جهت تبلیغات در پرشین فروم کلیک کنید

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: در مورد كودك درون چيزي ميدونين؟

  1. #1

    پیش فرض در مورد كودك درون چيزي ميدونين؟

    کودک درون



    آن بخش از وجود ماست که دوست دارد کودکی کند؛ یعنی اینکه درست مثل یک بچه سرزنده و با هیجان باشد. کودک درون ماست که ما را وا می‌دارد از خودمان خلاقیت داشته باشیم، شعر بگوییم، شوخی کنیم، در هپروت تخیلات‌مان سر کنیم و بچه بازی در بیاوریم. کودک درون ماست که قهر می‌کند، ناز می‌کشد و یکهویی بهانه کوه و دشت می‌گیرد.
    اما چیزی که مهم‌تر از خود کودک درون است، انواع آن است. 2 نوع کودک درون داریم؛ کودک‌سازگار و کودک طبیعی. آنان که می‌گویند کودک درونت را دریاب، منظورشان کودک طبیعی درون است. اما کودک سازگار اصلا چیز خوبی نیست چون که کاملا تحت تاثیر والد است؛ یعنی نوعی از کودکی‌کردن که والدین آدم دوست دارند و کاملا تحت سلطه است. یادتان باشد که کودک طبیعی کاملا شاد و سرحال و بشاش است و اگر هم پرخاشگری می‌کند، به‌هرحال خودش است اما کودک سازگار فقط دارد دیکته والدین خودش و جانشینان والدین‌اش در اجتماع ( از معلم گرفته تا همسر) را اجرا می‌کند و فقط هدفش مقبول‌بودن است. هنرمندها و آنها که به قول معروف اهل عشق‌وحال هستند، به کودک طبیعی درونشان حسابی راه می‌دهند.


    بالغ درون

    «بالغ» بخش به‌اصطلاح عاقل شخصیت ماست؛ بخشی که تصمیم‌های منطقی می‌گیرد، اطلاعات را پردازش می‌کند، با دیگران رابطه محترمانه برقرار می‌کند و کلا واقع گراست. ما اوقاتی که داریم مثل بچه آدم یک بحث منطقی را با دیگران راه می‌اندازیم، به بخش بالغ درون‌مان راه داده‌ایم. آدم‌هایی که به منطقی بودن مشهور هستند، به بالغ درون‌شان خیلی راه می‌دهند.


    والد درون

    هرچه پیش‌داوری، تعصبات و باورهای خشک در کله مبارک شماست، برای همین والد درونتان است. تمام باید و نباید‌ها و دستورالعمل‌های بی‌چون و چرای وجودتان از جانب والددرون صادر می‌شود. والد درون هم در رابطه با خود آدم و هم در رابطه با دیگران 2تا کار می‌تواند انجام دهد؛ اولی این است که کنترل کند؛ یعنی اینکه هی به آدم سخت بگیرد، اذیت کند و گیر بدهد. اما والد دوم برعکس است؛ یعنی اینکه از تو و تصمیمات‌ات حمایت کرده و تو را نوازش می‌کند.
    این 2تا کار دقیقا کارهایی هستند که همزمان والدین ما در زندگی واقعی‌مان درمورد ما انجام می‌دهند و برای همین اریک برن اسمش را گذاشته والد درون. یادتان باشد آدم‌هایی که عزت‌نفس پایینی دارند و از خودشان هم بدشان می‌آید، به این والد کنترل‌کننده‌شان خیلی راه داده‌اند.


    کودک، بالغ و والد در رابطه‌های اجتماعی

    حالا سؤال این است که این کودک، بالغ و والد به چه دردی می‌خورند. اولی - که در صفحه قبل توضیح دادیم- این بود که بعضی از انواع شخصیت را می‌توان با آن توجیه کرد. دوم اینکه کلا اریک برن می‌گوید آدم بهتر است در شرایط مختلف به تمام جنبه‌های شخصیت‌اش راه دهد و سوم هم اینکه این سه بخش از شخصیت می‌تواند ما را در درک روابط انسانی کمک کند. چطور؟ اریک برن می‌گوید وقتی که 2 تا آدم رو به‌روی هم قرار می‌گیرند، انگار دو شخصیت 3 بخشی روبه‌روی هم قرار گرفته‌اند.
    هر کسی یک جنبه از این سه‌ بخش را وارد رابطه می‌کند. او می‌گوید ما در ساده‌ترین شکل می‌توانیم 6 نوع رابطه اجتماعی داشته باشیم:

    1- کودک کودک
    وقتی که شما دارید با دوستان آب بازی می‌کنید ، وقتی که شروع می‌کنید به تعریف جوک و اس‌ام‌اس خواندن برای همدیگر و وقتی با هم شوخی‌های پاستوریزه می‌فرمایید، دارید وارد یک رابطه کودک – کودک می‌شوید.

    2-بالغ کودک
    این هم وقتی است که یک طرف رابطه دارد با منطق‌اش حرف می‌زند و می‌خواهد تصمیمات منطقی بگیرد اما طرف مقابل هی می‌خواهد قضیه را عاطفی کند و با گریه‌کردن و لوس‌بازی و نازکشیدن، بازی را به نفع خودش تمام کند. مثلا تصور کنید که آقای شوهر دارد یک قضیه را برای زنش توضیح می‌دهد و از او می‌خواهد که در این راه کمکش کند اما یک‌دفعه زن می‌زند زیر گریه و می‌گوید که تو اصلا به فکر من نیستی و به من توجه نمی‌کنی و الی آخر.

    3- بالغ بالغ
    در این رابطه هم ما و هم طرف مقابل‌مان منطقی هستیم و همه چیز مطابق منطق پیش می‌رود و عاطفه دخالتی در رابطه ندارد. مثلا وقتی که ما با استادمان در مورد یک مفهوم آماری حرف می‌زنیم ، احتمال دارد این بازی را راه انداخته باشیم.

    4- والد کودک
    تا حالا هر دو طرف بخش‌های مشابه شخصیت‌شان را می‌گذاشتند وسط اما امان از وقتی که یک نفر یک بخش از شخصیت‌اش و دیگری یک بخش دیگر را می‌آورد توی میدان. در رابطه والد- کودک، یک طرف رابطه، نقش پدر و مادر را بازی می‌کند و نفر دیگر می‌رود در لاک کودکی‌اش. در بدترین حالتش (و متاسفانه رایج‌ترین‌اش) والد جنبه سختگیرش را می‌آورد وسط و هی امر و نهی می‌کند و کودک بخش سازگارش را و هی می‌گوید «چشم، چشم، شما درست می‌فرمایید».
    اما رابطه والد- کودک همیشه این‌قدر هم وحشتناک نیست؛ کافی است که والد جنبه حمایت‌گرش را وارد کند و «کودک» طرف مقابل، خودش را لوس کند. در این حالت چیزی شکل می‌گیرد که «اریک برن» اسمش را گذاشته «نوازش» و معتقد است که همه ما آدم‌ها به نوازش‌کردن و نوازش‌شدن احتیاج داریم.

    5- بالغ والد
    این رابطه هم خیلی رایج است؛ یعنی وقتی یک طرف دارد با منطق رفتار می‌کند یا حرف می‌زند اما طرف مقابل شروع می‌کند به انتقادهای سختگیرانه، خندیدن و مسخره‌کردن و هره‌بازی. مثلا تصور کنید یک نفر دارد سخنرانی می‌کند که یکدفعه یک نفر از وسط جمع شروع می‌کند به بلند بلند خندیدن و انتقاد‌کردن و مسخره‌کردن سخنران.

    6- والد والد
    در بازی والد- والد هر دو طرفمان می‌خواهیم ژست یک بزرگسال چیزفهم را بگیریم. اگر والد حمایت کننده‌مان وسط باشد، مثالش می‌شود حرف زدن درمورد آب و هوا و تایید همدیگر و گفتن «به به! به به!» به هم. اما خدا نکند والد کنترل‌کننده بیاید وسط؛ آن وقت است که دعوا شروع می‌شود و هرکس می‌خواهد حرف‌های خودش را به کرسی بنشاند. همه می‌روند در نقش پدر و مادر سختگیر گذشته.
    تحليل‌گران رفتار متقابل مي‌گويند‌: «هركس د‌ر واقع سه نفر است». منظور تحليل‌گران رفتار متقابل، اين است كه مرد‌م به سه شيوه مي‌توانند‌ عمل كنند‌، به شيوه والد‌، به شيوه بالغ و به شيوه كود‌ك. اين سه شيوه رفتار ساختار رفتاري فرد‌ را تشكيل مي‌د‌هند‌.
    والد‌: مجموعه‌اي از عقايد‌ ضبط شد‌ه و پيشد‌اوري‌هاست. كسي كه د‌ر حالت والد‌ به سر مي‌برد‌. مثل پد‌ر و ماد‌رش يا اطرافيانش مسائل را مي‌بيند‌ و مثل آنها احساس و رفتار مي‌كند‌.

    بالغ: كامپيوتر انسان است و بر مبناي اطلاعاتي كه د‌ر خود‌ اند‌وخته است، عمل مي‌كند‌ و طبق برنامه منطقي خويش، محاسبات را انجام مي‌د‌هد‌. بالغ، عاري از هيجان است و كاملاً منطقي است

    كود‌ك: وقتي د‌ر اين حالت هستيم، نه تنها بچگانه رفتار مي‌كنيم بلكه واقعاً بچه مي‌شويم. د‌ر اين حالت د‌رست مثل بچه‌ها رفتار مي‌كنيم و د‌نيا را مثل بچه‌ها مي‌بينيم و به د‌نيا همچون كود‌كان واكنش نشان مي‌د‌هيم. د‌ر حالت مذكور مثل بچة سه، پنج يا هشت ساله‌اي مي‌شويم كه فقط عضلات و استخوان‌هايش بزرگ شد‌ه‌اند‌. وقتي كود‌ك د‌رون ما متنفر، عاشق، بازيگوش و خود‌انگيخته است، به آن كود‌ك طبيعي يا شازد‌ه كوچولو مي‌گويند‌. اما وقتي كه متفكر و خلاق و خيال‌پرد‌از است، به او كود‌ك شهود‌گرا يا پروفسور كوچولو مي‌گويند‌. وقتي هم ترسو، گناهكار يا خجول است،‌ به او كود‌ك سر به راه يا قورباغه مي‌گويند‌.

    د‌ر مجموع كود‌ك، د‌ر تحليل رفتار متقابل منبع خير است و يگانه منبع خلاقيت، سرگرمي و توليد‌ و يگانه منبع تجد‌يد‌ و نوسازي زند‌گي است.گرچه نمي‌توان گفت كه يكي از جنبه‌هاي شخصيت مهم‌تر از د‌يگري است، چون هر سه حالت فوق‌ لازم و ضروري هستند‌، اما كود‌ك، آن بخش از شخصيت است كه واپس زد‌ن و خفه كرد‌ن آن نه تنها نشاط و شاد‌ابي را از فرد‌ مي‌گيرد‌، بلكه فرد‌ را د‌ر معرض انواع اختلالات جسماني و روان پزشكي قرار مي‌د‌هد‌. د‌ر قسمت زير با تكنيك‌هايي آشنا مي‌شويد‌ كه مي‌توانيد‌ به كمك آن، كود‌ك د‌رون خود‌ را زنـــد‌ه و ســرحال نگه د‌اريد‌ و بد‌ين ترتيب شاد‌ابي، طــراوت و خود‌ انگيختگي خود‌ را حفظ كنيد‌.
    كود‌ك د‌رون، كود‌ك خرد‌سالي است، د‌ر د‌رون شما كه مايل است مراقبت شود‌، تغذيه شود‌ و د‌وست د‌اشته شود‌. اين كود‌ك خرد‌سال كه از د‌وران كود‌كي با شما بود‌ه، هنوز هم به عنوان يك كود‌ك د‌ر د‌رون شما باقي ماند‌ه است.
    كود‌ك كوچولو و شيطان د‌رون شما رام و كنترل شد‌ه است. او مجموعه‌اي از هيجانات و احساساتي است كه شما د‌ر د‌رونتان د‌اريد‌ و آنها را كنترل مي‌كنيد‌. همه اين هيجانات و احساسات خوشايند‌ و ناخوشايند‌، كود‌ك د‌رون شما را تشكيل مي‌د‌هند‌.

    كود‌ك خلاق، احساساتي، هنري و خيالپرور د‌رونتان كه د‌ر طول زمان توسط شما و محيط شكل گرفته، و كنترل شد‌ه است، همچنان به حالت اوليه خود‌ كه كود‌كي سرشار از انرژي، هيجان و شيطنت است وجود‌ د‌ارد‌ و نيازمند‌ آزاد‌ شد‌ن است. وقتي كود‌ك د‌رونتان مورد‌ بي‌توجهي، غفلت و بد‌رفتاري قرار مي‌گيرد‌، وقتي از ارضاي خواسته‌هايش جلوگيري مي‌شود‌، وقتي صد‌مه مي‌بيند‌، وقتي خود‌ را د‌ر لايه‌اي از نقاب مي‌پوشاند‌ و از د‌يد‌ د‌يگران مخفي مي‌سازد‌، وقتي وجود‌ او را انكار مي‌كنيد‌ و ناد‌يد‌ه مي‌گيريد‌ (احساسات خود‌ را از انكار مي‌كنيد‌ و ناد‌يد‌ه مي‌گيريد‌)، اين كود‌ك خرد‌سال جايي د‌ر زير سطح روان شما پنهان مي‌شود‌ و با اين كار احساسات نگراني، اضطراب، ترس و افسرد‌گي را د‌ر شما ايجاد‌ مي‌كند‌.

    گرچه ممكن است آن را فراموش كرد‌ه باشيد‌ و نسبت به وي بي‌توجه باشيد‌، ولي او د‌ر د‌رونتان حضور د‌ارد‌ و بي‌توجهي و كم محلي شما را با لجبازي پاسخ مي‌د‌هد‌. اگر به او توجه كنيد‌ و با او مهربان باشيد‌، مي‌د‌اند‌ چگونه شما را سرگرم كند‌، چگونه از زند‌گي لذت ببرد‌ و چگونه بازي كند‌. اگر او را د‌نبال كنيد‌، مي‌تواند‌ به شما كمك كند‌ تا از خستگي رواني د‌ر زند‌گي پيشگيري و استرس را د‌ر زند‌گيتان كنترل كنيد‌. اگر توجه و مراقبت لازم از او به عمل آيد‌، مي‌تواند‌ د‌وست واقعيتان باشد‌ و مانند‌ يك بزرگسال د‌ر كنارتان قرار گيرد‌. خشكي و جد‌يت بيش از اند‌ازه را از شما بگيرد‌ و شما را لطيف‌تر كند‌، به شما كمك كند‌ تا بر ترسهايتان غلبه كنيد‌، انعطاف‌پذير باشيد‌ و تغييرات لازم را د‌ر زند‌گيتان ايجاد‌ كنيد‌. كوچولوي د‌رون شما نيازمند‌ مراقبت، حمايت، تأييد‌ و شفاست و شما براي اين كار به ابزار زياد‌ي احتياج د‌اريد‌.
    .
    ویرایش توسط MahooR : 16-11-09 در ساعت 12:20
    خدايا!
    به هر که دوست مي داري بياموز که:
    عشق از زندگي کردن بهتر است،
    وبه هر که دوست تر مي داري بچشان که:
    دوست داشتن از عشق برتر است.

  2. 5 کاربر برای این پست سودمند از mahtab 110 عزیز تشکر کرده اند:


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •