نقد انیمیشن Ice Age2




Carlos Saldanha
کارگردان "عصر یخبندان 2 ( دوران ذوب)



Carlos Saldanha از Blue Sky هرگز احساس سردی نکرد وقتی وارد ساخت "عصر یخبندان : دوران ذوب " شد.4 سال بعد از ارائه "عصر یخبندان" اول او با تعدادی کاراکتر به علاوه یک چیز جدید برگشت ، با تعدادی صحنه برجسته خنده دار از Scrat.اما هدف Blue Sky ساختن یک فیلم دلگرم کننده بود
هر روز در آنجا ، یک محیط عشق و دوستی ، برای تیمی بود که تقریبا به 300 نفر رسید بود




تمرکز کارلوس اول روی داستان و فیلمنامه بود تا اینکه نگاه فیلم حاصل بشود."در سال اول پیش تولید ، ما با یک تیم کوچکتر کار میکرد ، دور ریختن فیلمنامه ، storyboarding و طراحی مفهومی ، به علاوه آماده کردن سکانسها با کامپیوتر ، مدلهائی برای شخصیتها و محیط زیست و توسعه و بسط شخصیت ها." او سعی کرد تا به هر شخصیت خصوصیات خاصی ببخشد. Manny یک انسان بزرگ با یک قلب بزرگ و اعتقادی برای انجام دادن کارهای خوب بود.Ellie با یک صدای صوت دار قدرت و استحکام زیادی به طرح اضافه کرد.ولی اون می دانست که چه کسی هست" او از بیرون یک ماموت و از دورن یک possum (نوعی جانور کیسه دار) است که خیلی هم مصصم است.



" possum ها خیلی با نمک بودند تا به صورت انیمیشن در بیایند ، ما فقط عاشقشون می شویم " کارلوس اضافه می کند " متحرک سازی هم به طور همسانی برای rigger ها و انیماتورها یک نوع چالش بود. Possum ها مجبور بودند به صورت معکوس آویزان شوند و دم نیاز بود رول بشود و یا در اطراف چرخ بخورد.حالات زیادی نیاز بود تا گروه آماده سازی خز(پوشش پستانداران) و rigger ها بتوانند به یک ظاهر فیزیکی عالی برسند. و Scrat با جستجوی طولانی اش برای بلوط همیشه صحنه ها رو می ربود(به خود اختصاص می داد).Blue Sky با عناصر کلیدی برگشت تا با Scrat زمان بدهد تا منحنی داستان خودش را توسعه بدهد. در درون هرکس تعداد زیادی Scrat وجود داره که در آن ما سعی میکنیم به اهداف زیادی برسیم .همیشه موفق نمی شویم اما هرگز دست بر نمی داریم. " بعد طرح بود ، جستجو کردن دوربین ها و پیدا کردن محیط زیست ها" ما پیش بینی های زیادی کردیم " کارلوس می گوید "من سرشار از آینده بینی هستم . من عاشق به تصویر کشیدن سکانسها هستم"




کارلوس توجه ویژه ای به storyboarding معطوف کرد و از After Effect برای حداکثر استفاده از زمان ، استفاده کرد.آنها تعداد کمی از پنلهای 2 بعدی را برای اینکه واقعی حس شوند را متحرک سازی کردند و سکانسهای اکشن را به صورت 3 بعدی در آوردند ، قبل از اینکه مشغول تصمیم گیریهای وسیع در مورد مدلسازی شوند. " به جای استفاده ازNURBS ما از SubD ها استفاده کردیم ، بنابراین گرچه ما شخصیت ها را از فیلم قبلی داشتیم اما مجبور بودیم آنها را برای این فیلم مجددا مدلسازی کنیم. خز(پوشش کاراکترها) با SubD ها خیلی بهتر شد. خز مجبور بود خصوصیات خودش را داشته باشد و ما مجبور بودیم مطمئن شویم که خز به آب و باد واکنش درستی نشان می دهد.آنها مراحل مختلفی برای خز ایجاد کردند : خشک ، مرطوب و خیس در زیر آب، همگی در مراحل پیش تولید ، آماده کردن همه چیز، تا زمانی که در انیمیشن به کار روند ، آنها کاری را انجام دهند که متحرک سازی شده .



کارلوس دریافت که پرچالش ترین سکانسها کلوزآپ ها بودند. او سخت تلاش کرد تا کاری کند که چشمهای شخصیت ها به نظر زنده بیایند و نه ماشینی." شما می خواهید تا حالات چهره خوب کار کنند. من می خواستم این طوری باشد ، پس اگر شما به چشمهایشان نگاه کنید خواهید فهمید که آنها به چه فکر می کنند." او اغلب و بیشتر وقتها روی چشمها تمرکز می کرد ، تا به یک صحنه که در آن 60 شخصیت متحرک داشتند. او دریافت که با به کارگیری زیرکانه نوری که تغییر می کند در یک جا ، یا چشم نیمه باز در جای دیگر ، یا بازکردن مردمک چشم كه برداشت كلي از اطلاعات داده شده مياد
او نمی دانست که آیا بینندگان تغییرات واقعی را خواهند دید یا نه ، اما سخت تلاش می کرد به شخصیت ها گرمی ببخشد ، از طریق سطوح بیشتر احساس و درک غریزی.



Blue Sky تکنیکهای مختلفی برای خز به کار برد ، از قبیل اینکه اجازه می داد سطح آب میزان رطوبت خز را مشخص کند. یک صحنه هست که کارلوس به طور ویژه ای به آن افتخار می کند. جائی که possum ها بیدار می شوند و از جائی که هستند به داخل آبی که در زیرشان است سقوط می کنند ، بعد سرشان را بیرون می آوردند طوری که نصف داخل آب هستند و نصف بدنشان مرطوب است. خز بیرون از آب مرطوب و درهم رفته است اما بخشی که در آب است هر لحظه وقتی possum ها تکان می خورند ، حرکت می کند." ما از نرم افزار اختصاصی Blue Sky ، استودیو CGI برای افکتها استفاده کردیم.
صداقت و درستی ما با تکنیکهایی که به انیماتورها آزادی های زیادی می داد ، بیشتر شد. ما می توانستیم آن را در Maya به تصویر بکشیم و پارامترهائی مثل باد و جاذبه زمین را کنترل کنیم.خز کاراکترها بزرگترین چالش ما بود ، و بزرگترین لذت ما."



استودیوCGI از سال 1998 با "Bunny" ظاهر شد. توانائی های نورپردازی شبیه هم هستند اما نرم افزار آن را برای اینکه بهتر شود ، بهینه کرده است. " در Bunny آن یک نرم افزار خیلی کند بود و هنوزم هست ، کمی کندتر از دیگر رندر کننده هاست ، اما این خیلی قدرتمند است." شما آزادی خلاقانه زیادی دارید هم برای اینکه منظر نگاهتان را سبک دهی کنید یا آن را رئال و طبیعی کنید."پیشرفت های زیادی وجود داشت مثل خز و تنوعی از توانائی های به کار گیری آب."

ما هرگز در یک فیلم اینقدر از آب استفاده نکردیم . "عصر یخبندان" اول ، آب داشت اما فقط در یک جفت از سکانسها. ما مجبور بودیم تا یک تکنیک کامل جدید را توسعه بدهیم برای اینکه کاری کنیم که آب خوب به نظر بیاید و خوب حس شود.Blue Sky همچنین حبابهائی را روی سطح آب در استودیو CGI ایجاد کرد.” در یک مرحله ما از خودمان سوال می کردیم که آیا می توانیم این همه آب در فیلم داشته باشیم ، اما کم کم ما موفق به انجام این کار شدیم."

نور پردازی GI و مستقیم ، هر دو مورد استفاده قرار گرفت برای رسیدن به نگاهی که کارلوس به دنبالش بود.آنها کمی از راپلاگینارهای اکشن زنده به کار گرفتند و افکتهای نور حاشیه ای و های لایت کردن را اضافه کردند. حجم اطلاعات بسیار زیادی برای رندر کردن وجود داشت. " ما حتی تا یک ماه قبل از ارائه کار ، همچنان رندر می کردیم . در مراحل اولیه ما چیزی در حدود 2 میلیون تار مو به ازای هر شخصیت داشتیم و یک تست فریم 100 ساعت وقت می گرفت" آنها زمان رندر را کاهش دادند به رقمی تخمینی که کارلوس شکل داده بود ، که به طور متوسط تقریبا 15 ساعت با ازای هر فریم بود." استودیو CGI تا اندازه ای در مورد انعکاس و شکست نورها واقع گراست ها ، پس هر چیزی که شما به جریان کار اضافه می کنید زمان رندر را افزایش می دهد.ما مجبور بودیم راههائی برای بهینه و مطلوب کردن آن پیدا کنیم."

تمرکز روی این بود تا تماشاگر نسبت به پیام فیلم مشتاق نگه داشته شود ، در حالیکه که ساختن افکتها به ندرت داستان را تقویت می کرد." من می خواهم که فیلم مفرح باشد . من نمی خواستم که فیلم همه اش واقعیات را نشان بدهد یا اینکه همه فیلم در مورد تکنولوژی باشد. من می خواهم فیلم درباره چیزهای ابتدائی باشد ، گریه کردن ، خندیدن. من عاشق این هستم کار زیبائی که از طریق تکنولوژی ایجاد شده است را ببینم ، اما من نمی خواهم مایوس بشم"

کارلوس ستایش و تمجید زیادی را برای تیم Blue Sky به ارمغان آورد. " اگر مردم کاری که آنها انجام می دهند دوست داشته باشند ، نتیجه اش در کار مشخص می شود. این خانواده Blue Sky را بزرگ می کند.آنها شبیه جنگجوهای بزرگی هستند ، كه باعث شدن اين اتفاق بيوفتن







از سایت graphicplanet.net