جهت تبلیغات در پرشین فروم کلیک کنید

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: تست روانشناسی یونگ (بر پایه کهن الگو های زنانه)

  1. #1

    پیش فرض تست روانشناسی یونگ (بر پایه کهن الگو های زنانه)

    معرفی:
    در زیر، شما ۱۳ دسته از سئوالات را مشاهده می فرمایید. در هر دسته، ۷ سئوال (AتاG) موجود است.
    همه سئوالات را مطالعه کرده و بنا به میزانی که با آن موافق هستید، به آن امتیاز داده و در پاسخنامه زیر وارد کنید:
    - ۹۰% و یا بالاتر (همیشه) = ۳+
    - ۷۰% تا ۸۹% (اغلب) = ۲+
    - ۵۰% تا ۶۹% (نیمی از اوقات) = ۱+
    - کمتر از ۵۰% = ۱-
    - موافق نیستم = ۲-

    Link URL:
    لینک و متن درون کدها فقط برای کسانی که ثبت نام کرده اند قابل مشاهده است لطفا وارد شوید OR ثبت نام کنید.


    در مرحله بعد امتیاز هر سئوال را جدول زیر وارد کنید و مجموع جبری آنرا در پایین بنویسید:

    Link URL:
    لینک و متن درون کدها فقط برای کسانی که ثبت نام کرده اند قابل مشاهده است لطفا وارد شوید OR ثبت نام کنید.

    نتایج:
    هرا: ……………………
    همسر و کمک کننده
    دیمتر: ……………………
    مادر و پرورش دهنده
    پرسفون: ……………………
    رمز و راز، عالم اموات
    آرتمیس: ……………………
    عاشق طبیعت، حیوانات
    آفرودیت: ……………………
    زیبایی و عشق
    آتنا: ……………………
    حرفه، عقل، اجرایی
    هستیا: ……………………
    تمرکز معنوی


    ۱- تیپ ظاهری من:
    A: بدلیل اینکه ترجیح می دهم در خانه با خانواده ام باشم تا اینکه بیرون بروم، لباس و آرایش برایم زیاد اهمیت ندارد.
    B: من لباس های غیر رسمی را که راحت و بافت خوبی دارند به لباس های شیک و تنگ یا خودنما ترجیح می دهم.
    C: من لباس هایی که راحت، چاپدار، طرح گلدار، دارای زواید و تزئینات که با قسمت دخترانه روح من تطابق داشته باشد را ترجیح می دهم.
    D: تیپ لباس من: بطور محافظه کارانه ای خوش پوش، شلوار یا کت دامن، کفش های پاشنه کوتاه، حداقل جواهرات همراه با حلقه ازدواجم و آرایش خفیف.
    E: من عاشق لباس پوشیدن هستم، تیپ من بطور کامل زنانه و طوری است که اندام زنانه من را بزرگنمایی کند. من عاشق جواهراتی هستم که بطور با سلیقه ای انتخاب شده باشند. با شال سیلک رنگی که بهتر وسایلم را نمایش بدهد.
    F: من لباس های خیاطی شده و کلاسیک را ترجیح می دهم (که ممکن است به عنوان یک تیپ مردانه احساس شود). من خیلی به آخرین مدها علاقمند نیستم.
    G: من لباس کاربردی و به درد بخور را به لباس مد روز ترجیح می دهم. من علاقمند به جلب توجه با لباسم نیستم. ترجیح می دهم تیپ ساده با رنگ های خنثی داشته باشم.

    ۲- ارتباط با بدنم:
    A: من بیشتر به افکار و اندیشه های خودم وابسته هستم تا هوشیاری دقیق به بدنم.
    B: بدن من نیاز به ورزش مداوم دارد (تناسب اندام در زندگی من اولویت محسوب می شود). یک لمس ساده برای من کافیست و به نوازش علاقمند نیستم. وجود فاصله احساسی را ترجیح می دهم.
    C: من بطور مداوم از تماس بدنی با آنانیکه رابطه عاشقانه دارم لذت می برم و آنرا جستجو می کنم. عاشق استفاده از عطر و لوسیون های پوستی هستم که پوست مرا برای لمس کردن به مانند یک کودک نرم و لطیف می کند.
    D: صادقانه، من خیلی وابسته به فیزیک و بدنم نیستم. این موضوع آنقدر در خود آگاه من به اندازه آگاهی من از اندیشه های درونی، رویاها و قوه مخیله ام نیست.
    E: من خیلی علاقمند به تمرکز بر روی بدنم نیستم، چیز های مهمتری برای توجه دارم. فعالیت های من: سازمان، جلسات، بهبود فعالیت های خانوادگی. من کمی احساس ناخوشایندی در رابطه با امور مربوط به فیزیکم دارم.
    F: بدن من برای پرورش بچه (حاملگی و در آغوش گرفتن) ساخته شده است. اینگونه تماس های بدنی، لذت بیشتری نسبت به سایر تماس ها به من می دهد. من علاقمند به رابطه جنسی، به جهت خود رابطه نیستم. مگر اینکه در انتظار یک بچه دیگر باشم که در این صورت من عاشق آن هستم.
    G: توجه و مراقبت من از بدنم شبیه به مراقبت و توجه من به منزلم است. من به بدنم بیشتر از اینکه فقط قادر به عملکرد خوب باشد، توجه نمی کنم. من از لمس توسط همسرم لذت می برم. اگرچه این، چیزی نیست که به آن فکر کنم.

    ۳- خانه و محل زندگی:
    A: اگر خانه من در همسایگی افراد با پرستیژ قرار داشته باشد، اثری که من می خواهم در خانه ام داشته باشم زیبایی محافظه کارانه است. من یک خانه بزرگ، مجلل، تمیز و مرتب را ترجیح می دهم (جاییکه بطور واضحی مهمانان عالی رتبه همسرم را پذیرایی کند و من را به عنوان یک زن کدبانو نشان دهد).
    B: من از زندگی شهری لذت می برم. بنابراین از آپارتمان نیز لذت می برم. اگر خانه من نزدیک کتاب فروشی و محل کارم باشد یک امتیاز مثبت نیز خواهد داشت. متمایل به کار کردن با ساعت های طولانی هستم. ممکن است کامپیوتر و لوازم کاری ام را روی میز ناهار خوری پیدا کنید. من خیلی اوقات درگیر کارم هستم.
    C: اغلب از خانه من بوی غذا و خوراکی ساتع می شود. من خانه ای را که دارای اتاق های زیاد برای خانواده، بچه هایم و دوستان بچه هایم داشته باشد را ترجیح می دهم. خانه من به ندرت مرتب است. ولی برای همه مکان بسیار خوبی است برای زندگی و لذت بردن.
    D: من خانه ام را با شمع و یا سایر وسایلی که حس و حال ویژه ای را ایجاد می کنند تزئین می کنم. من به حریم خصوصی، بیش از تعداد زیادی مهمان نیازمندم.
    E: خانه من بطور قابل توجهی دارای طرح های رنگارنگی است که بطور با سلیقه کار شده اند، قطعات هنری دوست داشتنی، مبلمان دارای پارچه های فوق العاده، فرش های مجلل که پای شما در آن فرو می رود.
    F: من زندگی خارج از شهری را ترجیح می دهم، نزدیک تر به طبیعت تا شهر. اگر در شهر زندگی کنم ترجیح می دهم خانه ام نزدیک یک پارک باشد تا بتوانم از درختان و حیات وحش لذت ببرم. در خانه ام، گیاهان روی قطعات هنری خیالی را ترجیح می دهم. مبلمان من راحت و ساده است.
    G: من عاشق خانه داری هستم و این حس در من قوی است. من با کارِ خانه مانند مراقبه درگیر می شوم. خانه من تمیز و مرتب است البته نه خیلی سختگیرانه. من در خانه ام همیشه گل تازه و شاداب دارم. نان تازه پخته شده چیزی است که من برای تهیه اش می کوشم.

    ۴- رابطه من با غذا:
    A: من غذا های سالم و ارگانیک را به غذاهای فروشگاهی ترجیح می دهم. عمداً و آگاهانه غذا می خورم چرا که برای سلامتی و تناسب اندام ارزش قائلم. بدن من به پروتئین برای فعالیتهای فیزیکی ام نیاز دارد.
    B: من بیشتر به محیطی که غذا می خورم، مشتاق هستم اگرچه واقعاً از غذای خوب لذت می برم. حس آنرا دوست دارم (تجربه بافت غذا در دهانم). من دوست دارم هنگام صرف نوشیدنی ها، موقعی که می خواهم با انگشت، مزه به دهان معشوقم بگذارم، آنرا بکشم و به این ترتیب با او شوخی کنم. از همه مسائل رمانتیکش لذت می برم.
    C: من ترجیح می دهم غذای بیرون بخورم. زمان کافی و یا علاقه به پخت و پز برای خودم، ندارم. من غذا خوردن با یک دوست در یک رستوران و گفتگوی مهیج با یکدیگر را ترجیح می دهم.
    D: من عاشق این هستم که خانواده و بچه داشته باشم تا برایشان پخت و پز کنم. عاشق آماده کردن غذای کافی برای همه هستم تا لذت ببرند.
    E: زمان صرف غذا، فرصت بسیار مهمی برای خانواده است و انتظار دارم اعضاء، گفتگو و آداب مناسبی در این هنگام داشته باشند چون این خیلی برایم مهم است.
    F: غذا خوردن برایم خیلی مهم نیست. من ممکن است به یک تکه پنیر یا هر چیز دیگری که هوس کنم ناخنک بزنم. ولی برایم نشستن سر میز برای صرف غذا مهم نیست.
    G: مهیا کردن غذا یکی از مهمترین جنبه های حس خانه داری من می باشد. من ترجیح می دهم که غذاهای مقوی را در یک وضعیت آرام و بی تکلف تهیه و آماده کنم.

    ۵- تجدید خاطرات دوره کودکی ام:
    A: تصور می کنم دوستان یا حیوانات قسمتی از دوره کودکی من به عنوان همراه و حامی من بوده اند.
    B: من تصور می کنم یک آدم بزرگ بودم همراه با احساس داشتن یک همدم در کنارم برای آنکه به او توجه بکنم. لذت بردن از خانه عروسک هایم و داشتن میهمانی های بزرگسالانه.
    C: من دوست داشتم هنگام بازی کردن با عروسک هایم نقش مادر را داشته باشم. آنها را بگردانم و غذا بدهم.
    D: من عاشق کتابهایم بودم. در آن دوران من بافتنی، قلاب بافی و خیاطی آموختم. من از خط خطی کردن، شطرنج و فعالیت های ذهنی و یا فعالیت هایی که به هماهنگی دست و ذهن نیاز داشت، لذت می بردم.
    E: من عاشق بودن در درختزار ها، جستجوی گیاهان مختلف، جویبارها و تماشا کردن موجودات کوچکی که در آنها زندگی می کردند، بودم. از مشاهده اجسام در زیر میکروسکوپ لذت می بردم. از تیر اندازی و سایر ورزش ها نیز لذت می بردم.
    F: من عاشق لباس پوشیدن بودم. امتحان لباس های فریبنده مادرم، گشتن اطراف کفش های پاشنه بلندش و آرایش کردن.
    G: من خودم را بصورت یک بچه حفظ کردم. آرام و مستقل و پذیرا بودم اگرچه از اینکه با خودم بازی کنم، راضی بودم. خودکفا و آرام. نه از کسی راهنمایی و اشاره می خواستم و نه میل به خواهش از دیگران داشتم.

    ۶- تیپ فردی (معشوقی) که من به او جذب می شوم:
    A: اوایل، من متمایل به جذب پارتنرهایی بوده ام که بصورت ویژه برایم مناسب نبوده اند. خلاق، دمدمی مزاج، هیجانی، لطیف، افرادی که من را شیفته و مجذوب می کنند، دارای روابط قوی، افرادی که حس جنسی من را تحریک می کنند، افراد دارای کلامی شاعرانه، غیر فابل پیش بینی، فریبنده، عشاق حساس. زمانیکه بزرگ شدم، من یک پارتنر با تجربه، تحصیل کرده و خوش سلیقه، لباس، گلها و داستان های عاشقانه را ترجیح دادم.
    B: من متمایل به سمت عشاقی هستم که زنان تیپ مادر را می پسندند.انتظار زیادی از آنان ندارم. آنها بیشتر برایم شبیه بچه ها هستند. تمایل دارم بدهم بیش از آنکه بگیرم. از مراقبت همسرم از من واقعاً قدردان هستم. از نظر مالی، ترجیح نمی دهم که بیرون از خانه کار کنم. می خواهم احساس سلامتی، امنیت و تمرکز روی خانواده و بچه هایم داشته باشم.
    C: من متمایل به افرادی هستم که از نظر فکری به من نزدیک باشند. شخصیت آنها یک جنبه خلاقانه، هنری، شفادهنده یا موسیقایی دارد. همسری می خواهم که من را پرورش دهد. ما علاقمندیم که مسائل را با یکدیگر تقسیم و یکدیگر را تکمیل کنیم. ما شبیه شرکایی هستیم که از فعالیتهایی که دوست داریم با یکدیگر انجام دهیم، لذت می بریم. فضا و آزادی زیادی به یکدیگر می دهیم، این برای من خیلی مهم است. من به این فضا ها نیاز دارم تا احساس عشقی من را تحریک نماید.
    D: من متمایلم توسط فرد موفقی که در محیط کاری ام قرار دارد، جذب شوم. من اهل روابط رمانتیک نیستم. طبیعت من برون گراست. به سمت افرادی که برای زندگی شهر نشینی تربیت شده اند و از آن لذت می برند، کشیده می شوم. عقلانی و با علایق سیاسی. من نیاز دارم که بصورت عقلانی، تحریک شوم.
    E: من دوست دارم افرادی به من جذب شوند که بطور کامل برعکس من می باشند: آدمی که می تواند گلیم خود را در اجتماع از آب بیرون بکشد، سفت و محکم و آهنربایی، کشش جنسی زیاد، غالب و مسلط. یا آنهایی که خیلی بزرگتر از من هستند و بعنوان معلم و راهنمای معنوی و عاشق من رفتار می کنند.
    F: من همیشه بوسیله افراد در حال ترقی و پیشرفت و مقتدر جذب می شوم. افراد موفقی که وعده موقعیت اجتماعی برجسته ای را که من به آن افتخار می کنم، می دهند. من متمایل خواهم بود تا زندگی شخصی ام را برای حمایت و موفقیت بیشتر آنان صرف نمایم.
    G: من متمایل به جذب افرادی هستم که به سمت طبیعت آرام، محجوب، متمایل به خانه و خودکفای من گرایش دارند. کسی که می داند من برایش یک همسر خوب خواهم بود. همسر من تمایل به نان آور و رییس خانواده بودن، دارد. ما هر دو بطور مساعدی مستقل هستیم و رابطه جنسی دارای اولویت در رابطه ما نیست.

    ۷- تجربه یا نظراتم در رابطه با ازدواج یا جفت شدن:
    A: به دلیل آنکه من خیلی آدم صاحب نظری نبودم، به ازدواج متقاعد شدم و یا اینکه، احساس کرده بودم که این یک سنت اجتماعی و فرهنگی است که باید آنرا اجرا می کردم. من یک ازدواج از پیش تعیین شده انجام دادم. یا اینکه، از ازدواجم تصور دیگری، غیر از چیزی که اتفاق افتاد داشتم. اعتقاد و آرزوی یک رابطه معنوی بالاتر را دارم.
    B: ازدواج مهمترین مسئله در زندگی من است (چیزی که انتظارش را کشیده بودم). در ازدواج احساس کامل شدن، می کنم و همسر یک فرد امید بخش، در حال ترقی و پیشرفت و حرفه ای شدن. نقشی که هر یک از ما در زندگی ایفا می کنیم، نقش بسزایی در استواری و ثبات ازدواجمان دارد که این برایم اهمیت دارد. من برای “بهتر و بدتر” ازدواج می کنم. می خواهم از خود گذشتگی را از طرف همسرم تجربه کنم. این اولویت اول من خواهد بود.
    C: ازدواج به نوبه خود اهمیت کمتری نسبت به تجربه رضایتمندی عشقی دارد. زمانی که آن پایان می یابد، دیگر تمام شده است. نتیجه، سرمشقی خواهد بود برای روابط آینده. از آنجاییکه من حسود نیستم، طبیعت یک رابطه عشقی (هوس آلود) را می شناسم. من خودم، تمایل به یک رابطه عشق بازی (پریدن) با دیگران را داشته ام.
    D: من بطور ویژه بسمت ازدواج کشیده نمی شوم. طبیعت مستقلی دارم و آزادی ام برای خیلی مهم است. واقعاً احساس نیاز به فرد دیگری برای تکاملم نمی کنم. اگرچه، یک رابطه رفاقتی و دوستانه، می تواند برای من جاذبه داشته باشد. امکانش وجود دارد که ما تصمیم بگیریم تا ترجیحاً با هم زندگی کنیم تا ازدواج کنیم. در زندگی مشارکتی ام، به مساوات نیاز دارم. پس بعید است که نام خانوادگی ام را تغییر دهم (فامیلی همسرم را برای خودم انتخاب کنم).
    E: اشتیاق من به ازدواج جهت خلق یک محیط امن همراه با یک پارتنر مسئولیت پذیر می باشد. کسی که بچه درست کند و از بزرگ کردن آنها لذت ببرد.
    F: من یک رابطه همراهانه (یک رابطه متقابل سودمند) در ازدواج را به احساسات تند و تیز ترجیح می دهم. ما بسیار زیاد از ارتباط با حوادث، سیاست و شغلمان لذت می بریم. از دیگر سو، احساسات و عواطف موضوع بحث ما نیستند.
    G: من واقعاً جاه طلبی و بلند پروازی در دنیای خارج ندارم. من یک زندگی آرام در خانه را ترجیح می دهم و با تنهایی راحت هستم. امکان دارد پارتنر من دائماً در سفر، یا برای کار، دور از خانه باشد. یک خانه دار و فرد سنتی هستم. اگرچه نیازی به تکمیل احساسات و هیجاناتم از طرف پارتنرم ندارم. اینها مراد درونی من را تامین نمی کنند.

    ۸- ارتباط با میل جنسیم:
    A: از نظر من تمایلات جنسی و ازدواج پیوسته به هم هستند (باهم یکی هستند). در اصل من مراقب این بوده ام که حتی الامکان از روابط جنسی خودداری کنم. ارتباط جنسی قسمتی از نقش من در قبال همسرم است که باید به او ارائه بدهم. من به مهارت همسرم در تحریک میل جنسیم اعتماد کرده ام و تک همسری برای من (ارتبطات جنسی تنها با همسر) نکته اصلی و اساسی می باشد.
    B: زمانیکه جوانتر بودم بیشتر اغواگر بودم. من واکنشهای جنسی بالایی دارم که به راحتی توسط معشوقم تحریک می شوم. ترجیح می دهم معاشقه بخش عادی و همیشگی در فعالیت های جنسی مان باشد. رفتار من در مقابل (نسبت به) ارتباط جنسی بیشتر غیر منتظره و محتمل الوقوع می باشد.
    C: در سالهای جوانی من بیشتر انرژی ام را بر روی شغل و مسئولیتم می گذاشتم. احساسات من بیشتر با عقل و خردم در ارتباط بود تا با تمایلات جنسیم. من خیلی به ابراز عشق ، به اندازه ای که به ابراز عقاید در بحثها علاقه دارم، علاقه مند نیستم. اگر افکارم را بر روی این موضوع متمرکز کنم می توانم یک عاشق تمام عیار باشم.
    D: در سالهای اخیر من علاقه مند به داشتن بچه بودم، نه فقط داشتن رابطه جنسی. برای نشان دادن صداقت قبل از معاشقه فقط نوازش می کنم. در این هدف خاص، برای من ارتباط جنسی آنقدر مهم نیست که بچه دار شدن مرا خشنود می کند.
    E: وقتی جوانتر بودم رابطه جنسی برایم مانند یک ماجراجویی بود. با این وجود وقتی به بلوغ رسیدم و استقلال و آزادی من افزایش یافت، رفاقت و همراهی و شراکت در فعالیت ها با همسر (معشوقه ام) و یک دوست خوب بودن، مهمتر از رابطه جنسی به نظر می آمد.
    F: من قبلاً ارتباط جنسی را در خود بیدار نکرده بودم تا اینکه از آن جلوگیری کنم. اگر حقیقت گفته می شد، من بیشتر احساسی شبیه به دختر بچه داشتم تا یک زن. با این حال واقعاً احساس بهتری در مورد خود داشتم وقتی شهوت، احساسات و طبیعت خود را کشف کردم.
    G: داشتن یا نداشتن رابطه جنسی برای من مهم نیست. در اصل احساس جنسی من تا زمانیکه معاشقه وارد کار بشود ساکن و خاموش است. زمانیکه معاشقه اتفاق می افتد از آن لذت می برم. این یک حادثه گرم و پرحرارت است که من و معشوقم با هم در آن شریک می شویم. به هرحال اگر این اتفاق هم نیوفتد هم من رابطه جنسی را برقرار می کنم.

    ۹- درمورد بچه (فرزند) چه احساسی دارم:
    A: با اینکه بچه ها را دوست دارم ولی فشار غریزی قوی برای مادر شدن ندارم. من از حالت و فعالیتهای ورزشی خودم بیشتر از حامله بودن لذت می برم. به ارث بردن یک خانواده آماده هم به یک میزان خوشحالم می کند. من به این توجه دارم که فرزندانم را تشویق کنم تا زودتر به استقلال برسند. از اینکه آنها را به تفریح ببرم و به آنها در مورد حیوانات و طبیعت آموزش بدهم لذت می برم.
    B: من فشار غریزی شدیدی برای مادر شدن دارم. به دنیا آوردن بچه و پرستاری و نگهداری از فرزندان خودم برایم بسیار پراحساس است. بچه نداشتن می تواند یک آرزوی برآورده نشده باشد.
    C: بچه ها قسمتی از یک خانواده هستند. من از فرزندانم رفتارهای خوب و موفقیت انتظار دارم. آنها باید باعث سربلندی والدین خود باشند.
    D: اگر حق انتخاب داشته باشم، انرژی ام را بر روی شغل و کارم متمرکز می کنم تا بچه دار شدن. هرچند بدنبال این هستم تا فرزندانم به سن عقلانی برسند تا بتوانم از برنامه ها ومصاحبتم با آنها لذت ببرم. ترجیح می دهم که فرزندانم حس کنجکاوی، منطق و استقلالشان رو نشان بدهند، نه گریه های بچگانه شان را.
    E: من عاشق تحریک حس خلاقیت و خودشناسی فرزندانم هستم و آنها را به سمت رفتار و منش خوب سوق می دهم. من توانائیهای فرزندم را در مسیری که برای او احساس زیبا و قابل قبول ایجاد کند بیرون می کشم. هرچند متوجه یک ناهماهنگی هستم که در یک زمان نهایت توجهم را به فرزندانم معطوف می کنم اما بعد در زمانی دیگر، در هنگام انجام فعالیتهای اجتماعی ام این توجه را نسبت به او ندارم. من با فرزندانم گرم و صمیمی و بخشنده هستم اما آنها را در مرکز زندگی ام قرار نمی دهم.
    F: من نسبت به خواسته ها و نیازهای فرزندانم حساس هستم. هرچند در نظم دادن به آنها دچار مشکل شده ام. خیلی خوب محدودیت قرار نداده ام. احساس راحتی نمی کنم که آنها را تحت فشار قرار دهم. از پرورش قدرت تصور آنها در هنگام بازی و قصه خوانی لذت می برم.
    G: من محیطی امن و راحت را با پذیرش عشق و محبت برای خانواده و فرزندانم فراهم می کنم. آرزوهای بزرگی برای بچه هایم ندارم و میلی ندارم آنها را مجبور به پیشرفت کنم . آرزوی آنها آرزوی من است (به شادی آنها من هم شاد هستم). البته به این مسئله آگاهی دارم که کسانیکه دوستشان دارم ممکن است من را آدمی خونسرد و منفعل تلقی کنند.

    ۱۰- فعالیتهای مورد علاقه من:
    A: من خواندن، نوشتن، رویاپردازی روزانه، تصور کردن ، تجسم ، خیالبافی را دوست دارم. باغچه ام و پرورش گل و گیاهان را دوست دارم. همچنین از دوستانم لذت می برم . من نیاز به زمان کافی برای تنها ماندن دارم تا خودم را بازیافت کنم.
    B: من عاشق جمع آوری آثار هنری خوب هستم. نقاشی، سفال ، لباسهای زیبا و وسایل بازی و جواهرات. من ازسر زدن به نمایشگاه ها و مهمانیهای هنری و خانه های هنرمندان خوشم می آید. از تئاتر، رقصیدن و اجرای موسیقی خیلی لذت می برم. از مناسبت های اجتماعی خوشم می آید.
    C: من اشتیاق فراوان برای تفریح دارم، از چادر زدن در مکانهای طبیعی و بکر و دست نخورده لذت می برم. چون ذاتاً ورزشکارم از مسابقات ورزشی و یا تمرین ورزشی با قاعده و منظم لذت می برم.
    D: من خیلی گرفتار فعالیتهای داوطلبانه در انجمن های محلی و یا در ارتباط با مدرسه فرزندانم هستم. تمایلات خاصی به منظم بودن و مسئول بودن دارم. شغل من بیرون از خانه است اما تعهد و سرسپردگی اصلی من همسرم می باشد. من زمان فعالیتهایم را با زمان همسرم در خانه هماهنگ می کنم.
    E: من از خواندن مطالبی درخصوص مسائل اخیر سیاسی منطقه، ملی و خارج مرزی لذت می برم. فهمیدم که اینگونه مباحث با آگاهیهای فردی خوب بسیار تهییج کننده می باشند. از فعالیت های احزاب کوچک حمایت می کنم. از موزه و ادبیات لذت می برم. بدنبال مباحث متفکرانه، دیدن ودنبال کردن فیلم های تحریک آمیز هستم.
    F: درگیری و مشغله با خانواده و دوستان نزدیک و مشارکت با آنها در فعالیت ها مهمترین علاقه من است. من عاشق پختن غذا برای خانواده، دوستان و فرزندانم هستم. تجربه آشپزی را بسیار لذت بخش یافتم. همه را برای خوردن غذا دور هم جمع می کنم تا فرزندانم با هم بازی کنند. من همچنین خیاطی، بافندگی، کیک پزی و درست کردن کلوچه برای فرزندان و دوستانشان را دوست دارم.
    G: من از زمان آرامش لذت می برم. باور کنید یا نه، من از کارهای خانه ام لذت می برم. این کار برایم مانند مدیتیشن اسست. من در یک زمان بر روی یکی از کارهای خانه تمرکز می کنم و بصورت آهنگین بدون نگرانی از زمان، کارها را انجام می دهم. همچنین از خواندن، دوچرخه سواری، مدیتیشن، گل آرایی لذت می برم. در مواقعی من از نوشیدن چای و مصاحبت آرام با یک دوست عزیز لذت می برم. در مواقعی هم از سکوت دوری می کنم.

    ۱۱- موقعیت های اجتماعی:
    A: شما معمولاً می توانید من را در میان یک گروه مرد، غالباً بعنوان تنها زن جمع- مانند یک پسر- در حال بحث و گفتگو درموضوعات جدی و سیاسی پر حرارت پیدا کنید. من به اغواگری که زنان دیگر مشغول هستند علاقه مند نیستم.
    B: من بیشتر در موقعیت های اجتماعی احساس خجالت می کنم. بیشتر یک به یک با کسانیکه به یک گوش شنوا نیاز دارند صحبت می کنم و به مسائل آنها گوش می دهم.
    C: من ترجیح می دهم در ارتباط اجتماعی با همکاران همسرم و همسرانشان میزبان باشم. دوست دارم در امور شخصیم نظم و ترتیب داشته و نسبت به آن مسئول باشم و با وجود ناکامی و مشکلات، بکار خود ادامه دهم (در مقابل مشکلات مقاومت کنم).
    D: من عاشق مهمانیها و موقعیتهای اجتماعی هستم تا بدرخشم! من دوست دارم با جمع بجوشم، صمیمی شوم و عشوه گری کنم، و در سراسر اتاق به این طرف و آن طرف بروم. من قطعاً به جذابیتهای فردیم آگاهی دارم و دیگران هم آگاه اند.
    E: من خارج از محیط خانواده و دوستانم خیلی مشتاق به برقراری ارتباط اجتماعی با سایر افراد نیستم. اغلب به رفتن به اینگونه مکانها احساس بی میلی دارم. نمی دانم با این افراد در مورد چه چیزهایی صحبت کنم.
    F: متوجه شده ام که نسبت به برقراری ارتباط اجتماعی احساس بی قراری می کنم. تمام اغواگری ها و شور و شوق ها در این خصوص از بین رفته است. ترجیح می دهم با دوستان خانمم باشم و درخصوص مسائلی که برای ما خانمها مهم است صحبت کنم.
    G: خیلی توجهی به موقعیت های اجتماعی ندارم. ترجیح می دهم در خانه بمانم و یک کتاب خوب بخوانم و از راحتیها و امکانات دور و برم مانند شومینه (اگر یکیش رو داشته باشم) لذت ببرم.

    ۱۲- نوع دوستانی که من به سمتشان کشیده می شوم:
    A: روابط دوستانه من به حد زیادی در ارتباط با فرزندان، مادران دوستان فرزندانم و مادران بچه های دیگر می باشد. به طور معمول ما عشق به فرزندانمان را بخوبی در کنار علایق خانواده داریم.
    B: من نسبت به دوستان خانمم یا روابط با خانمها احساس خواهرانه دارم. این نوع روابط برای من خیلی مهم هستند. من به خانمهای دیگر که گروه های مردانه را ترجیح می دهند علاقه ندارم.
    C: در روابط دوستانه من بیشتر به سمت انرژی عقلانی کشیده می شوم. ما مشخصاً در خصوص کار، سیاست و دیگر مباحث عقلانی گفتگو می کنیم. دوستان من نیز مانند خودم دید وسیعی دارند و بخوبی میتوانیم مسائل را از هم متمایز کنیم و به رقابت های عقلانی با اخلاق ورزشی توجه داریم.
    D: دوستان من متوجه این هستند که با من متفاوتند. من می توانم بیشتر دمدمی مزاج باشم. دوستان خانم من می توانند در چیزی شخصیت قویتری نسبت به من داشته باشند. برای من گاهی سخت است که “نه” بگویم. برای من سخت است که احساساتم رو در غالب لغت بیان کنم. من به همان اندازه که از بودن با دوستانم لذت می برم از اوقات تنهایی و سکوت هم لذت می برم.
    E: من آشنایان خانم زیادی در سازمانها و گروههای داوطلبانه گوناگون دارم. با این حال اگر شغل همسرم ایجاب کند که ما تغییر مکان بدهیم، از آنجا که خانواده ام اهمیت بیشتری دارد، می توانم جمع کنم و برای حفظ منافع شغلی همسرم نقل مکان کنم. این برای من از روابط دوستانه مهمتر است.
    F: من یک دایره وسیع از دوستان و آشنایان خانم دارم. من و دوستان خانمم به شدت در روش زندگی و عشق به هم شبیه هستیم. ما لغزش نمی کنیم چونکه مراقب هستیم طرحها و برنامه هایمان بررسی شده باشد تا بطور تصادفی. یا من دوستان دیگری دارم که به نظر می رسد که از بودن در میان تجربیات عشقی من لذت می برند. من سعی می کنم زمانیکه با دوستانم هستم گشاده دست باشم ، با این حال بنظر می رسد که فقط مشغول برنامه های اجتماعیم هستم.
    G: من یک یا دو دوست خانم دارم. ما از اینکه زمانهای طولانی را با هم بگذرانیم لذت می بریم. مراقب هستیم که از ارزشهای مشترک و حساسیتهای مشترکمان لذت ببریم. ما برای همدیگر گوش شنوا و قلب مهربان بدون قید و شرط فراهم می کنیم. مشغول غیبت کردن نمی شویم همچنانکه به مباحث جدی هم مشغول نمی شویم.

    ۱۳- کتابهایی که از آنها لذت می برم و در خانه دارم:
    A: من بیشتر کتابهای آشپزی دارم. چون عاشق امتحان کردن دستور پخت های متفاوت هستم. مجلات باغبانی و بافندگی و مجلات صنعتی دارم و در قفسه های کتابخانه هم تعدادی کتاب مخصوص کودکان دارم.
    B: من علاقه مند به مجله خانه و باغبانی هستم. چون برای من مهم است که چیدمان خانه ام با سلیقه و با شکل مناسب باشد. علاقه مند به کتابهای سفر، مجله جمعیت هستم چونکه به آخرین اخبار (اخبار دسته اول) کنجکاو هستم. همچنین کتابهای رومیزی مصور.
    C: من دور و برم کتابهایی با موضوع ماوراء الطبیعه و یا معنوی (روحانی) یا روانشناسی یا افسانه ای و عکاسی و خلاقیت نوشتاری دارم. من خیلی از اینکه اوقات آرامشم رو به خواندن اختصاص دهم لذت می برم.
    D: من در اطراف خودم کتابهای یوگا، رساله ها، قایقرانی و کلک سواری، جغرافیا، بهترین مکانهای تفریحی و کتابهای عکس از پارکهای ملی دارم و از آنها لذت می برم.
    E: من از کتابهایی که در مورد نقاشان معروف و دیگر هنرمندان و رقاصان معروف و نقاشی است لذت می برم. و همچنین از رمانها و داستانهای کوتاه رمانتیک نیز لذت می برم. من بطور همزمان از چند مجله لباس و جواهر اشتراک دارم.
    F: من از خواندن مطالبی که ذهن رو به تحریک وا می دارد لذت می برم. مثل اخبار سیاسی، مجلات، مقالات و ادبیات پیشرو (avant- garde) .
    G: من از خواندن داستانهایی در مورد زندگی زنان (زنان مقدس و مشهور) لذت می برم. من تعدادی کتاب بودایی با درسهای اصلی دارم. من همچنین کتابهایی درخصوص نان پزی و گل سازی دارم.


    oppani

  2. 2 کاربر برای این پست سودمند از shahrzaad عزیز تشکر کرده اند:


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تست روانشناسی جالب
    توسط mohamad372 در انجمن تست روانشناسی
    پاسخ ها: 23
    آخرين نوشته: 12-02-13, 14:21
  2. زیباترین مدل های بافت زنانه 2013
    توسط @Min در انجمن پوشاک
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 29-12-12, 14:47
  3. پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 18-12-12, 16:49
  4. زیباترین مدل های کت زنانه
    توسط @Min در انجمن پوشاک
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 16-12-12, 16:50

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •