جهت تبلیغات در پرشین فروم کلیک کنید

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 15 , از مجموع 26

موضوع: ضرب المثل های ایرانی(الف تا ی)

  1. #1

    پیش فرض ضرب المثل های ایرانی(الف تا ی)

    الــــف

    آب از دستش نمیچکه.

    آب از سر چشمه گل آلوده.

    آب از آب تکان نمیخوره.

    آب از سرش گذشته.

    آب پاکی روی دستش ریخت.

    آب در کوزه و ما تشنه لبان میگردیم.

    آب را گل آلود میکنه که ماهی بگیره.

    آب زیر پوستش افتاده.

    آب که یه جا بمونه، میگنده.

    آبکش و نگاه کن که به کفگیر میگه تو سه سوراخ داری.

    آب که از سر گذشت، چه یک ذرع چه صد ذرع ـ چه یک نی چه چه صد نی.

    آب که سر بالا میره، قورباغه ابوعطا میخونه.

    آب نمی‌بینه و گرنه شناگر قابلیه.

    آبی از او گرم نمیشه.

    آتش که گرفت، خشک و تر میسوزد.

    آخر شاه منشی، کاه کشی است.

    آدم با کسی که علی گفت، عمر نمیگه.

    آدم بد حساب، دوبار میده.

    آدم تنبل، عقل چهل وزیر داره.

    آدم خوش معامله، شریک مال مردمه.

    آدم دست پاچه، کار را دوبار می‌کنه.

    آدم دست پاچه دوبار می‌شاشه.

    آدم زنده، زندگی می‌خواد.

    آدم زنده وکیل وصی نمی‌خواد.

    آدم گدا، اینهمه ادا؟

    آدم گرسنه، خواب نان سنگک می‌بینه.

    آدم ناشی، سرنا را از سر گشادش میزنه.

    آرد خودمونو ریختیم، الک مونو آویختیم.

    آرزو بر جوانان عیب نیست.

    آستین نو پلو بخور.

    آسوده کسی که خر نداره --- از کاه و جوش خبر نداره.

    آسه برو آسه بیا که گربه شاخت نزنه.

    آشپز که دوتا شد، آش یا شوره یا بی‌نمک.

    آش نخورده و دهن سوخته.

    آفتابه خرج لحیمه.

    آفتابه لگن هفت دست،اما شام و ناهار هیچی.

    آفتابه و لولهنگ هر دو یک کار می‌کنند، اما قیمتشان موقع گرو گذاشتن معلوم می‌شه.

    آمدم ثواب کنم، کباب شدم.

    آمد زیر ابروشو برداره، چشمش را کور کرد.

    آنانکه غنی‌ترند، محتاج‌ترند.

    آنچه دلم خواست نه آن شد --- آنچه خدا خواست همان شد.

    آنرا که حساب پاکه، از محاسبه چه باکه؟

    آنقدر بایست، تا علف زیر پات سبز بشه.

    آنقدر سمن هست، که یاسمن توش گمه.

    آنقدر مار خورده که افعی شده.

    آن ممه را لولو برد.

    آنوقت که جیک‌جیک مستانت بود، یاد زمستانت نبود؟

    آواز دهل شنیدن از دور خوشه.

  2. 2 کاربر برای این پست سودمند از azpo031 عزیز تشکر کرده اند:


  3. #2

    پیش فرض

    اجاره نشین خوش نشینه.

    ارزان خری، انبان خری.

    از اسب افتاده‌ایم، اما از اصل نیفتاده‌ایم.

    از اونجا مونده، از اینجا رونده.

    از اون نترس که های و هوی داره، از اون بترس که سر به زیر داره.

    از این امامزاده کسی معجزه نمی‌بینه.

    از این دم بریده هر چی بگی بر‌میاد.

    از این ستون به آن ستون فرجه.

    از بی‌کفنی زنده‌ایم.

    از دست پس میزنه، با پا پیش می‌کشه.

    از تنگی چشم پیل معلومم شد --- آنانکه غنی‌ترند محتاج‌ترند.

    از تو حرکت، از خدا برکت.

    از حق تا نا حق چهار انگشت فاصله است.

    از خر افتاده، خرما پیدا کرده.

    از خرس موئی، غنیمته.

    از خر میپرسی چهارشنبه کیه؟

    از خودت گذشته، خدا عقلی به بچه‌هات بده.

    از درد لا‌علاجی به خر میگه خانمباجی.

    از دور دل و میبره، از جلو زهره رو.

    از سه چیز باید حذر کرد، دیوار شکسته، سگ درنده، زن سلیطه.

    از شما عباسی، از ما رقاصی.

    از کوزه همان برون تراود که در اوست." (( گر دایره کوزه ز گوهر سازند ))

    از کیسه خلیفه می‌بخشه.

    از گدا چه یک نان بگیرند و چه بدهند.

    از گیر دزد در آمده، گیر رمال افتاد.

    از ماست که بر ماست.

    از مال پس است و از جان عاصی.

    از مردی تا نامردی یک قدم است.

    از من بدر، به جوال کاه.

    از نخورده بگیر، بده به خورده.

    از نو کیسه قرض مکن، قرض کردی خرج نکن.

    از هر چه بدم اومد، سرم اومد.

    از هول هلیم افتاد توی دیگ.

    از یک گل بهار نمیشه.

    از این گوش میگیره، از آن گوش در میکنه.

    اسباب خونه به صاحبخونه میره.

    اسب پیشکشی رو، دندوناشو نمی‌شمرند.

    اسب ترکمنی است، هم از توبره میخوره هم ازآخور.

    اسب دونده جو خود را زیاد میکنه.

    اسب را گم کرده، پی نعلش میگرده.

    اسب و خر را که یکجا ببندند، اگر همبو نشند همخو میشند.

    استخری که آب نداره، اینهمه قورباغه میخواد چکار؟

    اصل کار برو روست، کچلی زیر موست.

    اکبر ندهد، خدای اکبر بدهد.

    اگر بیل‌زنی، باغچه خودت را بیل بزن.

    اگر برای من آب نداره، برای تو که نان داره.

    اگر بپوشی رختی، بنشینی به تختی، تازه می‌بینمت بچشم آن وختی.

    اگه باباشو ندیده بود، ادعای پادشاهی میکرد.

    اگه پشیمونی شاخ بود، فلانی شاخش بآسمان میرسید.

    اگه تو مرا عاق کنی، منهم ترا عوق میکنم.

    اگر جراحی، پیزی خود تو جا بنداز.

    اگه خدا بخواهد، از نر هم میدهد.

    اگه خاله‌ام ریش داشت، آقا دائیم بود.

    اگه خیر داشت، اسمشو می گذاشتند خیرالله.

    اگر دانی که نان دادن ثواب است --- تو خود میخور که بغدادت خرابست.

    اگه دعای بچه‌ها اثر داشت، یک معلم زنده نمی‌موند.

    اگه زاغی کنی، روقی کنی، میخورمت.

    اگه زری بپوشی، اگر اطلس بپوشی، همون کنگر فروشی.

    اگه علی ساربونه، میدونه شترو کجا بخوابونه.

    اگه کلاغ جراح بود، ماتحت خودشو بخیه میزد.

    اگه لالائی بلدی، چرا خوابت نمیبره.

    اگه لر ببازار نره بازار میگنده.

    اگه مردی، سر این دسته هونگ ( هاون ) و بشکن.

    اگه بگه ماست سفیده، من میگم سیاهه.

    اگه مهمون یکی باشه، صاحبخونه براش گاو می‌کشه.

    اگه نخوردیم نون گندم، دیدیم دست مردم.

    اگه نی زنی چرا بابات از حصبه مرد.

    اگه هفت تا دختر کور داشته باشه، یک‌ساعته شوهر میده.

    اگه همه گفتند نون و پنیر، تو سرت را بگذار زمین و بمیر.

    امان از خانه داری، یکی میخری دو تا نداری.

    امان ازدوغ لیلی، ماستش کم بود آبش خیلی.

    انگور خوب، نصیب شغال میشه.

    اوسا علم." این یکی رو بکش قلم.

    اولاد، بادام است اولاد اولاد، مغز بادام.

    اول بچش، بعد بگو بی‌نمکه.

    اول برادریتو ثابت کن، بعد ادعای ارث و میراث کن.

    اول بقالی و ماست ترش فروشی.

    اول پیاله و بد مستی.

    اول، چاه را بکن، بعد منار را بدزد.

    ای آقای کمر باریک، کوچه روشن کن و خانه تاریک.

    این تو بمیری، از آن تو بمیری‌ها نیست.

    اینجا کاشون نیست که کپه با فعله باشه.

    این حرفها برای فاطی تنبون نمیشه.

    این قافله تا به حشر لنگه.

    اینکه برای من آوردی، ببر برای خاله‌ات.

    اینو که زائیدی بزرگ کن.

    این هفت صنار غیر از اون چارده شی است.

    اینهمه چریدی دنبه‌ات کو ؟

    اینهمه خر هست و ما پیاده میریم.

  4. #3

    پیش فرض

    ب :

    با آل علی هر که در افتاد، ور افتاد.

    با اون زبون خوشت، با پول زیادت، یا با راه نزدیکت.

    با این ریش میخواهی بری تجریش؟

    با پا راه بری کفش پاره میشه، با سر کلاه.

    با خوردن سیرشدی با لیسیدن نمیشی.

    باد آورده را باد میبرد.

    با دست پس میزنه، با پا پیش میکشه.

    بادنجان بم آفت ندارد.

    بارون آمد، ترکها بهم رفت.

    بار کج به منزل نمیرسد.

    با رمال شاعر است، با شاعر رمال، با هر دو هیچکدام با هرهیچکدام هر دو.

    بازی اشکنک داره، سر شکستنک داره.

    بازی بازی، با ریش بابا هم بازی.

    با سیلی صورت خودشو سرخ نگه‌میداره.

    با کدخدا بساز، ده را بچاپ.

    با گرگ دنبه میخوره، با چوپان گریه میکنه.

    بالابالا‌ها جاش نیست، پائین پائین‌ها راش نیست.

    بالاتو دیدیم، پائینتم دیدیم.

    با مردم زمانه سلامی و والسلام.

    تا گفته‌ای غلام توام، میفروشنت.

    با نردبان به آسمون نمیشه رفت.

    با همین پرو پاچین، میخواهی بری چین و ماچین؟

    باید گذاشت در کوزه آبش را خورد.

    با یکدست دو هندوانه نمیشود برداشت.

    با یک گل بهار نمیشه.

    به اشتهای مردم نمیشود نان خورد.

    به بهلول گفتند ریش تو بهتره یا دم سگ؟" گفت اگر از پل جستم ریش من و گرنه دم سگ.

    بجای شمع کافوری چراغ نفت میسوزد.

    بچه سر پیری زنگوله پای تابوته.

    چه سر راهی برداشتم پسرم بشه، شوهرم شد.

    خور و بخواب کار منه، خدا نگهدار منه.

    بد بخت اگر مسجد آدینه بسازد --- یا طاق فرود آید، یا قبله کج آید.

    به درویشه گفتند بساطتو جمع کن، دستشو گذاشت در دهنش.

    بدعای گربه کوره بارون نمیاد.

    بدپلاگینار رو که رو بدی طلبکار میشه.

    برادران جنگ کنند، ابلهان باورکنند.

    برادر پشت، برادر زاده هم پشت.

    خواهر زاده را با زر بخر با سنگ بکش.

    برادری بجا، بزغاله یکی هفت صنار.

    برای کسی بمیر که برات تب کنه.

    برای همه مادره، برای ما زن بابا.

    برای یک بی‌نماز، در مسجد‌و نمی‌بندند.

    برای یه دستمال قیصریه رو آتیش میزنه.

    بر عکس نهند نام زنگی کافور.

    به روباهه گفتند: شاهدت کیه؟ گفت: دمبم.

    بزبون خوش مار از سوراخ در میاد.

    بزک نمیر بهار میاد --- کنبزه با خیار میاد.

    بز گر از سر چشمه آب میخوره.

    به شتره گفتند: شاشت از پسه، گفت : چه چیزم مثل همه کسه؟

    به شتر مرغ گفتند: بار ببر، گفت: مرغم، گفتند: بپر، گفت: شترم.

    بعد از چهل سال گدایی، شب جمعه را گم کرده.

    بعد از هفت کره، ادعای بکارت.

    بقاطر گفتند: بابات کیه؟ گفت: آقادائیم اسبه.

    به کیشی آمدند به فیشی رفتند.

    به گربه گفتند: گهت درمونه، خاک پاشید روش.

    به کچله گفتند: چرا زلف نمیزاری؟ گفت: من از این قرتی گیریها خوشم نمیاد.

    به کک بنده که رقاص خداست.

    بگو نبین، چشممو هم میگذارم، بگو نشنو در گوشمو میگیرم، اما اگر بگی نفهمم،
    نمیتونم.

    بگیر و ببند بده دست پهلوون.

    بلبل هفت تا بچه میزاره، شیش تاش سسکه، یکیش بلبل.

    بمالت نناز که بیک شب بنده، به حسنت نناز که بیک تب بنده.

    بماه میگه تو در نیا من در میام.

    بمرغشان کیش نمیشه گفت.

    بمرگ میگیره تا به تب راضی بشه.

    بوجار لنجونه از هر طرف باد بیاد، بادش میده.

    بهر کجا که روی آسمان همین رنگه.

    به یکی گفتند: سرکه هفت ساله داری؟ گفت: دارم و نمیدم، گفتند: چرا؟ گفت: اگر میدادم هفت ساله نمیشد.

    به یکی گفتند: بابات از گرسنگی مُرد. گفت: داشت و نخورد؟

    بمیر و بدم.

    به گاو و گوسفند کسی کاری نداره.

    بیله دیگ، بیله چغندر.

  5. #4

    پیش فرض

    پ :
    پا را به اندازه گلیم باید دراز کرد.

    پای خروستو ببند، بمرغ همسایه هیز نگو.

    پایین‌پایین‌ها جاش نیست، بالابالا‌ها راش نیست.

    پز عالی، جیب خالی.

    پس از چهل سال چارواداری، الاغ خودشو نمیشناسه.

    پس از قرنی شنبه به نوروز میافته.

    پستان مادرش را گاز گرفته.

    پسر خاله دسته دیزی.

    پسر زائیدم برای رندان، دختر زائیدم برای مردان، موندم سفیل و سرگردان.

    پدر کو ندارد نشان از پدر ......تو بیگانه خوانش نخوانش پسر.

    پشت تاپو بزرگ شده.

    پنج انگشت برادرند، برابر نیستند.

    پوست خرس نزده میفروشه.

    پول است نه جان است که آسان بتوان داد.

    پول پیدا کردن آسونه، اما نگهداریش مشکله.

    پول حرام، یا خرج شراب شور میشه یا شاهد کور.

    پولدارها به کباب، بی‌پولها به بوی کباب.

    پول ما سکه عُمَر داره.

    پیاده شو با هم راه بریم.

    پیاز هم خودشو داخل میوه‌ها کرده.

    پی خر مرده میگرده که نعلش را بکنه.

    پیراهن بعد از عروسی برای گل منار خوبه.

    پیرزنه دستش به درخت گوجه نمیرسید، می‌گفت: ترشی بمن نمیسازه.

    پیش از آخوند منبر نرو.

    پیش رو خاله، پشت سر چاله.

    پیش قاضی و معلق بازی.

  6. #5

    پیش فرض

    ت :
    تا ابله در جهانه، مفلس در نمیمانه.

    تابستون پدر یتیمونه.

    تا پریشان نشود کار بسامان نرسد.

    تا تریاق از عراق آرند، مار گزیده مرده باشد.

    تا تنور گرمه نون‌و بچسبون.

    تا چراغ روشنه جونورها از سوراخ میان بیرون.

    تا شغال شده بود به چنین سوراخی گیر نکرده بود.

    تا کرکس بچه دارشد، مردار سیر نخورد.

    تا گوساله گاو بشه، دل مادرش آب میشه.

    تا مار راست نشه توی سوراخ نمیره.

    تا نازکش داری نازکن، نداری پاهاتو دراز کن.

    تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها.

    تا هستم بریش تو بستم.

    تب تند عرقش زود در میاد.

    تخم دزد، شتر دزد میشه.

    تخم نکرد نکرد وقتی هم کرد توی کاهدون کرد.

    تا تو فکر خر بکنی ننه، منو در بدر میکنی ننه.

    ترب هم جزء مرکبات شده.

    ترتیزک خریدم قاتق نونم بشه، قاتل جونم شد.

    تره به تخمش میره، حسنی به باباش.

    تعارف کم کن‌و بر مبلغ افزا.

    تغاری بشکنه ماستی بریزد ...... جهان گردد به کام کاسه لیسان.

    تف سر بالا، بر میگرده بریش صاحبش.

    تلافی غوره رو سر کوره در میاره.

    تنبان مرد که دو تا شد بفکر زن دوم میافته.

    تنبل مرو به سایه، سایه خودش میآیه.

    تنها بقاضی رفته خوشحال برمیگرده.

    تو از تو، من ازبیرون.

    تو بگو ( ف ) من میگم فرحزاد.

    توبه گرگ مرگه.

    تو که نی‌زن بودی چرا آقا دائیت از حصبه مرد.

    تومون خودمونو میکشه، بیرونمون مردم را.

    توی دعوا نون و حلوا خیر نمیکنند.

  7. #6

    پیش فرض

    ج :

    جا تره و بچه نیست.

    جاده دزد زده تا چهل روز امنه.

    جایی نمیخوابه که آب زیرش بره.

    جایی که میوه نیست چغندر، سلطان مرکباته.

    جواب ابلهان خاموشیست.

    جواب‌های، هویه.

    جوانی کجائی که یادت بخیر.

    جوجه را آخر پائیز میشمرند.

    جوجه همیشه زیر سبد نمیمونه.

    جون بعزرائیل نمیده.

    جهود، خون دیده.

    جهود، دعاش را آورده.

    جیبش تار عنکبوت بسته.

    جیگر جیگره، دیگر دیگره.

  8. #7

    پیش فرض

    چ :

    چار دیواری اختیاری.

    چاقو دسته خودشو نمیبره.

    چاه کن همیشه ته چاهه.

    چاه مکن بهر کسی، اول خودت، دوم کسی.

    چاه نکنده منار دزدیده.

    چرا توپچی نشدی.

    چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی

    چراغی که به خونه رواست، به مسجد حرام است.

    چشته خور بدتر از میراث خوره.

    چشم داره نخودچی، ابرو نداره هیچی.

    چشمش آلبالو گیلاس می‌چینه.

    چشمش هزار کار میکنه که ابروش نمیدونه.

    چغندر گوشت نمیشه، دشمنم دوست نمیشه.

    چنار در خونه‌شونو نمی‌بینه.

    چوب خدا صدا نداره، هر کی بخوره دوا نداره.

    چوب دو سر طلا‌ست.

    چوب را که برداری، گربه دزده فرار میکنه.

    چوب معلم گله، هر کی نخوره خله.

    چو به گشتی، طبیب از خود میازار .... چراغ از بهر تاریکی نگه دار.

    چو دخلت نیست خرج آهسته‌تر کن .... که گوهر فرو شست یا پیله‌ور.

    چه خوشست میوه‌فروشی .... گر کس نخرد خودت بنوشی.

    چه عزائیست که مرده‌شور هم گریه میکنه.

    چه علی خواجه، چه خواجه علی.

    چه مردی بود کز زنی کم بود.

    چیزی که شده پاره، وصله ور نمی‌داره.

    چیزی که عوض داره گله نداره.

  9. #8

    پیش فرض

    خ :

    خار را در چشم دیگران می‌بینه و تیر را در چشم خودش نمی‌بینه.

    خاشاک به گاله ارزونه، شنبه به جهود.

    خاک خور و نان بخیلان مخور.( خار نه ای زخم ذلیلان مخور... )

    خاک کوچه برای باد سودا خوبه.

    خال مهرویان سیاه و دانه فلفل سیاه .... هر دو جانسوز است اما این کجا و آن کجا؟

    خاله‌ام زائیده، خاله زام هو کشیده.

    خاله را می‌خواهند برای درز و دوز و گرنه چه خاله چه یوز.

    خاله سوسکه به بچه‌اش میگه: قربون دست و پای بلوریت.

    خانه‌ای را که دو کدبانوست، خاک تا زانوست.

    خانه اگر پر از دشمن باشه بهتره تا خالی باشه.

    خانه خرس و بادیه مس؟

    خانه داماد عروسیست، خانه عروس هیچ خبری نیست.

    خانه دوستان بروب و در دشمنان را مکوب.

    خانه قاضی گردو بسیاره شماره هم داره.

    خانه کلیمی نرفتم وقتی هم رفتم شنبه رفتم.

    خانه نشینی بی‌بی از بی‌چادریست.

    خانه همسایه آش می‌پزند بمن چه؟

    خدا به آدم گدا، نه عزا بده نه عروسی.

    خدا برف را به اندازه بام میده.

    خدا جامه می‌دهد کو اندام؟ نان می‌دهد کو دندان؟

    خدا خر را شناخت، شاخش نداد.

    خدا داده بما مالی، یک خر مانده سه تا نالی.

    خدا دیر‌گیره، اما سخت‌گیره.

    خدا را بنده نیست.

    خدا روزی‌رسان است، امااِهنی هم می‌خواد.

    خدا سرما را بقدر بالا‌پوش میده.

    خدا شاه دیواری خراب کنه که این چاله‌ها پر بشه.

    خدا گر ببندد ز‌حکمت دری .... ز‌رحمت گشاید در دیگری.

    خدا میان دانه گندم خط گذاشته.

    خدا می‌خواهد بار را بمنزل برساند من نه، یک خر دیگه.

    خدا نجار نیست اما در و تخته رو خوب بهم میندازه.

    خدا وقتی بخواد بده، نمیپرسه تو کی هستی؟

    خدا وقتی ها میده، ور ور جماران هم، ها میده.

    خدا همه چیز را به یک بنده نمی‌ده.

    خدا همونقدر که بنده بد داره، بنده خوب هم داره.

    خدایا آنکه را عقل دادی چه ندادی و آنکه را عقل ندادی چه دادی؟ (خواجه عبدالله انصاری )

    خدا یه عقل زیاد بتو بده یه پول زیاد بمن.

    خر، آخور خود را گم نمیکنه.

    خراب بشه باغی که کلیدش چوب مو باشه.

    خر، ار جل ز‌اطلس بپوشد خر است.

    خر است و یک کیله جو.

    خر از لگد خر ناراحت نمیشه.

    خر باربر، به که شیر مردم در.

    خر به بوسه و پیغام آب نمی‌خوره.

    خربزه شیرین مال شغاله.

    خربزه که خوردی باید پای لرزش هم بشینی.

    خربزه میخواهی یا هندوانه: هر دو دانه.

    خربیارو باقلا بار کن.

    خر، پایش یک بار به چاله میره.

    خرج که از کیسه مهمان بود .... حاتم طایی شدن آسان بود.

    خر چه داند قیمت نقل و نبات؟

    خر خالی یرقه میره.

    خر، خسته - صاحب خر، ناراضی.

    خر خفته جو نمی‌خوره.

    خر دیزه است، به مرگ خودش راضی است تا ضرر بصاحبش بزنه.

    خر را با آخورمیخوره، مرده را با گور.

    خر را جایی می‌بندند که صاحب خر راضی باشه.

    خر را که به عروسی می‌برند، برای خوشی نیست برای آبکشی است.

    خر را گم کرده پی نعلش میگرده.

    خر، رو به طویله تند میره.

    خرس، تخم میکنه یا بچه؟ از این دم بریده هر چی بگی برمیاد.

    خرس در کوه، بو علی سیناست.

    خرس شکار نکرده رو پوستشو نفروش.

    خر سواری را حساب نمیکنه.

    خر، سی شاهی، پالون دو زار.

    خر کریم را نعل کردن.

    خر که جو دید، کاه نمیخوره.

    خر، که علف دید گردن دراز میکنه.

    خر گچ‌کش روز جمعه از کوه سنگ میاره.

    خر لخت راپالانشو بر نمیدارند.

    خر ما از کرگی دم نداشت.

    خر ناخنکی صاحب سلیقه می‌شود.

    خروار نمکه، مثقال هم نمکه.

    خر وامانده معطل چشه.

    خروسی را که شغال صبح میبره بگذار سر شب ببره.

    خر، همان خره پالانش عوض شده.

    خریت ارث نیست بهره خداداده‌س.

    خری که از خری وابمونه باید یال و دمشو برید.

    خوشبخت آنکه خورد و کِشت، بدبخت آنکه مرد و هِشت.

    خواب پاسبان، چراغ دزده.

    خنده کردن دل خوش میخواد و گریه کردن سر وچشم.

    خواهر شوهر، عقرب زیر فرشه.

    خواست زیر ابروشو برداره، چشماشو کور کرد.

    خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو.

    خوبی لر به آنست که هر چه شب گوید روزنه انست.

    خودتو خسته ببین، رفیقتو مرده.

    خودشو نمیتونه نگهداره چطور منو نگهمیداره؟

    خود گویی و خود خندی، عجب مرد هنر‌مندی.

    خودم کردم که لعنت بر خودم باد.

    خوردن خوبی داره، پس دادن بدی.

    خوشا بحال کسانی که مردند و آواز ترا نشنیدند.

    خوشا چاهی که آب از خود بر آرد.

    خوش بود گر محک تجربه آید بمیان .... تا سیه روی شود هر که دراو غش باشد.

    خوش زبان باش در امان باش.

    خولی بکفم به که کلنگی بهوا.

    یک ده آباد به از صد شهر خراب.

    خونسار است و یک خرس.

    خیر در خانه صاحبش را میشناسد.

    خیک بزرگ، روغنش خوب نمیشه.

  10. 3 کاربر برای این پست سودمند از azpo031 عزیز تشکر کرده اند:


  11. #9
    استاد ادب
    تاریخ عضویت
    Oct 2006
    محل سکونت
    حاشيه درياي خزر
    نوشته ها
    1,595
    Thanked: 7425

    پیش فرض

    متشكرم عزيزم جالب بودند.

  12. یک کاربر برای این پست سودمند از IRAN77 عزیز تشکر کرده اند:


  13. #10

    پیش فرض

    د :

    دادن بدیوانگی گرفتن بعاقلی.

    دارندگیست و برازندگی.

    داری طرب کن، نداری طلب کن.

    داشتم داشتمحساب نیست، دارم دارم حسابه.

    دانا داند و پرسد نادان نداند و نپرسد.

    دانا گوشت میخورد نادان چغندر.

    دانه فلفل سیاه و خال مهرویان سیاههر دو جانسوز است اما این کجا و آن کجا.

    دایه از مادر مهربانتر را باید پستنبرید.

    دختر، تخم تر تیزک است.

    دختر تنبل، مادر کدبانو را دوست داره.

    دخترمیخواهی ماماش را بین ... کرباس میخواهی پهناش را ببین.

    دختر همسایههر چه چل‌تر برای ما بهتر.

    دختری که مادرش تعریف بکنه برای آقا دائیش خوبه.

    درازی شاه خانم به پهنای ماه خانم در.

    در بیابان گرسنه را شلغم پخته بهز نقره خام.

    در بیابان لنگه کفش، نعمت خداست.

    در پس هر گریه آخرخنده‌ایست.

    در جنگ، حلوا تقسیم نمی‌کنند.

    در جوانی مستی، در پیری سستی،پس کی خدا پرستی؟.

    در جهان هر کس که داره نان مفت، میتواند حرفهای خوب گفت.

    در جهنم عقربی هست که از دستش به مار غاشیه پناه می‌برند.

    در جیبش راتار عنکبوت گرفته است.

    در چهل سالگی طنبور میآموزد در گور استاد خواهد شد.

    در حوضی که ماهی نیست، قورباغه سپهسالاره.

    در خانه‌ات را ببند همسایه تودزد نکن.

    در خانه اگر کس است یک‌حرف بس است.

    در خانه بیعاره‌ها نقارهمی‌زنند.

    در خانه مور، شبنمی طوفانست.

    در خانه هر چه، مهمان هر که.

    درخت اگر متحرک شدی ز جای بجای ... نه جور اره کشیدی نه جفای تبر.

    درختپر‌بار، سنگ می‌خوره.

    درخت کاهلی بارش گرسنگی است.

    درخت کج جز بآتشراست نمی‌شه.

    درخت گردکان باین بلندی ... درخت خربزه الله اکبر.

    درختهر چه بارش بیش‌تر بشه، سرش پائین‌تر میاد.

    درد دل خودم کم بود، اینهم غرغرهمسایه.

    درد، کوه کوه میاد، مومو میره.

    در دروازه را میشه بست، اما دردهن مردم و نمیشه بست.

    در دنیا همیشه بیک پاشنه نمی‌چرخه.

    در دنیا یهخوبی می‌مونه یه بدی.

    در دیزی وازه، حیای گربه کجا رفته.

    در زمستان،الو، به از پلوه.

    در زمستان یه جل بهتر از یه دسته گله.

    درزی در کوزهافتاد.

    در زیر این گنبد آبنوسی، یکجا عزاست یک‌جا عروسی.

    درس ادیب اگربود زمزمه محبتی ... جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را.

    در شهر کورها یه چشمی پادشاست.

    در شهر نی‌سواران باید سوار نی شد.

    در عفو لذتیست که در انتقام نیست.

    در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست.

    در کف شیر نر خونخواره‌ای ... غیر از تسلیم و رضا کوچاره‌ای؟

    در مجلس خود راه مده همچو منی را ... کافسرده دل افسرده کند انجمنیرا.

    درم داران عالم را کرم نیست ... کریمان را بدست اندر درم نیست.


    درمسجده، نه کند نیست نه سوزوندنی.

    در نمک ریختن توی دیگ باید به مرد پشت کرد.

    درویش از ده رانده، ادعای کدخدائی کند.

    درویش مومیائی، هی میگی ونمیائی.

    درویش را گفتند: در دکانتو ببند دهنشو هم گذاشت.

    در، همیشه بیکپاشنه نمی‌گرده.

    درهفت آسمان یک ستاره نداره.

    دزد،آب گرون می‌خوره.

    دزد بازار آشفته می‌خواهد.

    دزد باش و مرد باش.

    دزد به یک راهمی‌رود، صاحب مال به هزار راه.

    دزد حاضر و بز حاضر.

    دزد ناشی به کاهدونمیزنه.

    دزدی آنهم شلغم؟.

    دزدی که نسیم را بدزدد دزد است.

    دستبالای دست بسیار است. در جهان پیل مست بسیار است

    دست به دنبک هرکی بزنی صدا میده.

    دست بریده قدر دست بریده را میدونه.

    دست بشکند درآستین، سر بشکند درکلاه.

    دست بیچاره چون بجان نرسد ... چاره جز پیرهن دریدننیست.

    دست بی‌هنر کفچه گدائیست.

    دست پشت سر نداره.

    دست پیش راگرفته که پس نیفته.

    دستت چربه، بمال سرت.

    دستت چو نمی‌رسد به خانم ... دریاب کنیز مطبخی را.


    دستت چو نمی‌رسد به کوکو، خشکه پلو را فرو کو.

    دست‌تنگی بدتر از دلتنگی است.

    دست خالی برای تو سر زدن خوبه.

    دستدر کاسه و مشت در پیشانی.

    دست، دست را میشناسه.

    دست دکاندار تلخ است.

    دست راست را از چپ نمیشناسه.

    دستش به خر نمیرسه پالان خر را بر میدارد.

    دستش به دم گاو بند شده.

    دستش به عرب و عجم بند شده است.

    دستشبدهنش میرسه.

    دستش در کیسه خلیفه است.

    دستش را به کمرش گرفته که ازبیگی نیفته.

    دستش شیره ایست یا دستش چسبناک است.

    دستش را توی حناگذاشت.

    دست شکسته بکار میره، دل شکسته بکار نمیره.

    دست شکسته وبالگردنه.

    دستش نمک نداره.

    دست کار دل و نمیکنه و دل کار دست و نمیکنه.

    دستش کجه.

    دست که به چوب بردی گربه دزده حساب کار خودشو میکنه.

    دست که بسیار شد برکت کم می‌شود.

    دست ما کوتاه و خرما بر نخیل. پایما لنگ است و منزل بس دراز

    دست ننت درد نکنه.

    دستو روت را بشور منم بخور.

    دست و رویش را با آب مرده شور خانه شسته است.

    دستی را که حاکم ببره خون نداره یا دیه نداره.

    دستی را که نمیتوان بریدباید بوسید.

    دستی را که از من برید، خواه سگ بخورد خواه گربه.

    دشمناندر زندان با هم دوست شوند.

    دشمن دانا بلندت میکند ... بر زمینت میزند ناداندوست.

    دشمن دانا که غم جان بود ... بهتر از دوست که نادان بود.

    دشمن نتوان حقیر و بیچاره شمرد.


    دانی که چه گفت زال با رستم گرد.

    دعا خانه صاحبش را میشناسد.

    دعا کن (( الف )) بمیره یا دعا کنبابات بمیره.

    دعوا سر لحاف ملا نصرالدین بود.

    دلاکها که بیکار میشوندسر هم را میتراشند.

    دل بی‌غم دراین عالم نباشد ... اگر باشد بنی آدم نباشد.

    دل سفره نیست که آدم پیش هر کس باز کنه.

    دلش درو طاقچه نداره.

    دلمخوشه زن بگم اگر چه کمتر از سگم.

    دلو همیشه از چاه درست در نمیاد.

    دماغش را بگیری جانش در میاد.

    دم خروس از جیبش پیداست.

    دمش را تویخمره زده است.

    دندن اسب پیشکشی را نمی‌شمارند.

    دنده را شتر شکست،تاوانش را خر داد.

    دنیا پس از مرگ ما، چه دریا چه سراب.

    دنیا دمشدرازه.

    دنیا جای آزمایش است، نه جای آسایش.

    دنیا، دار مکافاته.

    دنیا را آب ببره او راخواب میبره.

    دنیا را هر طور بگیری میگذره.

    دنیایش مثل آخرت یزیده.

    دنیا محل گذره.

    دو تا در را پهلوی هممیگذارند برای اینست که به درد هم برسند.

    دو خروس بچه از یک مرغ پیدا میشوند،یکی ترکی میخونه یکی فارسی.

    دود از کنده بلند میشه.

    دود، روزنه خودشوپیدا میکنه.

    دو دستماله میرقصه.

    دور اول و بد مستی؟

    دور دورمیرزا جلاله، یک زن به دو شوهر حلاله.

    دوری و دوستی.

    دوست آنست کهبگریاند. دشمن آنست که بخنداند.

    دوست همه کس، دوست هیچکس نیست.

    دوستیبدوستی در، جو بیار زرد آلو ببر.

    دوستی دوستی از سرت میکنند پوستی؟.

    دوصد گفته چو نیم کردار نیست.

    دو صد من استخوان باید که صدمن باربردارد.

    دوغ در خانه ترش است.

    دوغ و دوشاب در نظرش یکیست.

    دو قرتو نیمش باقیه.

    دو قرص نان اگر از گندم است و گر از جو ... دوتای جامه اگرکهنه است و گر از نو.

    هزارمرتبه بهتر بنزد ابن یمین ... زفرمملکت کیقباد وکیخسرو.

    ده انگشت را خدا برابر نیافریده.

    ده، برای کدخدا خوبه وبرادرش.

    ده درویش در گلیمی بخسبند و دو پادشاه در اقلیمی نگنجند.

    دهنشآستر داره.

    دهنش چاک و بست نداره.

    دهن مردم را نمیشود بست.

    دهنهجیبش را تار عنکبوت گرفته.

    دیده می‌بینه، دل میخواد.

    دیر آمده زودمیخواد بره.

    دیر زائیده زود میخواد بزرگ کنه.

    دیشب همه شب کمچه زدی کوحلوا؟.

    دیگ به دیگ میگه روت سیاه، سه پایه میگه صل علی.

    دیگران کاشتندما خوردیم، ما میکاریم دیگران بخورند.

    دیگ ملا نصرالدین است.

    دیوارحاشا بلنده.

    دیوار موش داره، موش هم گوش داره.

    دیوانه چو دیوانه بهبیند خوشش آید.

  14. #11

    پیش فرض

    ذ :
    ذات نایافته از هستی بخش ... کی تواند که شود هستی بخش؟

    ذره ذره کاندرین ارض و سماست ... جنس خود را همچو کاه و کهرباست.

    ذره ذره جمع گردد وانگهی دریا شود.

  15. #12

    پیش فرض

    ر :
    راستی هیبت اللهی یا میخواهی منو بترسونی؟

    راه دزد زده تا چهل روز امنه.

    راه دویده، کفش دریده.

    رحمت بکفن دزد اولی.

    رخت دو جاری را در یک طشت نمیشه شست.

    رستم است و یکدست اسلحه.

    رستم در حمام است.

    رستم صولت و افندی پیزی.

    رسیده بود بلایی ولی به خیر گذشت.

    نریخت درد می و محتسبز دیر گذشت.

    رطب خورده کی منع رطب چون کند.

    رفت زیر ابروش را برداره چشمش را هم کور کرد.

    رفت به نان برسه بجان رسید.

    رفتم ثواب کنم کباب شدم.

    رفتم خونه خاله دلم واشه، خاله خسبید دلم پوسید.

    رفتم شهر کورها، دیدم همه کور، من‌هم کور.

    رقاصه نمیتونست برقصه میگفت زمین کجه.

    رند را بند و قحبه را پند سود نکند.

    رنگم ببین و حالمو نپرس.

    روبرو خاله و پشت سر چاله.

    روده بزرگه روده کوچیکه رو خورد.

    روز از نو، روزی از نو.

    روز گار آئینه را محتاج خاکستر کند.

    روزگار است اینکه گه عزت دهد و گه خوار دارد ... چرخ بازیگر از این بازیچه‌ها بسیار دارد.

    روزه خوردنشو دیدم، ولی نماز کردنش را ندیده ام.

    روزی به قدمه.

    روزی گریه دست زن شلخته است.

    روضه خوان پشمه چال است.

    روغن چراغ ریخته وقف امامزاده.

    روغن روی روغن میره، بلغور، خشک میمونه.

    رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز ... تا داد خود از کهتر و مهتر بستانی.

    روی گدا سیاهه ولی کیسه‌اش پره.

    ریسمان سوخت و کجیش بیرون نرفت.

    ریش و قیچی هر دو در دست شماست.

  16. #13

    پیش فرض

    ز :

    ز آب خرد، ماهی خرد خیزد ... نهنگ آن به که از دریا گریزد.

    زاغم زد و زو غم زد، پس مانده کلاغ کورم زد.

    زبان بریده بکنجی نشسته صم بکم ... به از کسی که نباشد زبانش اندر حکم.

    زبان خر را خلج میدونه.

    زبان خوش، مار را از سوراخ بیرون میآورد.

    زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد ... بهوش باش که سر در سر زبان نکنی.

    زبان گوشت است بهر طرف که بچرخانی میچرخه.

    زخم زبان از زخم شمشیر بدتره.

    زدی ضربتی ضربتی نوش کن.

    زرد آلو را میخورند برای هسته‌اش.

    زرنگی زیاد فقر میآره.

    زرنگی زیاد مایه جوانمرگیست.

    ز عشق تا بصبوری هزار فرسنگ است.

    دلی که عاشق و صابر بود مگر سنگ است؟

    زعفران که زیاد شد بخورد خر میدهند.

    زکوه تخم مرغ یک دانه پنبه دونه است.

    زمانه ایست که هر کس بخود گرفتار است.

    تو هم در آینه حیران حسن خویشی.

    زمانه با تو نسازد، تو با زمانه بساز.

    زمستان رفت و رو سیاهی به زغال موند.

    زن آبستن گل میخوره اما گل داغستان.

    زن ازغازه سرخ رو شود و مرد از غزا.

    زن بد را اگر در شیشه هم بکنند کار خودشو میکنه.

    زن بلاست، اما الهی هیچ خانه‌ای بی‌بلا نباشه.

    زن بیوه را میوه‌اش میخواهند.

    زن تا نزائیده دلبره، وقتیکه زائید مادره.

    زن جوان را تیری به پهلو نشیند به که پیری.

    زن راضی، مرد راضی، گور پدر قاضی.

    زن سلیطه سگ بی‌قلاده است.

    زن که رسید به بیست، باید بحالش گریست.

    زنگوله پای تابوت.

    زن نجیب گرفتن آسونه، ولی نگهداریش مشکله.

    زن و شوهر جنگ کنند، ابلهان باور کنند.

    زنی که جهاز نداره، اینهمه ناز نداره.

    زورش بخر نمیرسه پالون خر را بر میداره.

    زور داری، حرفت پیشه.

    زور دار پول نمیخواد، بی‌زور هم پول نمیخواد.

    زهر طرف که کشته شود ... است.

    زیر اندازش زمین است و رواندازش آسمون.

    زیر پای کسی پوست خربزه گذاشتن.

    زیر دمش سست است.

    زیر دیگ آتش است و زیر آدم آدم.

    زیر سرش بلنده.

    زیر شالش قرصه.

    زیر کاسه نیم کاسه ایست.

    زیره به کرمان میبره.

  17. #14

    پیش فرض

    س :

    سال به دوازده ماه ما می‌بینیم یکدفعه همتو ببین.

    سال به سال دریغ از پارسال.

    سالها میگذاره تا شنبه به نوروزبیفته.

    سالی که نکوست از بهارش پیداست.

    سبوی خالی را بسبوی پر مزن.

    سبوی نو آب خنک دارد.

    سبیلش آویزان شد.

    سبیلش را باید چرب کرد.

    سپلشت آید و زن زاید و مهمان عزیزت برسد.

    سخن خود تو کجا شنیدی، اونجاکه حرف مردمو شنیدی.

    سر بریده سخن نگوید.

    سر بزرگ بلای بزرگ داره.

    سر بشکنه در کلاه، دست بشکنه در آستین.

    سر بی صاحب میتراشه.

    سربیگناه، پای دار میره اما بالای دار نمیره.

    سر پیری و معرکه گیری.

    سرتراشی را از سر کچل ما میخواد یاد بگیره.

    سر حلیم روغن میرود.

    سر خرباش، صاحب زر باش.

    سر را با پنبه میبرد.

    سر را قمی می‌شکنه تاوانش راکاشی میده.

    سر زلف تو نباشد سر زلف دگری.

    سرش از خودش نیست.

    سرشبه تنش زیادی میکنه.

    سرش به کلاش میارزه.

    سرش بوی قرمه سبزی میده.

    سرش توی حسابه.

    سرش توی لاک خودشه.

    سرش جنگه اما دلش تنگه.

    سرش را پیراهن هم نمیدونه.

    سر قبری گریه کن که مرده توش باشه.

    سرقبرم کثافت نکن از فاتحه خواندنت گذشتم.

    سر کچل را سنگی و دیوانه را دنگی.

    سر کچل و عرقچین.

    سرکه مفت از عسل شیرین‌تره.

    سرکه نقد بهتر ازحلوای نسیه است.

    سرکه نه در راه عزیزان بود ... بار گرانیست کشیدن بدوش.

    سر گاو توی خمره گیر کرده.

    سر گنجشکی خورده.

    سر گنده زیرلحافه.

    سرم را میشکنه نخودچی جیبم میکنه.

    سرم را سرسری متراش ای استادسلمانی ... که ما هم در دیار خود سری داریم و سامانی.

    سرنا را از سر گشادشمیزنه.

    سرناچی کم بود یکی هم از غوغه اومد.

    سری را مه درد نیمکنددستمال مبند.

    سری که عشق ندارد کدوی بی‌بار است. ( لبی که خنده ندارد شکافدیوار است...)

    سزای گرانفروش نخریدنه.

    سسک هفت تا بچه میآره یکیشبلبله.

    سفره بی‌نان جله، کوزه بی‌آب گله.

    سفره نیفتاده ( نینداخته)بوی مشک میده.

    سفره نیفتاده یک عیب داره. سفره افتاده هزار عیب.

    سفیدسفید صد تومن، سرخ و سفید سیصد تومن، حالا که رسید به سبزه هر چی بگی میارزه.

    سقش سیاه است.

    سگ بادمش زیر پاشو جارو میکنه.

    سگ باش، کوچک خونهنباش.

    سگ پاچه صاحبش را نمیگیره.

    سگ، پدر نداشت سراغ حاج عموشومیگرفت.

    سگ چیه که پشمش باشه.

    سگ درحضور به از برادر دور.

    سگ درخانه صاحبش شیره.

    سگ داد و سگ توله گرفت.

    سگ دستش نمیشه داد که اختهکنه.

    سگ را که چاق کنند هار میشه.

    سگ زرد برادر شغاله.

    سگست آنکهبا سگ رود در جوال.

    سگ سفید ضرر پنبه فروشه.

    سگ سیر دنبال کسی نمیره.

    سگش بهتر از خودشه.

    سگ که چاق سد گوشتش خوراکی نمیشه.

    سگ گر وقلاده زر؟.

    سگ ماده در لانه، شیر است.

    سگ نازی آباده، نه خودی میشناسهنه غریبه.

    سگ نمک‌شناس به از آدم ناسپاس.

    سگی به بامی جسته گردش به مانشسه.

    سگی که برای خودش پشم نمیکند برای دیگران کشک نخواهد کرد.

    سگی کهپارس کنه، نمیگیره.

    سلام روستائی بی‌طمع نیست.

    سنده را انبر دم دماغشنمیشه برد.

    سنگ به در بسته میخوره.

    سنگ بزرگ علامت نزدنه.

    سنگبنداز بغلت واشه.

    سنگ خاله قورباغه را گرو میکشه.

    سنگ کوچک سر بزرگ رامیشکنه.

    سنگ مفت، گنجشک مفت.

    سنگی را که نتوان برداشت باید بوسد وگذاشت.

    سواره از پیاده خبر نداره، سیر از گرسنه.

    سودا، به رضا، خویشیبخوشی.

    سودا چنان خوشست که یکجا کند کسی. ( دنیا و آخرت به نگاهی فروختیم)

    سودا گر پنیر از شیشه میخوره.

    سودای نقد بوی مشکمیده.

    سوراخ دعا را گم کرده.

    سوزن، همه را میپوشونه اما خودش لخته.

    سوسکه از دیوار بالا میرفت مادرش میگفت: قربون دست و پای بلوریت.

    سهره(سیره ) رنگ کرده را جای بلبل میفروشه.

    سیب سرخ برای دست چلاق خوبه؟.

    سیب مرا خوردی تا قیامت ابریشم پس بده.

    سیبی که بالا میره تا پائین بیادهزار چرخ میخوره.

    سیبی که سهیلش نزند رنگ ندارد. ( تعلیم معلم بکسی ننگندارد )

    سیلی نقد به از حلوای نسیه.
    ویرایش توسط azpo031 : 03-09-07 در ساعت 07:46

  18. #15

    پیش فرض

    ص :

    صابونش به جامه ما خورده.

    صبر کوتاه خدا سی ساله.

    صداش صبح در میاد.

    صد پتک زرگر، یک پتک آهنگر.

    صدتا گنجشک با زاق و زوقش نیم منه.

    صد تا چاقو بسازه، یکیش دسته نداره.

    صد تومن میدم که بچه‌ام یکشب بیرون نخوابه وقتی خوابید، چه یک‌شب چه هزار شب.

    صد رحمت به کفن دزد اولی.

    صد سال گدائی میکنه هنوز شب جمعه را نمیدونه.

    صد سر را کلاه است و صد کور را عصا.

    صد من پرقو یکمشت نیست.

    صد منگوشت شکار به یک چس تازی نمیارزه.

    صد موش را یک گربه کافیه.

    صفراش بهیک لیمو می‌شکنه.

    صنار جیگرک سفره قلمگار نمی خواد.

    صنار میگیرم سگ اخته میکنم، یه عباسی میدم غسل میکنم.

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •