نقد انیمیشن Valiant




درباره انيميشن «واليانت» هواي تازه «واليانت» انيميشن کامپيوتري جديد سينما توسط «گري چاپمن» کارگرداني شده است. اين فيلم 109 دقيقه اي (که در فرانسه به 75 دقيقه کوتاه شده است!) محصول صنعت سينماي انگليس است و هنرمندان اين کشور اروپايي با اين اثر انيميشن مي خواهند قدرت خود را در ساخت و توليد اين گونه سينمايي به نمايش بگذارند. قبل از اين فرانسه و ژاپن چند کار موفق انيميشن به دوستداران بين المللي سينما ارايه کرده اند و حالا نوبت انگليس است که بخت خود را در اين زمينه بيازمايد. قصه اين اثر کمدي ماجراجويانه و جنگي خانوادگي را «جورج وبستر» نوشته و «جوردن کاتز» فيلم نامه فيلم را براساس اين قصه کار کرده است. بازيگراني که به جاي کاراکترهاي اصلي اين انيميشن صحبت کرده اند عبارتند از: ايوان مک گرگور (به جاي واليانت)، ريکي گراويس (باگزي)، تيم کري (ژنرال فون تالون)، جان کليز (مرکيوري)، جان هارت (فليکس)، جيم برادنيت (گروهبان تعليم دهنده کبوتر)، هيولوري (گاتسي)، ريک مايال (کافلينگ)، اوليويا ويليامز (ويکتوريا)، وپيپ تورنز (لافتي). در شعار تبيلغاتي فيلم آمده است: «بعضي کبوترها حشره ها را مي خورند و بعضي ديگر تاريخ را مي سازند.» قصه اين انيميشن کمدي جنگي درباره يک کبوتر تنهاي جنگلي به نام «واليانت» است که با وجود جثه کوچکش، کارهاي بزرگي انجام مي دهد. اين کبوتر کوچولو خيلي زود تبديل به قهرمان جنگي مي شود. واليانت در طول جنگ جهاني دوم به سرويس «هومينگ پيگن» نيروي هوايي انگليس مي پيوندد. وظيفه کساني که در اين سرويس خدمت مي کنند اين است که پيام هاي مهم جنگي را رد و بدل مي کنند. تحرکات و نقل و انتقالات نيروهاي دشمن به وسيله کبوترهاي نامه بَر جنگي به اطلاع نيروهاي متفقين مي رسد. واليانت هم مثل بقيه پرندگان شاغل در اين سرويس، اين پيام ها را از طريق هوا به دست مأموران مربوطه مي رساند. اما نيروهاي دشمن که متوجه اين نکته شده اند، با تشکيل بريگادهاي ويژه به مقابله با آن مي روند. شاهين هاي دست آموزي که در اين بريگادها دوره ديده و مشغول فعاليت هستند، وظيفه شکار کبوترها را به عهده دارند. واليانت و ديگر همکارانش در آسمان بي انتها بايد با گمراه کردن شاهين ها، پيام ها را به دست نيروهاي متفقين برسانند. آن ها با اين کار جان خود را به خطر مي اندازند. نقد فيلم: اولين سوالي که در رابطه با «واليانت» مطرح مي شود اين است که آيا بايد بچه هاي خود را به تماشاي اين فيلم ببريم يا خير؟ تماشاگران کوچولويي که از ديدن فيلم لذت برده اند پاسخ خوبي براي اين سوال هستند. مهم ترين نکته فيلم اين است که قصه خود را کاملاً روان تعريف مي کند و باعث خستگي تماشاچي نمي شود. شخصيت هاي فيلم چيز جديدي نيستند و مشابه آن ها را در انيميشن هاي ديگر هم ديده ايم. به همين دليل شايد فيلم موفقيت عظيم «شرک»، «پيدا کردن نيمو» و يا «خانواده اين کرديپل ها» را کسب نکند. عناصر کمدي و اکشن فيلم و قهرمان و ضد قهرمان آن، تقريباً شبيه شخصيت هاي ديگر فيلم هاي انيميشن هستند. البته اگر قصد مقايسه داشته باشيم، اين کاراکترها فرق هايي هم با همکاران خود در ديگر فيلم هاي انيميشن دارند و همين نکته است که تماشاي فيلم را جذاب مي کند با اين حال چنين احساس مي شود که فيلم دارد زيادي براي نيروي هوايي ارتش انگليس تبليغ مي کند! فيلم با وجود جنبه هاي سرگرم کننده اش، بعد آموزشي هم دارد و بخشي از تاريخ اروپا را (که البته جزو دوران تلخ اين تاريخ است) به بينندگان کوچولوي خود آموزش مي دهد. سازندگان فيلم با رعايت حدود سني تماشاگران خود، لحن کمدي را به آن افزوده اند تا مانع از تلخ و سياه شدن قصه و رويدادهاي آن شوند. بچه ها با تماشاي فيلم متوجه اين نکته مي شوند که در دوران جنگ و در نبود کامپيوتر و تلفن هاي موبايل (که اين روزها در اتاق هر بچه کم سن و سالي مي توان آن ها را پيدا کرد) اين کبوترهاي کوچک و بي زبان بودند که به عنوان پيغام بَر جنگي مورد استفاده قرار مي گرفتند. منتقد نشريه انگليسي «شدو آن دوال» در نقد خود بر فيلم مي نويسد: «اين انيميشن ماجراجويانه انگليسي زنده و احيا کننده ژانر انيميشن در سينماي انگليس است. اين فيلم با سنت شکني هاي خود، روحيه و حال و هواي تازه اي به صنعت انيميشن سازي کشور مي دهد، صنعت سينماي انگليس بايد از اين هواي تازه بهره لازم را ببرد. فيلم يک اثر سرزنده و لذت بخش است که کاراکترهايي فعال و پويا دارد. قصه فيلم برگرفته از يک سري مستندات تاريخي است و در طول دوران جنگ اتفاق افتاده اند. سازندگان فيلم اين قصه و کاراکترهاي واقعي را به شکلي زيبا، به صورت يک کار انيميشن درآورده اند. جذابيت کار آن ها در اين است که قصه اي را به زبان انيميشن تعريف کرده اند که مي تواند به شدت تلخ و غمناک باشد. خط اصلي قصه فيلم چندان شگفت آور و يا تعجب برانگيز نيست. اما سازندگان فيلم در طول قصه پيچ و خمهاي پيش بيني نشده اي به آن اضافه مي کنند که باعث شگفتي و همراهي بيشتر تماشاچي با ماجراهاي آن مي شود. شوخ طبعي موجود در قصه به جذابيت بيشتر آن کمک مي کند. «واليانت» محصول کمپاني ديزني يا شرکت کامپيوتري پيکسار نيست و تکنيک انيميشن به کار رفته در آن هم عالي و شگفت انگيز نيست. اما با يک احساس قلبي کامل و از صميم قلب ساخته شده است و به همين دليل نمي توان آن را دوست نداشت و به سادگي از کنارش گذر کرد. بزرگ ترين حسن فيلم توانايي سازندگان آن در خلق يک انيميشن تماشايي است که براساس رويدادها و ماجراهاي واقعي ساخته شده است. انيميشن هاي موفق آمريکايي قصه هايي خيالي و رويايي دارند و همين نکته باعث مي شود تا فيلم هاي آنان جذاب و ديدني به نظر برسند. کاراکتر واليانت را در اين فيلم نمي توان با کاراکترهايي مثل شرک يا نيمو مقايسه کرد. برخلاف اين شخصيت هاي دوست داشتني و خيالي، واليانت يک کاراکتر واقعي است که سازندگان فيلم «واليانت» تلاش کرده اند هم واقعيت هاي مربوط به او را به تصوير بکشند و هم او را به صورت کاراکتري جذاب و مقبول ارايه دهند تا باعث تفريح تماشاگران شود. باني فيلم – کيکاووس زياري

منبع:مجله پیلبان