جهت تبلیغات در پرشین فروم کلیک کنید

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 7 , از مجموع 7

موضوع: من او را دوست داشتم/کتاب خوانی ۵

  1. #1

    پیش فرض من او را دوست داشتم/کتاب خوانی ۵








    این دفعه کتابی‌ از نویسنده فرانسوی آنا گوالدا رو انتخاب کردیم:mypersianforum (437


    از اینجا میتونید کتاب رو دریافت کنید:


    کد:
    لینک و متن درون کدها فقط برای کسانی که ثبت نام کرده اند قابل مشاهده است لطفا وارد شوید OR ثبت نام کنید.

    اگر تا کنون در سایت ثبت نام نکرده اید با کلیک بر روی
    Link URL:
    لینک و متن درون کدها فقط برای کسانی که ثبت نام کرده اند قابل مشاهده است لطفا وارد شوید OR ثبت نام کنید.
    کنید
    Only
    Link URL:
    لینک و متن درون کدها فقط برای کسانی که ثبت نام کرده اند قابل مشاهده است لطفا وارد شوید OR ثبت نام کنید.
    Users Can See Links[/COLOR][/CODE]

    تصمیم داریم تا اخر تعطیلات نوروز این کتاب رو بخونیم و در موردش صحبت کنیم.

  2. 8 کاربر برای این پست سودمند از shahrzaad عزیز تشکر کرده اند:


  3. #2

    پیش فرض

    شهامت از آن آنان است که خودشان را یک روز صبح در آینه نگاه می کنند و روشن و صریح این عبارت را به خودشان می گویند ، فقط به خودشان : "آیا من حق اشتباه کردن دارم ؟" فقط همین چند واژه ...
    شهامت نگاه کردن به زندگی خود از رو به رو ... و هیچ هماهنگی و سازگاری در آن ندیدن . شهامت همه چیز را شکستن ، همه چیز را زیر و رو کردن ...
    به خاطر خودخواهی؟ خودخواهی محض ؟ البته که نه ، نه به خاطر خودخواهی .. پس چه ؟ غریزه بقا ؟ میل به زنده ماندن ؟ روشن بینی ؟ ترس از مرگ؟
    شهامت با خود رو به رو شدن . دست کم یک بار در زندگی . رو به رو با خود . تنها خود . همین .
    "حق اشتباه" ترکیب بسیار کوچکی از واژه ها ، بخش کوچکی از یک جمله ، اما چه کسی این حق را به تو خواهد داد ؟
    چه کسی جز خودت؟


    نمیدونم این کتاب رو خوندید یا نه؟
    قرارمون تا اخر تعطیلات بود:s (9):



  4. 4 کاربر برای این پست سودمند از shahrzaad عزیز تشکر کرده اند:


  5. #3
    کاربر فعال سایت yasnaa آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    محل سکونت
    پشت هیچستانم
    نوشته ها
    37
    Thanked: 153

    پیش فرض

    کتاب زیبایی بود. مثل همه کتابهایی که شهرزاد عزیز انتخاب و معرفی می کند، متفاوت بود. داستان فضایی کسل کننده دارد؛ زنی افسرده و ترک شده و پیرمردی به ظاهر خشک و کم حرف، در خانه ای قدیمی. اما روایت داستان و جملات مؤجز و زیبایی که شخصیت ها در دفاع از عقاید خود بر زبان می آورند و فراز و فرود داستان که احساسات و تنش های روحی شخصیت ها رقم می زند، توصیفهای رائی از شخصیت های دیگر، حتی شکوه ها و گلایه ها هم چنان زیباست که حوصله خواننده را سرنمی برد.
    زنی غمگین که از طرف شوهرش ترک شده، وجه اشتراکی بین خود و پدرشوهر بی احساس و عبوس خود نمی یابد و سفر با او برایش جالب نیست. با هر جمله ذای که بر زبان می راند سعی دارد بغض مانده در گلویش سر او خالی کند. تا جایی که پیرمرد به ظاهر بی احساس و معقول حوصله اش سر رفته و راز عشق نافرجام خود را برای عروسش، که با او همذات پنداری می کند افشا کرده و با او درد دل می کند. به طوری که خود نیز متعجب است:« چرا اینها را برای تو تعریف می کنم؟ چرا این قدر پرچانگی می کنم؟»
    وجه اشتراک پدرشوهر و عروس عشق از دست رفته است، کلوته عاشق شوهرش است اما آدرین پس از سالها متوجه می شود که عاشق زنش نبوده. پی یر در اولین برخورد با ماتیلد پی می برد که تا به حال عاشق نبوده است اما چون شهامت انتخاب عشق و قضاوت بد در مورد خودش را ندارد، مجبور
    کتاب پر از جملات و دیالوگهای زیباست و انتخاب چند جمله از آن کار دشواری است:
    «چقدر باید بگذرد تا آدمی بوی تن کسی را از یاد ببرد و چقدر باید بگذرد تا دیگر او را دوست نداشت؟»
    «خیلی ابله هستیم اگر باور کنیم ثانیه ای می توانیم بر گذز زندگی مان مسلط شویم. جریان زندگی ما از ما می گریزد...»
    من پنجره بر دوش
    به دنبال نسیمم...

  6. 3 کاربر برای این پست سودمند از yasnaa عزیز تشکر کرده اند:


  7. #4

    پیش فرض

    من خوندم ولی آخر آخرشو یهو نفهمیدم منظورش چی بود؟!!!
    در روزگاری که خنده ی مردم از زمین خوردن توست ، برخیز تا بگریند . . .

    کوروش کبیر







  8. 3 کاربر برای این پست سودمند از shahrashoob عزیز تشکر کرده اند:


  9. #5

    پیش فرض

    نقل قول:
    لینک و متن درون کدها فقط برای کسانی که ثبت نام کرده اند قابل مشاهده است لطفا وارد شوید OR ثبت نام کنید.


    خوب چطور بگم آخرش رو می‌شه به یک بغض تشبیه کرد، کلمه بهتری براش پیدا نکردم./

    .
    .
    .
    آیا آان دخترک لجباز ترجیح نمیداد پدر شادتری داشته باشد؟
    شاید اگر رفته بود و زندگیش رو با اونی‌ که دوست داشت ادامه داده بود و پدر شادی بود بهتر بود از اینکه در رابطش بمونه ولی‌ پدر خوبی‌ نباشه...............شاید
    ویرایش توسط shahrzaad : 12-04-11 در ساعت 00:19

  10. 3 کاربر برای این پست سودمند از shahrzaad عزیز تشکر کرده اند:


  11. #6

    پیش فرض

    نقل قول:
    لینک و متن درون کدها فقط برای کسانی که ثبت نام کرده اند قابل مشاهده است لطفا وارد شوید OR ثبت نام کنید.


    مرسی از توضیحت. من با خودم احتمال دادم شاید بشه اینجوری برداشت کرد که بچه تو یک موقعیتی اون نونو میخواسته همینطور که کلوئه همسرشو میخواسته و وقتی یک مدت گذشته دیگه نونو نخواسته و میخواسته به کلوئه بگه مدتی بگذره دیگه آدرین رو نمیخواد.
    نمیشه اینجوری برداشت کرد؟
    در روزگاری که خنده ی مردم از زمین خوردن توست ، برخیز تا بگریند . . .

    کوروش کبیر







  12. 3 کاربر برای این پست سودمند از shahrashoob عزیز تشکر کرده اند:


  13. #7

    پیش فرض

    شاعر : زویا زاکاریان

    گریه کنم یا نکنم حرف بزنم یا نزنم
    من از هوای عشق تو ، دل بکنم یا نکنم
    با این سوال بی‌ جواب ، پناه به آینه می برم
    خیره به تصویر خودم ، می پرسم از کی‌ بگذرم

    یه سوی این قصه تویی‌ یه سوی این قصه منم
    بسته به هم وجود ما تو بشکنی ، من می شکنم

    نه از تو می ‌شه دل برید نه با تو می ‌شه دل سپرد
    نه عاشق تو می ‌شه موند نه فارغ از تو می ‌شه موند

    هجوم بن بست رو ببین ، هم پشت سر ، هم رو به رو
    راه سفر با تو کجاست من از تو می پرسم بگو

    بن بست این عشق رو ببین ، هم پشت سر ، هم رو به رو
    راه سفر با تو کجاست من از تو می پرسم بگو

    تو بال بسته ی منی‌ من ، ترس پرواز تو ام
    برای آزادی عشق از این قفس من چه کنم

    امروز داشتم این آهنگ رو میشنیدم یادم افتاد چقدر به این کتاب ما هماهنگی‌ داره:mypersianforum (164

  14. یک کاربر برای این پست سودمند از shahrzaad عزیز تشکر کرده اند:


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 105
    آخرين نوشته: 26-04-14, 21:57
  2. نامه يك دوست پسر سنگدل به دوست دخترش
    توسط امین ذاکری در انجمن داستان و نمايشنامه
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: 09-02-11, 19:35
  3. پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: 20-07-09, 17:17

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •