز به ما فکر نمیکنن.
همیشه به کسایی توجه میکنیم که هیچ توجه ای به ما ندارن.
همیشه خودمونو درگیر کسایی میکنیم که اصلاً خودشونو بخاطر ما ناراحت نمیکنن.
همیشه دل تنگ کسایی میشیم که هیچ وقت، واقعاً هیچ وقت دل تنگ ما نیست، در واقع اصلاٌ یادی از ما نمی کنن.
همه ی اینا رو نوشتم تا اگه یه وقت این پست رو خوند بدونه که با اینکه یاد من نیست چقدر دوستش دارم؛
اینقدر با ارزش هست که جز دوست داشتنش راهی وجود نداره، فقط لایق ستایش و دوست داشتنه...!
ویرایش توسط Victor_MPT : 10-02-10 در ساعت 03:57 دلیل: ////////////
Be honest with yourself
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)