جهت تبلیغات در پرشین فروم کلیک کنید

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5

موضوع: محو کردن دختر خاله (خاطره ای از داش دیوونه)

  1. #1
    مدیر انجمن عشق و دلدادگى Tamara آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    محل سکونت
    تو قلب عشقم
    نوشته ها
    6,951
    Thanked: 16819

    پیش فرض محو کردن دختر خاله (خاطره ای از داش دیوونه)

    این خاطره مال حدود ده سال پیشهیه دختر خاله دارم خیلی پررو بود و همیشه داشت پسر های فامیل رو نقره داغ می کرد و ازشون آتو میگرفت و خلاصه روزگار همه رو سیاه میکرد خداییش بعضی وقتها از پسرهای فامیل حق السکوت های 200000تومنی میگرفت یه بار یکی از پسر خاله هام بهش میگه اگه راست میگیی فلانی رو (داش دیوونه) نقره داغ کن تا حالتو بگیره . اونم میگه اونکه جوجه است گنده ترشو ندارین ؟ البته منم همش تو جمع ضایعش میکردم و بهش میگفتم ترشیده چون یه سی سالش بودو شوهر نکرده بود اونم فقط میخندید یعنی که من ارزشش رو ندارم که حالمو بگیره خلاصه این خبر به گوش منم رسید . حالا بقیه ماجرا رو بخونید .شب تازه خوابم برده بود که دختر خالم زنگ زد به گوشیم و گفت ببخشید بیدارت کردم اما یه مسئله مهمی پیش اومده (گفتم قطعا یکی مرده ) من گیج و شوکه گفتم بگو ... گفت آخه چرا هیچ کس منو نمی گیره ؟ اومدم سر فحشو بهش بکشم که گفت : فحش نده جنبه داشته باش وقتی منو صدا می کنی ترشیده من میخندم حالا تو هم بخند . منم خندیدم و اونم قطع کرد حدود ساعت سه و نیم نصفه شب منم بهش زنگ زدم تا گوشی رو برداشت قاه قاه شروع کردم به خندیدن و بهش گفتم جان تو از اون موقع تا حالا خنده ام بند نیومده چکار کنم ؟ اونم بی معطلی گفت حالا یه چیزی بگم بیشتر بخندی گفتم چی؟ گفت فردا اول صبح به مامانم (خاله ام ) میگم ساعت سه و نیم صبح بهم زنگ زدی و یه پیشنهاد بی شرمانه بهم دادی در ضمن شماره ات و ساعتی که زنگ زدی رو گوشیم ثبت شده و شروع کرد به خندیدن .منم بدون اینکه کم بیارم گفتم : حالا یه چیز خنده دار تر!!! گفت چی ؟ گفتم : من همون اول شب که زنگ زدی رفتم به مامانم همین مطلبو گفتم شماره ات وساعتی رو هم که بهم زنگ زدی نشونش دادم اونم گفت فردا صبح میذاره کف دست خاله . هر هر هر ... . در ضمن اونم گفت : دختره ی ترشیده چه هار شده وباز زدم زیر خنده . خلاصه یه ربع التماس می کرد که یه جوری درستش کنم منم بهش گفتم نمی تونم بهت اعتماد کنم اگه من درستش کنم اونوقت تو واسم پاپوش درست کنی چی؟ اونم هی قسم می خورد که این کارو نمی کنه منم بهش گفتم یه راه داره گفت چی؟ گفتم یه اس ام اس بهم بده که مضمونش این باشه : فلانی (داش دیوونه) بیا و یه رحمی بکن و این ترشیده رو بگیر . گفت عمرا گفتم پس از آخرین خوابت لذت ببر . خلاصه قطع کردم . صبح که از خواب بیدار شدم دیدم اس ام اس رو فرستاده . منم بی معطلی از خونه زدم بیرون و رفتم خونه خاله ام اینها خود سحر خونه نبود رفته بود سر کار (روانشناس بهزیستی بود) منم تریپ مرام و دلسوزی برداشتمو به خالم گفتم : آره خاله خیلی دلم برای سحر میسوزه فکر کنم قاطی کرده بیچاره !!! خالم گفت : چرا ؟ منم بهش گفتم یه مدتیه بند کرده به من که بیا و منو بگیر هرچی بهش میگم بابا تو دو سال از من بزرگتری و من جای داداش کوچیکتم حرف تو گوشش نمیره . حتی دیشب بهم زنگ زد که قبول کن دیگه منم گفتم نه حتی نصف شب خودمم بهش زنگ زدمو یه ساعت نصیحتش کردم اما دوباره دم صبح بهم اس ام اس زده که بیا و این ترشیده رو بگیر خالم شروع کرد که داد و بیداد کنه که دروغ نگو و از این حرفها که منم گوشیمو در آوردمو اس ام اس رو بهش نشون دادم . زبون بسته نزدیک بود پس بیوفته . بعد از من پرسید به کی این قضیه رو گفتی ؟ منم تریپ مرام برداشتم که اگه میخواستم به کسی بگم که سراغ شما نمی اومدم و بهش اطمینان دادم که حتی به مامان و بابام هم نگفتم .اونم یک ساعت التماس کرد که به کسی نگو که اگه باباش بفهمه می کشدش و ... منم گفتم خاله خیالت راحت باشه اگه شما خودتون نگید منم دهنم قرصه و زدم بیرون . نمیدونم دیگه چه اتفاقی افتاد اما دختر خاله سحر هارم واکسینه شد و از اون به بعد کاملا متین و موقر شد و حتی دیگه تو چشام هم نگاه نکرد . البته یه حسن براش داشت . سال بعدش شوهر کرد و رفت کانادا . :146fs96171:


    برای اصیل بودن کافی است که دروغ نگویی...
    آغاز اصالت خوب همین است که...
    نخواهی چیزی باشی که نیستی...

  2. 15 کاربر برای این پست سودمند از Tamara عزیز تشکر کرده اند:


  3. #2
    مدیر گفتگو آزاد NO FEAR آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Apr 2008
    محل سکونت
    وارنا
    نوشته ها
    2,446
    Thanked: 15406

    پیش فرض

    ایول داش دیوونه
    (مورگان فریمن):
    ارنست همینگوی در جایی میگه دنیا جای قشنگییه و ارزش مبارزه کردن رو داره

    و من با قسمت دوم حرفش موافقم.

    هفت - دیوید فینچر




  4. 5 کاربر برای این پست سودمند از NO FEAR عزیز تشکر کرده اند:


  5. #3

    پیش فرض

    اوففففففففففففففففف عاشقتم تامارا عجب داستان باهالی :icon_pf (4):

    تا کی رسالت...

    عالم به خدا چشم به راه پسر توست...

  6. 6 کاربر برای این پست سودمند از gjust عزیز تشکر کرده اند:


  7. #4

    پیش فرض

    زرشک
    خدایا! در انجماد نگاهای سرد این مردم....
    دلم برای"جهنمت"تنگ شده.....

    Link URL:
    لینک و متن درون کدها فقط برای کسانی که ثبت نام کرده اند قابل مشاهده است لطفا وارد شوید OR ثبت نام کنید.


  8. 3 کاربر برای این پست سودمند از S0R0USH32 عزیز تشکر کرده اند:


  9. #5
    مدیر انجمن بانوان Sh.NeGaR آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Mar 2012
    محل سکونت
    شهر کوروش و داریوش
    نوشته ها
    2,737
    Thanked: 8269

    پیش فرض

    نقل قول:
    لینک و متن درون کدها فقط برای کسانی که ثبت نام کرده اند قابل مشاهده است لطفا وارد شوید OR ثبت نام کنید.



    (( کسی ک علمی را نداند،با آن دشمنی کند ))

    امام علی (ع)


    !

    !

    !


  10. 2 کاربر برای این پست سودمند از Sh.NeGaR عزیز تشکر کرده اند:


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. چقدر دیوونه اید؟ !!:d
    توسط sasan_547 در انجمن آرشیو مطالب لطیفه و سرگرمی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: 23-03-11, 12:55
  2. دیوونه کیه ؟ عاقل کیه ؟
    توسط matinblue در انجمن بایگانی انجمن شعر و ادبیات
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 21-01-10, 13:31
  3. تا حالا حیوونای انقدر کوچولو دیده بودی؟
    توسط Yas در انجمن دیدنی ها و شنیدنی ها
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: 07-02-09, 18:16

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •