جهت تبلیغات در پرشین فروم کلیک کنید

صفحه 1 از 4 123 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 15 , از مجموع 58

موضوع: سیاه قلم های نیکی فیروزکوهی

  1. #1
    همکار سابق La Linea آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    محل سکونت
    کردستان
    نوشته ها
    3,795
    Thanked: 23256

    پیش فرض سیاه قلم های نیکی فیروزکوهی

    نقل قول:
    لینک و متن درون کدها فقط برای کسانی که ثبت نام کرده اند قابل مشاهده است لطفا وارد شوید OR ثبت نام کنید.




    بیا زیرِ گنبد‌هایِ سبزِ سبز ، دل آسمان را نگاه داریم ، بی‌ آنکه بشکند

    نطفه من یک حادثه بود ... تولدی اتفاقی‌ ... و بر حسب عادت زندگی‌ را ادامه دادم

    مادرم بچه نمی‌‌خواست ... پدرم پسر می‌‌خواست ... و من شاعر شدم ... و کمی‌ دیوانه

    امروز نوشتم ... زندگی‌ چیزی نیست جز سراب ... هر چند آبادانی هزار هزار

    باز نوشتم ... غروب را فراموش کن ... دل به گرگ و میش سحر ببند

    تناقض نیست ... اینها انعکاس روح شاعری است که با کمی‌ تاخیر به دنیا آمد

    نیکی‌ فیروزکوهی



    Link URL:
    لینک و متن درون کدها فقط برای کسانی که ثبت نام کرده اند قابل مشاهده است لطفا وارد شوید OR ثبت نام کنید.

    ویرایش توسط La Linea : 27-02-12 در ساعت 00:55


  2. 21 کاربر برای این پست سودمند از La Linea عزیز تشکر کرده اند:


  3. #2
    همکار سابق La Linea آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    محل سکونت
    کردستان
    نوشته ها
    3,795
    Thanked: 23256

    پیش فرض

    جسارت می‌‌خواهد
    نزدیک شدن
    به دورترین افکار زنی‌ که
    درد بی‌ کسی‌ را
    به مسلخِ کوچه پس کوچه‌هایِ شهر برده
    ... زنی‌ که هر شب
    به پابوسِ کابوس‌هایِ مردانه میرود
    و سحر گاه
    لحافش را پر می‌ کند از هق هقِ تنهایی‌ بی‌ مرزش
    .
    .
    ها ا ا ا ا ی روزگار لعنتی
    با دختران غریب خود چه میکنی‌ ؟؟؟؟






  4. 8 کاربر برای این پست سودمند از La Linea عزیز تشکر کرده اند:


  5. #3
    همکار سابق La Linea آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    محل سکونت
    کردستان
    نوشته ها
    3,795
    Thanked: 23256

    پیش فرض

    عشقِ سال‌هایِ وبا
    فکرِ مستی و چند شیشه شراب
    کتابِ شعر فروغ
    مشتی خاطراتِ راست و دروغ
    عکس هشت سالگی پسرم
    قلمم، پاکتِ سیگارم و دفترم
    و خداحافظ دوستان
    رهایم کنید ... رها ا ا ا ا
    من از آنچه که بعد از این خاطره میشوند بیزارم
    بیزا ا ا ا ا ا ا ا ر




  6. 8 کاربر برای این پست سودمند از La Linea عزیز تشکر کرده اند:


  7. #4
    همکار سابق La Linea آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    محل سکونت
    کردستان
    نوشته ها
    3,795
    Thanked: 23256

    پیش فرض

    تو رفته ای
    و فرقی‌ نمی‌‌کند چرا
    برایِ کسی‌ که با امروز
    سالهاست که مرده است
    هر گونه محاسبه ای در بعد زمان
    مضحک‌ترین اتفاقِ ممکن است

    ( رفتنِ او حادثهٔ بود ... ماندنِ من فاجعه )




  8. 10 کاربر برای این پست سودمند از La Linea عزیز تشکر کرده اند:


  9. #5
    همکار سابق La Linea آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    محل سکونت
    کردستان
    نوشته ها
    3,795
    Thanked: 23256

    پیش فرض

    امسال که آمدی
    برایم گردن بندی بیاور
    با پنجاه و پنج دانه ی مروارید
    بگذار فکر کنم
    به خاطرِ من
    پنجاه و پنج بار دل به دریا زده ای





  10. 9 کاربر برای این پست سودمند از La Linea عزیز تشکر کرده اند:


  11. #6
    همکار سابق La Linea آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    محل سکونت
    کردستان
    نوشته ها
    3,795
    Thanked: 23256

    پیش فرض

    بانو !
    یکی‌ از این جمعه ها
    کفش‌هایتان را پا کنید
    و به دیدن مردی بروید
    که تمامِ هفته را
    به عشق جمعه‌ای سر می‌‌کند
    که ممکن است
    بانویش کفش‌هایش را به پا کند
    و به دیدارِ او برود
    ...
    شاید این مرد من باشم
    شاید آن بانو تو باشی‌
    شاید این جمعه ، همان جمعه باشد




  12. 9 کاربر برای این پست سودمند از La Linea عزیز تشکر کرده اند:


  13. #7
    همکار سابق La Linea آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    محل سکونت
    کردستان
    نوشته ها
    3,795
    Thanked: 23256

    پیش فرض

    غیر از تو سه چیز کم دارم
    یک اتاق
    یک دیوار
    یک پاکت سیگار
    ...
    یاور همیشه مؤمن ، تو برو سفر سلامت
    غمِ من نخور که دوری ، برایِ من شده عادت
    ...
    آنهایی که می‌‌روند ، نه یاورند نه مؤمن





  14. 8 کاربر برای این پست سودمند از La Linea عزیز تشکر کرده اند:


  15. #8
    همکار سابق La Linea آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    محل سکونت
    کردستان
    نوشته ها
    3,795
    Thanked: 23256

    پیش فرض

    جمعه,

    برایِ من از پنج شنبه شروع می‌شه

    و غروب‌هایی‌ که

    هیــــــــــــــچ وقت تموم نمی‌شه

    ( خدا کنه امروز کسی‌ اذان نده )




  16. 9 کاربر برای این پست سودمند از La Linea عزیز تشکر کرده اند:


  17. #9
    همکار سابق La Linea آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    محل سکونت
    کردستان
    نوشته ها
    3,795
    Thanked: 23256

    پیش فرض

    کمی‌ دورتر از خانه من
    و خانه شما
    جایی‌ هست که عمق دوستی مهم است نه طول آن

    کمی‌ آنطرف تر
    مردم به اندازه انگشتان دست دوست دارند
    ولی‌ دوست دارند
    و دوستشان دارند

    تنها با کمی‌ فاصله از من و شما
    همه ، همدیگر را دوست دارند






  18. 4 کاربر برای این پست سودمند از La Linea عزیز تشکر کرده اند:


  19. #10
    همکار سابق La Linea آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    محل سکونت
    کردستان
    نوشته ها
    3,795
    Thanked: 23256

    پیش فرض

    بانو!
    فراموش کن‌ آدمک‌های برفی را
    دل به گرمایِ دست‌هایِ من بده
    به گمانم شهرِ سردِ شما
    مردِ عاشق
    به خود ندیده است
    خدا حافظ یخبندان
    خدا حافظ روز‌های بی‌ عشقی‌
    خداحافظ بانو ی خسته ی من
    مردِ شما
    این بار
    با بهار می‌‌آید




  20. 3 کاربر برای این پست سودمند از La Linea عزیز تشکر کرده اند:


  21. #11
    همکار سابق La Linea آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    محل سکونت
    کردستان
    نوشته ها
    3,795
    Thanked: 23256

    پیش فرض

    نسلی که
    در چشم مردانش
    روباهی دم تکان میدهد
    نسلی که
    در سینه ی زنانش
    گرگی با پنجه‌های تیز کمین کرده
    نسل کودکان گناه کار با چشمانِ بی‌ گناه
    گوسپندان را آزاد کنید
    ما برای دریدن آمده ایم

    این شعر و شاعرش از سطر اول محکوم شده اند ...
    خونتان را کثیف نکنید ... شما فقط بدرید




  22. 2 کاربر برای این پست سودمند از La Linea عزیز تشکر کرده اند:


  23. #12
    همکار سابق La Linea آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    محل سکونت
    کردستان
    نوشته ها
    3,795
    Thanked: 23256

    پیش فرض

    به قـهقــرا میرفـتـــــــ
    وبی صدا فـریــاد میـزد
    به فریـــــادم بـرس

    ( آرزویت این باشد ... از این بی‌ انتهایی مرا بازگشتی نباشد )

    Link URL:
    لینک و متن درون کدها فقط برای کسانی که ثبت نام کرده اند قابل مشاهده است لطفا وارد شوید OR ثبت نام کنید.



  24. 3 کاربر برای این پست سودمند از La Linea عزیز تشکر کرده اند:


  25. #13
    همکار سابق La Linea آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    محل سکونت
    کردستان
    نوشته ها
    3,795
    Thanked: 23256

    پیش فرض

    بهانه هم اگر میگیری
    بهانه ی مرا بگیر
    تمامِ خواستن را وجب کرده ام
    تمامِ خواستن را
    هیچ کس
    به اندازه ی کافی‌ عاشق نیست
    و هیچ کس
    هیچ کس
    به اندازه ی من عاشقِ تو و بهانه‌هایِ تو نیست


    Link URL:
    لینک و متن درون کدها فقط برای کسانی که ثبت نام کرده اند قابل مشاهده است لطفا وارد شوید OR ثبت نام کنید.


    ویرایش توسط La Linea : 04-04-12 در ساعت 23:35


  26. 4 کاربر برای این پست سودمند از La Linea عزیز تشکر کرده اند:


  27. #14
    همکار سابق La Linea آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    محل سکونت
    کردستان
    نوشته ها
    3,795
    Thanked: 23256

    پیش فرض

    آدم‌هایی‌ که ما را ترک میکنند سه‌ دسته اند
    یک گروه آنهایی که بر میگردند گرچه نه آنها دیگر همان آدم‌های سابق هستند و نه ما
    گروه دوم کسانی‌ هستند که هرگز بر نمی‌گردند چه آنهایی که نمی‌خواهند ، چه آنهایی که نمیتوانند
    گروه آخر آنهایی هستند که باید دعا کنیم آنچنان پلهای پشت سرشان را خراب کنند که اگر هم بخواند ، نتوانند برگردند.
    خطرناک‌ترین گروه سومی‌‌ها هستند . چون موقع رفتن طوری ما را میشکنند ، که ما تا مدت‌ها در کما می‌‌مانیم و خیلی‌ دیر می‌‌فهمیم که برای چه آدم‌های بی‌ ارزشی اشک ریختیم ، احساس گناه کردیم، از خود گذشتگی کردیم ، و تا مرز نابودی ، زندگی‌ را فدا کردیم ... خیلی‌ دیر میفهمم ... خیلی‌ دیر ... ولی‌ یک روز میفهمم ...
    چیزی که هرگز نمی‌فهمیم این است که اصلا چه چیز این آدم‌ها را آنقدر دوست داشتیم؟؟؟؟
    ( روزی که آدم‌های بزرگتری ، با ارزش‌های والاتری وارد زندگی‌ ما شدند ، آن روز قدرِ خودمان را بیشتر می‌دانیم )


  28. 4 کاربر برای این پست سودمند از La Linea عزیز تشکر کرده اند:


  29. #15

    پیش فرض

    :icon_pf (68):


    اینجا سرزمین واژه های وارونه است:


    جایی که گنج, "جنگ" می شود
    درمان, "نامرد" می شود
    ... قهقه , "هق هق" می شود
    اما دزد همان "دزد" است
    درد همان "درد"و گرگ همان "گرگ"





  30. یک کاربر برای این پست سودمند از red_black عزیز تشکر کرده اند:


صفحه 1 از 4 123 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 20-02-12, 14:36
  2. مطلبی بسیار آموزنده در رابطه با رفع خجالت
    توسط S0G0L در انجمن دیدنی ها و شنیدنی ها
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 13-01-11, 19:04
  3. سیب بخورید تا وزن کم کنید
    توسط mina-nice در انجمن گیاهان داروئی
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 07-06-09, 07:52

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •