vfx استفاده شده در X-men3




سلام
فیلم X-Men3 یکی از هیجان ترین فیلم های این هفته پرده سینما می باشد که با گرافیک عالی آن و VFX جالبی که در این فیلم بکار برده سود خوبی را به چنگ زده متنی که الان مشاهده آن میکنید نقدی از این فیلم می باشد که دوست خوبمان آقای ایمان متفکر زحمتوشون کشیدند از همینجا از ایشان تشکر میکنیم

John Bruno درباره چگونگی هماهنگ کردن VFX در XMAN III-The Last Stand سخن میگوید.
فهرست کارهای John Brouno همانند یک لیست پر افتخار از فیلمهای جذاب است. او نامزدی 6 اسکار برای جلوه های ویژه را دریافت کرده , برای فیلمهای Ghost Busters, Poltergeist II: The Other Side, The Abyss, Batman Return, Cliffhanger و True Lies. او اسکار جلوه های ویژه را برای The Abyss برنده شد و همچنین مشاور جلوه های ویژه در Titanic و مدیریت T2 3_D: Battle Across Time, Virus, و دو قسمت از Star Trek: Voyagerرا یر عهده داشته.
ما گقتگویی را با او درباره جدیدترین کار او به عنوان سرپرست جلوه های ویژه برای کمپانی Twentieth Century Fox’s به نام X-Men: The Last Stand’ که توسط Brett Ratner کارگردانی شده انجام دادیم.




اینجور که به نظر میاد این کار هم یکی از اون کارهای سریع هست.
یه روزایی بود که ما برای انجام پروژه 2 سال وقت داشتیم بعد 1 سال و نیم و حالا در دو فیلم اخیر ثابت کردیم که میتوانیم آنرا در یک سال هم انجام دهیم. من بر خلاف میل خودم یاد گرفتم که ما میتوانیم این کارها را در این مقدار زمان هم انجام دهیم ولی از لحاظ فیزیکی و روحی بسیار مشکل است. باید روحیه قوی داشته باشی.فرصت تجربه کردن نداری و باید بر آنچه از قبل میدانی تکیه کنی , تصمیم بگیری و مشغول کار شوی و این روش کار کرد یعنی نمیتوانست کار نکند.


از چه موقع کار روی x-men را آغاز کردید؟
من آپریل سال قبل شروع کردم. ما کار را با یک کارگردان دیگر شروع کردیم و وقتی کارگردان تغییر کرد ما قسمت Golden Gate Bridge (پل دروازه طلایی) را تغییر دادیم که این کار خودش یک دور تازه از تغییرات را شروع کرد و در واقع ما این کار را در 9 یا 10 ماه انجام دادیم.


چند صحنه دارای جلوه های ویژه در فیلم وجود دارد؟
900. آنها با 600 شروع کردند ولی آنها می خواستند در این قسمت غوغا کنند.


شما چطور توانستید این کار را در این مدت انجام بدهید ؟
شما باید آنرا تقسیم کنید. اگر شما 2 کمپانی برای 900 شات داشته باشید سهم هر کدام 450 شات است. اگر 4 تا کمپانی داشته باشید خوب خودتون حساب کنید. ما نهایتا کار را با 10 کمپانی انجام دادیم. ما کار را هوشمندانه تقسیم کردیم. همه کار خود را خوب انجام دادند و تکنیکهای مناسب را انتخاب کردند. ما ترکیب مناسبی داشتیم و افراد مناسب در هر قسمت که می توانستند از عهده کار بر بیایند. من در ابتدا به آنها گفتم که اگر نمی توانید از عهده این صحنه ها بر بیایید به ما بگویید. این کار به ما کمک کرد. این بد نیست اگر شما مقداری کار را قبول کنید و مجبور بشوید قسمتی از آنرا پس بدهید. اگه شما نمی توانید آنرا انجام بدهید بهتره که ما بدونیم.



استودیو را چگونه انتخاب کردید؟
اگه کسی بگه که برو به فلان استودیو چون اون بهترینه من می پرسم که کدامیک از مسئولین آن , آنرا بهترین کرده؟ اگر من قبلا با کسی کار کرده باشم و اون خوب باشه شما بدنبال اون میروید. ما کار با WETA را شروع کردیم و توانستیم یک تیم خوب از بچه های آنها را در زمانی که لازم داشتیم بدست آوریم. من از استودیو Kleiser-Walczak برای فضای رمزآلود استفاده کردم چون آنها این کار را قبلا به خوبی انجام داده بودند.


آیا ظاهر کار را نسبت به فیلمهای گذشته تغییر دادید؟
ما سعی کردیم تا این کار هم مثل قسمتهای قبلی شود. ما وارد یم محیط از قبل آماده شده شدیم. تعدادی از وسایل را آماده کردیم. ما یک x-jet داشتیم که مثل یک هواپیمای هاریر در بلند شدن و نشستن عمل میکرد. من با Ben Shepherdدر فیلم Alien vs Predator کار کرده بودم و میدونستم که اون در کشتی های فضایی و کلا وسایل پرنده وارد است و ما بالاخره آن سکانس را با Cinesite گرفتیم. ما نمی خواستیم چرخ را دوباره اختراع کنیم, ما نمی خواستیم کاری متفاوت انجام دهیم. تنها قسمتی که می توانستیم متفاوت انجام دهیم شخصیت های جدید بودند.

شخصیتهای جدید چه کسانی بودند ؟
اصلیها Juggernaut Beast, Callisto و Angelو در آخر Colossusبودند. Juggernautمشکل بود ما صحنه دویدن او از میان دیوارها در تعقیب Kitty (دختری که میتوانست مردم را بگیرد و ناپدید شود) را داشتیم. برای Beast ما افکتهای زیادی نداشتیم فقط در صحنه پرواز پرشهای او را بطور دیجیتالی افزایش دادیم. Colossus برای حفاظت خود تبدیل به فلز میشد بنابراین وقتی در خطر قرار میگرفت تبدیل به گرافیک کامپیوتری میشد. بالهای Angle توسط Framestore CFC ساخته شد.




آیا بیشتر شخصیتها دارای گرافیک کامپیوتری بودند؟
فکر میکنم 6 شخصیت کامپیوتری داشتیم. هدف ما در ابتدا این بود که تا آنجا که امکان دارد از دوربین و بدل کار و مدل استفاده کنیم. ما در ابتدا فکر میکردیم که Angel یک شخصیت کاملا کامپیوتری خواهد بود ولی بعد تصمیم گرفتیم که از مدل سیمی استفاده کنیم و فقط بالها را بصورت انیمیشن طراحی کنیم. ما Halle Berry (طوفان) را بوسیله کابل از زمین باند کردیم و چرخاندیم و سپس افکت گردباد را بدور او اضافه کردیم. این تنها راهی بود که میتوانستیم کار را طبق برنامه انجام دهیم.Weta (یک شرکت گرافیک) از نرم افزار های عظیمی در تولید صحنه جنگ آخر فیلم به همراه تعداد زیادی سرباز و موتان (شخصیتهای مافوق بشری) در آن محل استفاده کرد. در صحنه پل ما افراد واقعی را در پیش صحنه داشتیم ولی در شاتهای بالا Framestore CFC افراد را بصورت کامپیوتری انجام داد.


سکانس اصلی جلوه های ویژه فیلم در کجا قرار داشت؟
ما سه سکانس اصلی داشتیم. اولی در ابتدای فیلم بود آنجا که Xavier [Patrick Stewart] و Magneto [Ian McKellen], Jean Grayنه ساله را ملاقات میکنند. ما مجبور بودیم جوری کار کنیم که آنها 20 تا 25 سال جوانتر به نظر برسند. برای این کار ما از کمپانی Lola که بخشی از کمپانی Hydralux بود کمک گرفتیم. ما این سکانس را بدون تاخییر آماده کردیم همانطور که بقیه سکانس ها را انجام می دادیم و بدون ابنکه فکر کنیم که این سکانس دارای افکت است. کار وحشتناکی بود. ما باید وزن بازیگرها را هم کم میکردیم , باید کاری میکردیم که لاغرتر به نظر بیان. یک مشکل دیگه اسن بود که ما عادت داشتیم Patrick Stewartرا در Star Trek جوانتر ببینیم برای همین ما مجبور بودیم که 20 سال به عقب برگردیم. این اولین صحنه ای بود که در فیلم میدیدیم و اگر به هر دلیلی این صحنه خوب نمیشد ما تعداد زیادی از بینندگان را برای مدت زیادی از دست میدادیم.
سکانس جالب دیگر که کاملا دیجیتالی بود صحنه اتمیزه شدن خانه Jean Grayبود. وقتی او به ققنوس سیاه تبدیل شد او خانه اش و هرچه در آن بود را از بین برد. MPC این صحنه را ساخت. این کار در یک اتاق واقعی با Framke Janssen [Jean Gray], Stewart و McKellenشروع شد. این کار یک مجموعه بود. وقتی خانه شروع به از بین رفتن کرد ما دیوارهای این اتاق را برداشتیم ولی وقتی او شیشه ها را شکست و شروع به جیغ ردن کرد همه سکانس بطور کامل دیجیتالی شد به همراه لباسهای Xavier. لباس او شروع به پاره شدن کرد. این یک صحنه هنری بود و باید خوب کار میشد و ما فکر میکنیم که شد.
حرکت پل Golden Gate سومین سکانس مهم فیلم بود. این سکانس توسط Framestore CFC و با تلفیقی از مدلسازی و عکاسی و گرافیک کامپیوتری ساخته شد. این یک سکانس برنامه ریزی شده طولانی بود – اولین سکانسی که ما طرح آنذا اماده کردیم (Storyboard) و آخزین سکانسی که نمایش داده شده. ما همزمان در SanFrancisco و Vancouver فیلمبرداری کردیم. در سانفرانسیسکو ما از یک ست واقعی 300 در 400 فوتی و یک مدل واقعی از Golden Gate استفاده کردیم. ما ار چندین زاویه که در لیست نبود فیلم گرفتیم و توانستیم از آنها استفاده کنیم. ما یک پلات شات 360 درجه از پل و جزیره Alcatraz Island با هلیکوپتر داشتیم و من خودم پلات شات جزیره را گرفتم. Framestore CFC بطور دیجیتالی همه پل را مدلسازی کرد. ما تعداد زیادی رفرنس داشتیم و به همین خاطر میتوانستیم در همه جهات حرکت کنیم و این منجر به آخرین صحنه هنری فیلم شد. پل به سمت جزیره Alcatraz حرکت کرد جایی که نبرد اصلی در جریان بود و همه صحنه های نابودی Alcatraz که کار Weta بود.




استادیو هایی که کار صحنه های بزرگ را در دست داشتند کار جلوه های ویژه شخصیت ها را هم در آن سکانس ها به عهده داشتند؟
خیلی دیوانه کننده بود. افراد در حال کار روی پنجه های Logan بودند در حالی که گروه دیگر روی سکانس در جای دیگر کار میکردند. تعداد زیادی دوباره کاری داشتیم.


آیا شما قبل از اینکه استودیو ها شات ها را دریافت کنند فیلم را Color Time کرده بودید ؟
ما دیر مشغول Color Time شدیم بخاطر اینکه مشغول فیلمبرداری بودیم ولی ما همه چیز را بصورت طبیعی (Natural Graded) گرفتیم. من به هر استدیو میرفتم و Timing را جاهایی که فکر میکردم لازم داشت انجام میدادم. بیشتر 900 شات در 6 هفته آخر آماده شد.

درباره این کار چه احساسی داری؟
ما خیلی خوشحالیم. مردم از دیدن آن هیجان زده میشوند. من بسیار خوشحالم از اینکه با این گروه همکاری داشتم و این کار یک تجربه خوب برای من بود و خوب هم از آب درآمد ولی نمی خواهم دوباره با این سرعت این کار را انجام دهم ولی ار نتیجه کار راضی هستم. امیدوارم که عجله ای به نظر نیاد.

از سایت graphicplanet.net