در اتاق مخصوص پزشكان سالن برگزارى همايش هاى بيمارستان ميلاد، مردى با اندام لاغر و متوسط و نگاهى با نفوذ حضور داشت كه به طور دائم در حال نگاه كردن به عكس هاى MRI بيماران مختلف و اظهار نظر كردن درباره آنها بود، جراحان ايرانى ديگرى نيز در اتاق كنار او نشسته بودند كه در دست بسيارى از آنها نيز عكس و مدارك پزشكى تعدادى از بيماران بود كه به نظر مى رسيد، مى خواهند در رابطه با آن با پروفسور مجيد سميعى جراح حاذق ايرانى مقيم آلمان به بحث و تبادل نظر بپردازد. نادرند كسانى كه در جهان بيش از ۲۰ هزار جراحى مغز و اعصاب را انجام داده باشند كه وى يكى از آنها محسوب مى شود، او از جمله پزشكان مبتكر جراحى با قاعده جمجمه است و تاكنون بيش از سه هزار بيمار مبتلا به تومور نورينوم ها را مورد عمل جراحى قرار داده كه به نوع خود ركوردى در اين عمل هاى جراحى مغز و اعصاب در جهان محسوب مى شود.

وى در سال ۱۳۱۶ در تهران به دنيا آمده و پس از اتمام تحصيلات متوسطه در سال ۱۳۳۴ با راهنمايى خواهرش كه وى نيز پزشك است، دانشكده علوم پزشكى شهر ماينز در آلمان را براى ادامه تحصيل انتخاب كرده است. امروزه بيمارستان مغز و اعصابى كه او به شكل مغز در شهر هانوور آلمان تأسيس كرده است علاوه بر آن كه يكى از شاهكار هاى معمارى قرن اخير محسوب مى شود، از نظر امكانات پزشكى و تسهيلات ارائه شده به بيماران مبتلا به امراض مختلف اعصاب در جهان نادر است، به طورى كه قرار است كلنگ ساخت نمونه ديگرى از اين مركز در چين به زمين زده شود، چرا كه سالانه هزاران بيمار از سراسر جهان براى معالجه به اين مركز پزشكى مراجعه كرده و اكثريت آنها راضى و خشنود از عمل جراحى انجام شده به كشور خود باز مى گردند.

فعاليت هاى پروفسور سميعى تنها در اين موارد خلاصه نمى شود بلكه وى به همراه دو پزشك ديگر به نام هاى پروفسور قاضى ياشارگيل از تركيه (هم اكنون در سوئيس زندگى مى كند) و پروفسور لئونارد ماريس از آمريكا از مخترعان جراحى هاى مغز با ميكروسكوپ محسوب مى شود كه با كشف آن نتايج عمل هاى جراحى مغز نسبت به گذشته بسيار تغيير كرده است، به طورى كه ميزان مرگ و مير در جراحى هاى مغز و اعصاب طى يك دهه گذشته به نحو كاملاً چشمگيرى پائين آمده و يا به قول خود پروفسور مجيد سميعى نبايد به هنگام عمل جراحى شاهد فوت كسى باشيم، بلكه اين امر ارتباط مستقيم با خوش خيم يا بد خيم بودن تومور هاى افراد دارد.گفت وگوى ذيل به هنگام حضور او در كنگره جراحى قاعده جمجمه در تهران انجام شده است.

•آمار اعلام شده از نتايج جراحى بيمارى هاى مغز و اعصاب حاكى از كاهش مرگ ومير و معالجه بيشتر بيماران بعد از عمل جراحى دارد. اين توسعه در اثر پيشرفت در چه مسائلى حاصل شده است؟

در اولين جراحى هاى مغز و اعصاب كه از اواخر قرن نوزدهم آغاز شد تنها در حدود ۲۰ درصد از بيماران بعد از عمل جراحى زنده مى ماندند، تا آن كه بعدها در سال ۱۹۲۷ دكتر ايكايى مونيز از پرتغال توانست با تزريق مواد خاصى به عروق مغز از آنها عكس بردارى كند كه به اين طريق تغيير و تحولات مربوط به عروق مغز قابل رويت شدند.بعدها در سال ۱۹۷۰ با پيشرفت علوم مختلف و ساخت دستگاه هايى همانند سى تى اسكن و MRI كه تمام بافت هاى داخل بدن و ساختمان مغز را به صورت خيلى دقيق نشان مى دادند،

همچنين مشخص شدن محل دقيق ضايعه با كمك آنها و نمايان شدن حركات اندام هاى مغز در ناحيه هاى مختلف در حفاظت از برخى بافت هاى مغز همانند بويايى، چشايى، شنوايى، بينايى و حسى با كمك اين دستگاه ها كه با استفاده از آن قادر به حفاظت از برخى بافت ها مى شويم و از سويى ديگر پيشرفت علم بيهوشى و جلوگيرى از تورم مغز به هنگام عمل و كشف داروهاى جديد و انجام جراحى هاى مغز به كمك ميكروسكوپ در دهه هفتاد ميلادى بود كه باعث شد ما با دقت بيشترى مكان عمل را مشاهده نماييم كه تمامى اين مسائل تأثير بسزايى در پيشرفت جراحى هاى مغز و اعصاب داشتند.

همچنين، از ديگر مسائل مهم اختراع دستگاه آندوسكوپى بود كه تأثير بسيارى در افزايش ديد جراحان مغز و اعصاب به هنگام عمل داشت، به اين ترتيب كه قسمت هايى از مغز كه به هنگام عمل با ميكروسكوپ قابل رويت نبودند با دستگاه هاى آندوسكوپى به دليل وجود آينه هاى خاصى كه در آن وجود دارد، مى توانستند مشاهده شوند، كه اين نيز از مسائل بسيار مهم ديگرى است كه طى سال هاى آينده سير تكاملى خواهد داشت.حتى امروزه با كمك يك كاتد يك ميليمترى مى توانيم وارد تمام عروق و ريزه كارى هاى مغز شويم كه مزاياى آن مرتبط مى شود به برخى از بيمارى هاى عروقى كه مى توان بدون جراحى و با استفاده از كاتد آنها را معالجه كرد.

• مهم ترين پيشرفت هاى مربوط به جراحى هاى مغز و اعصاب طى سال هاى گذشته چه مواردى هستند؟

با ساخت دستگاه هاى نورو مونيتورينگ (neuromonitoring) با انقلاب عظيمى در اين بخش مواجه شديم، زيرا ساخت اين دستگاه كمك بسيار مهمى به حفاظت از اعصاب و برخى از بافت هاى مغز به هنگام عمل كرد، به اين صورت كه الكترودى در ناحيه هاى مختلف كار مى گذارند و آن را دائماً تحريك مى كنند كه به محض تحريك شدن امواج را منتقل مى كند.در نتيجه چنانچه جراح به هنگام عمل به هر يك از مراكز حسى و عصبى نزديك شود و اين اعصاب در معرض صدمه ديدن قرار بگيرند، دستگاه اعلام خطر خواهد كرد و در نتيجه از وارد شدن صدمه اى به مراكز حسى و عصبى اطراف مغز به هنگام عمل با كمك اين دستگاه جلوگيرى مى شود و اين مسئله مهمى است كه روزبه روز با افزايش امكانات در حال تكامل بيشتر است.

از سويى ديگر به اين طريق در حقيقت جراح به هنگام عمل جراحى داراى كمك هست، در نتيجه به هنگام جراحى هاى مغز و اعصاب هر چقدر از دستگاه هاى نورو مونيتورينگ و متخصصان فن آن استفاده شود، نتايج عمل موفقيت آميز تر است.

•با توجه به پيشرفت هاى نائل شده آيا در شرايط كنونى قادر به ترميم بافت هاى مغز هستيم؟

متأسفانه بافت هايى كه در مغز از بين مى رود ديگر نمى توان آنها را ترميم كرد، اما بافت هايى كه هنوز كاملاً از بين نرفته اند و قدرت اجرايى خود را از دست نداده اند را مى توان با كار گذاشتن يك الكترود در ناحيه اى از مغز مجدداً آن را فعال كرده و قدرت سلول هاى آن را دوباره به حالت طبيعى برگرداند.به عنوان مثال، براى افرادى كه دچار بيمارى پاركينسون هستند، مى توانيم با عمل تحريك سلول هاى مغزى ناراحتى بيمار را از بين برده و حركات او را طبيعى نماييم كه اين كار بسيار بزرگى است و انجام آن ارتباط مستقيم با بيوتكنولوژى دارد كه رشته جديدى در جراحى هاى مغز و اعصاب محسوب مى شود، در حقيقت مى توان گفت: كشف آن براى جراحان مغز و اعصاب كمك بسيار بزرگى است، زيرا براى رسيدن به انتهاى آن نياز به راه طولانى است، زيرا امكان برقرارى ارتباط از طريق كامپيوتر در نقاط مختلف مغز زياد است و اكثر سلول هاى مغزى با يكديگر داراى ارتباطات بسيار زيادى هستند و امكانات تحريكى سلول هاى مغز هم در هر نقطه مى تواند به وجود آورنده هزاران نتايج عجيب باشد.

به عنوان مثال، درگذشته به هنگام عمل بسيارى از امور انجام مى شد تا بيمار از درد نجات پيدا كند، اما موفق نمى شدند، لذا تصميم مى گرفتند كه در عميق ترين محل مغز يعنى ساقه ناحيه اى را كه محل قرار گرفتن اعصاب حسى و درد در آن هست را بسوزانند تا ديگر به اين طريق بيمار احساس در نكند.امروزه نيز، با نتايج تحقيقات به دست آمده طى دو الى سه سال گذشته موفق شده ايم با كار گذاشتن يك الكترود بسيار كوچك درون قسمت سطحى مغز، در ناحيه مركز و تحريك آنجا درد برخى از بيماران را به طور كلى ريشه كن نماييم.

• تاكنون چه تعداد از بيماران را در مركز خودتان در هانوور معالجه كرده ايد؟

طى سه سال گذشته در هانوور اين عمل را بر روى پنج بيمار انجام داده ايم كه ديگر هيچ نوع شانسى براى راحتى از درد در علم پزشكى نداشتند كه هر يك از آنها داراى بيمارى هاى مختلفى بودند، مثلاً، يكى از آنها مبتلا به درد صورت بود كه تمامى عمل هاى مربوط به صورت روى او انجام شده بود، ديگرى انفاكتوس مغزى داشته و ناراحتى يكى ديگر از مريض ها هم به دليل تصادف بود كه تمامى اينها نشان دهنده اين است كه انقلاب بزرگ پزشكى در مغز به وسيله ارتباط تكنولوژى با بيولوژى به وجود آمده و روش جديدى را براى معالجه بيماران مبتلا به ناراحتى مغز و اعصاب فراهم كرده است.

•هم اكنون تعداد چه نوع تومور هاى مغزى در دنيا بيش از ديگران است؟

تعداد افراد مبتلا به تومور هاى مغزى از نوع گليوم، از آنجا كه از خود مغز منشا مى گيرند به مراتب بيشتر از نوع هاى ديگر است و شايد بتوان گفت: چندين برابر مننژيوم ها و ۱۰ برابر نورينوم ها كه از اعصاب محيطى و عصب تعادل سرچشمه مى گيرند، هستند.

•از آنجا كه شما به عنوان يكى از مخترعين عمل جراحى قاعده جمجمه در جهان مطرح هستيد، لطفاً يك مقدار در اين زمينه توضيح دهيد؟

قاعده جمجمه يك ساختمان استخوانى بين مغز و گردن است كه از اين محل تمام شريان هايى كه به مغز وارد و خارج مى شوند و تمام اعصاب جمجمه اى مربوط به حس هاى شنوايى، بينايى، بويايى، چشايى، حركتى، حسى و صورت عبور مى نمايند، در حقيقت مكانى است، كه تمام حس هاى عصبى از آن رد مى شوند از اين لحاظ قاعده جمجمه و جراحى بر روى آن يكى از معماهاى جراحى در بدن انسان محسوب مى شد كه هم اكنون پس از گذشت ۳۰ سال از آن همانند ديگر جراحى هاى مغز و اعصاب آهسته، آهسته بين جراحان مغز و اعصاب و گوش و حلق و بينى در حال پيشرفت است.

از سوى ديگر نكته بسيار مهمى در جراحى هاى قاعده جمجمه اين است كه براى انجام عمل جراحى و براى برداشتن يك ضايعه، ديگر نيازى به باز كردن محيط نسبتاً بزرگى در عمل هاى جراحى نداريم، زيرا هر چقدر كه محيط باز شده كوچكتر باشد، خطرات آن براى بيمار به مراتب كمتر است، اما متأسفانه جراحانى بودند كه فكر مى كردند هر چقدر محيط باز شده وسيع تر باشد، نتيجه كار بهتر خواهد بود، در صورتى كه هم اكنون عكس آن ثابت شده است.

•آيا سعى كرده ايد تلاش هاى خود در ارتباط با جراحى هاى قاعده جمجمه را به پزشكان ديگر منتقل كنيد؟

من اولين جراحى هاى قاعده جمجمه را از ۳۵ سال پيش آغاز كردم و ۱۱ سال بعد يعنى در سال ۱۹۷۹ كه چند سالى تجربياتى را در اين زمينه به دست آورده بودم، شروع به برگزارى دوره هاى آموزشى براى ديگر جراحان جهان از سراسر دنيا كردم، كه در حال حاضر تقريباً يك انجمن جراحان قاعده جمجمه در هر كشورى وجود دارد كه همگى آنها نيز سالانه يك كنگره علمى جراحى قاعده جمجمه را برگزار مى كنند كه يكى ديگر از گرفتارى هاى من حضور در اين سمينار ها و ارائه نظرياتم است كه متأسفانه به دليل كمبود وقت موفق به انجام اين كار نمى شوم.زيرا ما در مركز خودمان در هانوور نيز همه ساله كنگره برگزار مى كنيم و خوشبختانه در كشور ايران نيز تاكنون شش كنگره جراحى قاعده جمجمه در شهر هاى تهران، مشهد و رشت با موفقيت زياد برگزار شده است.

• تاكنون چه تعداد بيمار مبتلا به ناراحتى هاى جمجمه را معالجه كرده ايد؟

تجربه شخصى من در ارتباط با جراحى تومورهاى قاعده جمجمه بيش از شش هزار مورد است كه در مدت اين ۳۵ سال انجام داده ام، مهم ترين آنها تومور هاى نورينوم بودند كه بيش از سه هزار مورد از چنين تومور هايى را تاكنون عمل كرده ام، يعنى تقريباً سالانه ۲۰۰ بيمار مبتلا به اين نوع تومور از سراسر جهان براى معالجه به من رجوع مى كنند كه تاكنون ۹۵ درصد از اين تعداد كه توسط من مورد عمل جراحى قرار گرفته اند، عصب صورتشان حفظ شده و بيش از ۵۰ درصد حس شنوايى آنها نيز باقى مانده است.

از سوى ديگر از ۱۵۰۰ تومور مننژيوم كه در نواحى مختلف قاعده جمجمه قرار داشتند را نيز مورد عمل جراحى قرار داده ام كه در مننژيوم ها از آنجا كه نوع هاى مختلف در ناحيه هاى متفاوت به وجود مى آيند، نمى توانم آمار خاصى را ارائه دهم، زيرا بايد براى هر نوع تومور در هر محل آمار خاصى ارائه شود، زيرا تومور ها در محل هاى مختلف به اعصاب مختلف ارتباط پيدا مى كنند و در برگيرنده عروق مختلفى هستند، از اين لحاظ ما مى توانيم بگوييم كه نزديك به ۹۰ درصد تومور هاى مننژيم ها را توانسته ايم كاملاً برداريم.

• سالانه چه ميزان بودجه و سرمايه گذارى براى امر مطالعات و تحقيقات بر روى بيمارى هاى مغز و اعصاب انجام مى شود؟

متأسفانه سرمايه گذارى براى انجام تحقيقات درباره اسرار مغز در مقايسه با بودجه اى كه در جوامع براى مسائل ديگر در نظر گرفته مى شود بسيار ناچيز است، حتى با وجود آن كه دهه ۱۹۹۰ از سوى آمريكايى ها با نام دهه مغز نام گذارى شده بود، اما متأسفانه ميزان تحقيقات و سرمايه گذارى براى انجام تحقيقات علمى در اين زمينه در اروپا و آمريكا بسيار پائين بود، اما ژاپنى ها در اين باره سرمايه گذارى خوبى را انجام داده اند.

• در سخنرانى خود اعلام كرديد، هيچ گاه بدون مشاهده بيماران و برقرارى ارتباط حسى، آنها را مورد عمل جراحى قرار نمى دهيد، لطفا در اين زمينه بيشتر توضيح دهيد؟

بيمارانى كه به پزشكان مراجعه مى كنند، هر يك داراى گرفتارى هاى مختلفى هستند كه براى معالجه آنها بايد در ابتدا اين مورد را در نظر گرفت كه اين بيمارى تا چه اندازه اى مى تواند برروى زندگى شما مؤثر باشد، نكته مهم ديگر انتظارات بيمار از طبيب براى معالجه خود است و اينها شرايطى هستند كه بايد در درجه اول مشخص شوند، لذا حالت كلى بيمار توسط طبيب بايد مشاهده شده و با عكس هاى موجود تطبيق داده شود و سپس براى اجراى نوع عمل جراحى تصميم گيرى نمايد، زيرا هر عمل جراحى ممكن است، عواقبى داشته باشد كه بايد آن را با زندگى بيمار تطبيق داد، لذا تصميم به عمل جراحى بدون رعايت وضعيت بيمار امكانات و انتظارات او بسيار مشكل است.

•در حال حاضر بيشتر به معالجه چه نوع بيمارانى در INI مى پردازيد و اين مركز داراى چه نوع امكاناتى است؟

ما در اين مركز سعى كرده ايم كليه متخصصان علوم مغز و اعصاب را براى همكارى در اين زمينه در كنار يكديگر جمع كنيم، تا زمانى كه بيماران به آنجا مراجعه مى كنند، بتوانند در تمام رشته هاى اعصاب تحت مداواى پزشكان صاحب نام و متخصص در جهان قرار گيرند. در حقيقت تعداد پزشكانى كه در اين مركز فعاليت دارند، از متخصصان تصويربردارى، پرتونگارى، عصبى، نورو راديولوژى، عكسبردارى به طريق MRI و سى تى اسكن هستند و ما اولين مركز اروپا در اين زمينه محسوب مى شويم كه داراى قوى ترين دستگاه هاى MRI هستيم كه دو برابر دقيق تر از دستگاه هاى ديگر مراكز هستند.

به طورى كه فعل و انفعالات شيميايى مغز را نيز بسيار دقيق نشان مى دهند و مى توان به وسيله آنها تارهاى مغزى را كه از درون مغز رد مى شوند به كمك اين دستگاه ها مشاهده كرد.همچنين براى تشخيص نورولوژى نيز ما يك تيم بسيار حرفه اى داريم كه رياست آن به عهده پروفسور فخونيت از معروف ترين متخصصان مغز و اعصاب اروپا است كه قدرت تشخيص بيماران مبتلا به صرع و پاركينسون را دارند، حتى داراى متخصصانى هستيم كه تخصص آنها گذاشتن الكترود بر روى مغز بيمارانى است كه مبتلا به پاركينسون هستند و با گذاشتن الكترود در داخل مغز براى دردهاى غيرقابل معالجه و حتى بيمارانى كه داراى ضايعات مغزى، نخاع و اعصاب محيطى هستند، همه نوع امكانات براى تشخيص آنها در اين مركز وجود دارد.همچنين، كليه عمل هاى جراحى را كه مربوط به اعصاب محيطى، ستون فقرات، نخاع، قاعده جمجمه و خود مغز را چه از نظر عروقى و چه از نظر تومورها مى توانيم در اينجا انجام دهيم، حتى جراحى به وسيله گامانايف نيز در اين مركز انجام مى شود.

•شنيده شده قرار است، مركزى همانند INI در چين تاسيس شود، لطفاً در اين زمينه توضيح دهيد؟

زمانى كه من مركز INI را در هانوور آلمان تاسيس كردم، تمام همكاران من از سراسر دنيا براى ديدن اين مركز به آلمان آمدند، در نتيجه اين علاقه براى بسيارى ايجاد شد كه يك چنين مركزى را در كشور خودشان نيز ايجاد نمايند.

يكى از كشورهايى كه اين مسائل را همواره با علاقه و جديت تمام دنبال مى كند، چين است، كه ما در اين زمينه قرارداد رسمى اى را با دانشگاه پكن منعقد كرده ايم و قرار است ساختمان آنجا نيز همان نقشه ما در هانوور را داشته باشد و از من نيز خواهش كرده اند كه تمام تجربياتى را كه در كار خود به دست آورده ام براى اجراى اين طرح در اختيار آنها قرار دهم و يا به نوع ديگر اين كار در پكن تحت نظر خود من انجام شود.از سويى ديگر من فكر مى كنم كه طرح چين از جهات مختلفى در دنيا بسيار مهم است، زيرا چين كشورى در حال توسعه اقتصادى محسوب مى شود و دولتمردان آن با بيش از يك ميليارد نفر جمعيت سعى دارند مغزهاى خود را تقويت نمايند، به طورى كه هم اكنون بيش از سه سال است كه با مركز INI هانوور قرارداد منعقد كرده اند و مرتباً پزشكان و رزيدنت هاى خود را براى تعليم نزد ما مى فرستند.

•از آنجا كه يك ايرانى هستيد، جراحى هاى مغز و اعصاب و روند توسعه آن در ايران را به چه صورت مى بينيد؟

من در تمام ارتباطات علمى كه با كشور ايران دارم، مرتباً در ارتباط با مسائل علمى به بحث، گفت وگو و تبادل نظر مى پردازم، خوشبختانه همكاران من در ايران در رشته هاى جراحى مغز و اعصاب، گوش و حلق و بينى با من ارتباط بسيار عميقى دارند و اين مسئله ساليان دراز است كه برقرار است، خوشبختانه از نظر اطلاعات همكاران ما در ايران در سطح بين المللى هستند ولى به دليل نداشتن برخى امكانات و لوازم مربوط به تكنولوژى جديد نمى توانند كارهاى تحقيقاتى را براى آينده انجام دهند، زيرا انجام كارهاى تحقيقاتى نياز به فراهم كردن مسائلى دارد تا درهاى نو را براى امر تحقيقات باز كند و اين نوع لوازم تحقيقاتى نياز به تكنولوژى جديد روز وكامپيوترهاى مخصوص دارد تا بتوانند آن را انجام دهند كه در نهايت تمام اينها نياز به بودجه مخصوصى دارد.

خوشبختانه اساتيد ما در ايران باهوش و ذكاوتشان و قدرت فعاليتشان سعى مى كنند، اين كمبودها را به نحوى جبران نمايند، به همين دلايل آخرين اطلاعات جديد را خيلى سريع از خارج از كشور فرا مى گيرند، چنانچه همواره در كنفرانس ها فعاليت هايى را كه از خود نشان داده اند، كاملاً مشخص شده است كه در ارتباط با مسائل علمى جديد اطلاعات كامل دارند، حتى اگر چه خودشان قادر نباشند اين مطالب جديد را در بعضى مواقع براى بيماران و كارهاى تحقيقاتى شان اجرا كنند، ولى با تمامى آنها آشنايى كامل دارند.