اپل این هفته گزارشی از درآمدهای خود منتشر کرد که از صعود مجدد سهامش در بازار بورس خبر می‌دهد. اما به عقیده تحلیلگران، برای حفظ این روند رعایت ۵ نکته ضروری است.

با این اوج‌گیری، مجموع ارزش بازار اپل اکنون بالغ بر ۸۰۰ میلیارد دلار است. سهام این شرکت، امسال به تنهایی حدود ۳۵ درصد رشد داشته است. اگر وعده‌ی اپل جامه‌ عمل بپوشد – یا حتی فراتر برود – با سه ماهه‌ سپتامبر به زودی می‌توانیم از خودمان بپرسیم که آیا بالاخره این شرکت به یک شرکت ۱ تریلیون دلاری تبدیل خواهد شد یا خیر. البته اپل تا همین الان هم یکی از اعضای لیست بلند بالای شرکت‌هایی است که از بازارهای عمومی سودهای هنگفت می‌برند، اما به هر حال هنوز جای پیشرفت بیشتر وجود دارد.

با در نظر گرفتن این دوره سه ماهه‌ پر سود برای اپل، پشتوانه‌ صدها میلیارد دلاری، خطوط تولیدی رو به توسعه و آمار خوبی که در نیمه‌ ابتدایی سال به دست آمده، شاید زودتر از این‌ها بتوانیم پاسخ سوالمان را بگیریم. پس بیایید با هم به بررسی چند فاکتور کلیدی که اپل برای رسیدن به این رکورد تاریخی به آن‌ها نیاز دارد، بپردازیم.

**معرفی یک آیفون همه فن حریف

این مورد خیلی واضح است. هسته‌ کسب و کار اپل همان دستگاهی است که داخل جیب شما قرار دارد. این دستگاه روش ارتباط با اینترنت و با همه‌ سرویس‌های آنلاین را تعیین می‌کند و کانال ارتباطی شما با سایر جهان است. ولی حتی همزمان با حرکت به سوی تکامل تلفن‌های هوشمند – اگر فرض کنیم که در قالب تولید و نحوه‌ کارکرد به حد اعلا رسیده باشیم – اپل هنوز باید حرف تازه‌ای در زمینه‌ ظاهر و طراحی داشته باشد.

با توجه به اینکه اپل مشتریان دست به نقد و ثابت خودش را دارد، می‌تواند صبر کند تا سایر شرکت‌هایی که به دنبال کشف تجربه‌های کاربری جدید هستند آزمایشاتشان را انجام دهند، سپس بهترین آن‌ها را درون دستگاه خود به کار گیرد.

می‌توان چنین ادعا کرد که اپل تا پیش از iOS 7، نیازی به متحول کردن و مدرن سازی ظاهر رابط کاربری دستگاهش نداشت. این شرکت احتیاجی به حذف پس‌زمینه‌ سبز رنگ Game Center نداشت. اما مشتریان همواره برای تجربه‌های کاربری جدید اشتیاق دارند.

اپل احتمالاً یکی از طلایه‌داران حرکت به سمت موبایل‌های بزرگتر بود و نهایتاً وقتی این طرح موفق شد، با چنان حجم تقاضایی مواجه شد که توانست به یکی از بهترین سه ماهه‌های تاریخ دست یابد. با دانستن همین نکته به سراغ مورد دوم می‌رویم.

آیفون؛ ابزار استراتژیک برای جلب توجه خریداران به سمت سایر محصولات

اپل اقدامات زیادی برای ورود به عرصه‌ محصولات جدیدتر مثل اپل واچ صورت داد. اما با ظهور محصولات جدیدی چون هوم‌پاد (HomePod) و ایرپاد (AirPod)، به نظر می‌رسد که اپل بیش از پیش در حال تبدیل شدن به شرکتی است که محصولاتش مردم را درون iOS محبوس می‌کند. همه‌ این دستگاه‌ها توسط موبایل شما تغذیه می‌شوند و هر چه این دستگاه‌ها حوزه‌های بیشتری را پوشش دهند – مثل صدا و مُچ – اپل بیش از پیش نظاره‌گر آیفون به عنوان قطبی برای جهان متنوع محصولات خود خواهد بود.

آیفون روز به روز قدرتمندتر می‌شود، ولی هنوز به رغم بازطراحی و ارتقاهای سخت‌افزاری‌اش یک تلفن همراه محسوب می‌شود. تجربه‌های کاربری جدید در حال حرکت به سمتی است که می‌تواند نحوه‌ تعامل ما را با اینترنت تغییر دهد. اما آنچه مسلم است، همچنان اول باید آیفون را بخرید تا اینکه به صورت ناخودآگاه در جریان هسته‌ کسب و کار اپل قرار بگیرید.

حمایت همه‌جانبه از محصولات آینده‌دار حتی اگر عاری از نقص نباشند

اگرچه اپل احتمالاً تا ابد یک شرکت فروش موبایل باقی خواهد ماند، ولی هر محصولی که قادر به درآمدزایی باشد، ذاتاً ارزش اپل را افزایش می‌دهد.

زمانی که به تغییر سیاست‌های شرکت اپل از یک شرکت موبایلی به شرکت ارائه دهنده خدمات اینترنتی توجه می‌کنیم، بررسی مجدد نحوه‌ ارزش گذاری آن به شدت احساس می‌شود. برای مثال گوگل یک بار توانست گوی سبقت را از اپل برباید تا به پرارزش‌ترین شرکت جهان تبدیل شود، ولی دیر یا زود مشخص شد که این شرکت صرفاً یک شرکت تبلیغاتی است و فعلاً توانایی تبدیل شدن به کسب و کاری را ندارد که همه جانبه‌تر باشد و بتواند معادلات تعامل ما با اینترنت را تعیین کند.

آمازون، گوگل و سایر شرکت‌ها همه در حال تلاشند برای رفع این مشکل چاره‌ای بیاندیشند. آمازون مکان مجازی است که خریدهایتان را در آن انجام می‌دهید؛ گوگل شما را برای جستجو تجهیز می‌کند، مایکروسافت هم مشابه همین وضعیت را دارد. با وجود این که گوگل مالک اصلی سیستم عاملی است که اکثر دستگاه‌های دنیا را تغذیه می‌کند، ولی شرایط آن با اپلی که منحصراً یک شرکت دستگاه‌محور است، تفاوت دارد.

اصولا یک قاعده کلی وجود دارد که می‌گوید هر محصول یا سرویسی که از محدودسازی کاربر بازخورد مثبت دریافت کند، فرصت این را دارد تا به ارزش شرکت بیفزاید.

سرویس‌ها هم می‌توانند به لیست ۱۰۰ شرکت برتر اضافه شوند، ولی موفقیت هوم‌پاد (و پذیرش آن به عنوان یک بلندگو و نه یک رابط) مثل اضافه شدن شرکت Sonos به این لیست است. اپل می‌تواند مالک کلکسیون کاملی از محتوا، موسیقی یا سایر تجربیات ملموس انسانی و شکل ذخیره شده‌ آن‌ها بر روی اینترنت باشد. این شرکت همواره به روش‌های مختلف ارزیابی خواهد شد و احتمالاً همیشه هم بزرگتر از خروجی بخش‌های مختلفش ظاهر می‌شود، چرا که همه‌ این محصولات به شرکت ارزش افزوده اضافه می‌کنند.

سرویس محوری تا حدی که وال استریت حیرت‌زده شود!

اپل در این زمینه ید طولانی دارد، چون اساساً قادر است هر سرویسی را خلق کند. این ویژگی استواری و رشد شرکت را به همراه دارد. برخی ویژگی‌ها مثل محتواهای ناب به خودی خود موفقیت‌آمیزند، اما اپل چنان قدرت و وزنه‌ای دارد که به راحتی می‌تواند سرنوشت آیتم‌هایی مثل موسیقی را تعیین کند.

فیسبوک با هدایت مردم به سمت اپلیکیشن پیام‌رسان خود توانست موج عظیمی از کاربران را روانه شبکه‌هایش کند. اپل همین هدف را با سرویس‌هایی چون اپل موزیک تحقق بخشید.

این ثبات سرنوشت شرکت‌ها را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد، به نحوی که حتی در سه ماهه‌های نه چندان مساعد هم شرکت می‌تواند به سود حاصل از این بخش‌ها اتکا کند. به عنوان مثال آمازون را در نظر داشته باشید؛ شرکتی که کسب و کار فروشگاهی‌اش کاملاً لب مرز قرار دارد اما سودآوری اصلی شرکت از سوی بخش سرورها تامین می‌شود. آمازون با این روش عملاً توانسته به سود ثابتی دست پیدا کند به طوری که به گفته مقاماتش می‌تواند در آینده به کسب و کارهای درآمدزای دیگر هم بیاندیشد.

جای تعجب ندارد که اپل به زودی اعلام کند کسب و کار سرویس‌هایش به اندازه‌ شرکت‌های موجود در لیست فورچون ۱۰۰ (Fortune 100) ارزش دارد. این مسئله غیرممکن نیست، چرا که همه‌ توسعه دهندگان مجبورند برای اپ استور برنامه بسازند و اپل از این سرویس‌های اضافه کمال بهره را می‌برد. اگر این کسب و کار به روند خود ادامه دهد یا حتی بهتر شود، این بخش می‌تواند نقش بسزایی در بالا رفتن ارزش کلی شرکت ایفا کند.

فارغ ماندن از کنترل وال استریت

هرچند اپل تا ابد هدف سرمایه‌گذاران عمده خواهد بود، این قضیه اهمیت چندانی برای مدیران این شرکت ندارد، چرا که کمتر کسی می‌تواند شرکت را به تغییر استراتژی‌هایش وا دارد. البته موارد استثنایی در این زمینه قبلا اتفاق افتاده است؛ سرمایه‌گذار فعال، کارل ایکان (Carl Icahn) در سال ۲۰۱۳ اپل را مجبور کرد تا بخش بزرگی از پشتوانه‌های مالی شرکت را در اختیار سرمایه‌گذاران قرار دهد.

این اقدامات هرچند کوچک در میان سرمایه‌گذاران بسیار بااهمیت محسوب می‌شود، چرا که حتی در سرمایه‌گذاری‌های بلند مدت همه به دنبال کسب درآمد هستند. این درآمد در قالب خرید مجدد سهم یا تقسیم سود، سرمایه‌گذاران را قادر می‌سازد تا همزمان با مشاهده‌ روند قیمت سهم در بازار، بخشی از ارزش افزوده شرکت را دچار تحول کنند.

اپل برای رسیدن به رقم ۱ تریلیون دلاری باید در همه‌ این بخش‌ها با موفقیت عمل کند. افزودن ۲۰۰ میلیارد دلار به ارزش شرکت چندان دور از ذهن نیست، اما اقدامی دشوار و گامی بلند به شمار می‌رود.

رشد ابتدای هفته‌ سهام اپل می‌تواند گامی برای آغاز دوره سه ماهه‌ بعدی باشد؛ سه ماهه‌ای که ممکن است دقیقاً مطابق انتظارات ظاهر شود. این شرکت یا باید به افزودن کسب و کارهای ارزشمند به ویترین محصولات خود ادامه دهد یا نگرش مردم را نسبت به ماهیت اپل به عنوان یک شرکت عوض کند.

مدتی است که این سوال که آیا اپل به ارزشمندترین شرکت دنیا تبدیل می‌شود، در اذهان عمومی کلید خورده است. اپل کماکان فاصله زیادی تا ۱ تریلیون دلار دارد و با توجه به توقف کسب و کارش، حدود یک سال است که در وضعیت ایست به سر می‌برد، ولی با اخباری که از آیفون بعدی به دست آمده می‌توان سه ماهه‌ خوبی را برای اپل متصور شد. با توجه به تصاویری که از آیفون بعدی لو رفته و طرح‌هایی که برای این دستگاه در نظر گرفته شده، سطح تقاضا روند صعودی به خود گرفته و این امر می‌تواند به اپل کمک کند تا به حرکت خود ادامه دهد.

حال که اپل به بزرگترین شرکت دنیا تبدیل شده شاید طرح این سوال خالی از لطف نباشد که آیا اپل واقعاً قرار است به یک شرکت ۱ تریلیون دلاری تبدیل شود؛ سوالی که جوابش بستگی زیادی به وضعیت سه ماهه‌ بعدی شرکت دارد.