جهت تبلیغات در پرشین فروم کلیک کنید

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: تصاويري از محله عراقي نشين دولت آباد تهران

  1. #1
    همکار سابق sogol آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jul 2007
    محل سکونت
    زیر آسمون کبود
    نوشته ها
    9,807
    Thanked: 28154

    پیش فرض تصاويري از محله عراقي نشين دولت آباد تهران

    تصاويري از محله عراقي نشين دولت آباد تهران
    رضا الصباغ شصت ساله كه در يكي از مغازه هاي سبك عربي بلوار قدس لوازم دست دوم مي فروشد و گاهي هم در مراسم عزاداري مداحي مي كند مي گويد محله دولت آباد در سال ۶۰ و با اخراج معاودان و عراقيان شيعه از عراق ساخته شد، چون دولت ايران خودش اين محل را ساخت نامش را دولت آباد گذاشتند، همينجا بود كه مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق شكل گرفت.

    دولت آباد محله اي آرام با خيابانهاي پهن و تميز است كه هيچ شباهتي به مناطق فقير نشين اطراف خود ندارد

    لباس عربي و مكالمه هاي روزانه اي كه به لهجه غليظ عربي رد و بدل مي شود، ويژگيهاي محدوده خودمختاري در جنوب تهران است كه هيچ شباهتي به مناطق فقير نشين حاشيه اين كلان شهر ندارد

    مغازه‌ ها در شكل و شمايل عربي و با اسامي عربي نظر هر غريبه اي را به خود جلب مي‌ كنند

    اغلب مغازه ها برنامه تورهاي ويژه عتبات عاليات و شهرهاي مقدس عراق را هم اجرا مي كنند

    تابلوهاي مغازه ها يا به زبان عربي است يا عناويني دارد كه بيشتر در عراق و براي عراقيها كاربرد دارد

    حسينيه و مسجد در بسياري از نقاط محله دولت آباد ديده مي شود

    برخي از جوانان ساكن محله دولت آباد نه تنها ارتباط خود را با عراق حفظ كرده اند، كه خود را براي كشته شدن در راه هدف گروه هاي خاص فعال در عراق هم آماده مي دانند

    پايگاه شهيد صدر پاتوق خيلي از جواناني است كه سوداي عراق آزاد را در سر دارند

    تصاوير متعدد آيت الله حكيم، آيت الله سيستاني، آيت الله محمدباقر صدر، كشته شدگان شاخه نظامي مجلس اعلا، موسوم به لشكر بدر، آيت الله خميني و مناظري از شهرهاي كربلا و نجف در بسياري از مغازه ها و فروشگاههاي محله ديده مي ‌شود

    مالك كافه اينترنت مي گويد هر از چند گاهي به او گفته مي شود پرچم عراق را از روي ديوار بردارد

    نوشته اي به فارسي كه به شيوه عربي بر ديوار نقش بسته است


    بـــه يــــــزدان كه گـــرمـــــــــا خــــــــــــــــــــــرد داشتيم
    كجـا ايـــــــــــــن ســــــــرانجــــــــــــ ام بـــــــــــد داشتيم


    Link URL:
    لینک و متن درون کدها فقط برای کسانی که ثبت نام کرده اند قابل مشاهده است لطفا وارد شوید OR ثبت نام کنید.


    Link URL:
    لینک و متن درون کدها فقط برای کسانی که ثبت نام کرده اند قابل مشاهده است لطفا وارد شوید OR ثبت نام کنید.





  2. 4 کاربر برای این پست سودمند از sogol عزیز تشکر کرده اند:


  3. #2
    همکار سابق sogol آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jul 2007
    محل سکونت
    زیر آسمون کبود
    نوشته ها
    9,807
    Thanked: 28154

    پیش فرض

    محله دولت آباد؛ عراق در تهران
    چادرهاي حرير اسود عربي، خط نوشته هاي عربي و مكالمه هاي روزانه اي كه به لهجه غليظ عربي رد و بدل مي شود، ويژگيهاي محدوده خودمختاري در جنوب تهران است كه هيچ شباهتي به مناطق فقير نشين حاشيه اين كلانشهر ندارد.

    وارد كه مي شوي، عكس بزرگي از آيت الله حكيم به تو مي گويد اينجا عراق تهران است
    پشت در خيلي از مغازه ها، عبارت "تماس آسان با عراق" تكرار شده است؛ اينجا محله اي آرام با خيابانهاي پهن و تميز است كه چندين حسينيه، مسجد و پايگاه دارد.
    وارد كه مي شوي، عكس بزرگي از آيت الله حكيم، رهبر مقتول مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق به تو مي گويد اينجا عراق تهران است؛ محله دولت آباد، محله عراقيهاي ساكن تهران.
    تنها يك آبادي در جنوب تهران

    "محله دولت آباد در سال ۶۰ و با اخراج معاودان و عراقيان شيعه از عراق ساخته شد، چون دولت ايران خودش اين محل را ساخت، نامش را دولت آباد گذاشتند".
    رضا الصباغ شصت ساله كه در يكي از مغازه هاي سبك عربي بلوار قدس، لوازم دست دوم مي فروشد و گاهي هم در مراسم عزاداري مداحي مي كند، اينها را مي گويد و اضافه مي كند: "همينجا بود كه مجلس اعلي شكل گرفت."
    بلوار قدس بلوار بزرگي است كه ابتدا و انتهاي محله را به هم متصل كرده و خانه هاي سازماني كه در دهه شصت براي عراقيهاي مهاجر ساخته شده در يك رديف در سمت شمالي بلوار قرار گرفته اند.
    مغازه‌ ها در شكل و شمايل عربي و با اسامي عربي نظر هر غريبه اي را به خود جلب مي ‌كنند، اينجا هم روزنامه عربي پيدا مي شود و هم غذاي عربي، ساكنان محله همچنان بعد از ۲۸ سال پيوندشان را با عراق حفظ كرده اند.
    اين محله درست كنار محله هاي فقير نشيني چون شاه عبدالعظيم و شوش واقع شده است.
    برخي از جوانان ساكن محله دولت آباد نه تنها ارتباط خود را با عراق حفظ كرده اند كه خود را براي كشته شدن در راه هدف گروههاي خاص فعال در عراق هم آماده مي دانند.
    تصاوير متعدد آيت الله حكيم، آيت الله سيستاني، آيت الله محمدباقر صدر، كشته شدگان شاخه نظامي مجلس اعلا، موسوم به لشكر بدر، آيت الله خميني و مناظري از شهرهاي كربلا و نجف در بسياري از مغازه ها و فروشگاههاي محله ديده مي ‌شود.
    قاسم، مالك يكي از سوپرماركتهاي دولت آباد، خود را از فرزندان آيت الله حكيم مي ‌داند و مي خواهد جان خود را فداي آرمان حكيم كند.
    او در حالي كه از مراسم مذهبي پايگاه صدر كه كنار خيابان شهيد عابد نظري در محله دولت آباد واقع است خارج مي شود، مي گويد: "من فدائي بدر هستم."
    پايگاه شهيد صدر هر روز براي اعضاي خود برنامه دارد، روزهاي دوشنبه هم در اين محل كلاس قرآن براي خانمها برگزار مي شود.
    ايرانيان عراقي در عراق ايران

    حضور عراقيهاي شيعه در ايران از سالهاي آغازين جنگ شروع شد، با شدت گرفتن شعله جنگ، روند تندتري به خود گرفت و هيچگاه به بازگشت قطعي آنها به وطنشان منجر نشد





    "برادرم تاجر بزرگي بود، اصل و نسب ما تهراني بود و اين در عراق باعث مي شد ما را ايراني بدانند، بعد از شروع جنگ ايران و عراق، يك روز صدام ما را به مهماني دعوت كرد، تقريباً تمام تجار بزرگ ايراني ساكن در عراق در آن مهماني حضور داشتند، بعد از آن نشست، تمام دارايي ما مصادره شد و بسياري از كساني كه به آن مهماني دعوت شده بودند، دستگير و زنداني شدند، به يك هفته نكشيد كه ما راهي ايران شديم، با دستي خالي و بدون هيچ پشتوانه اي."
    ارقش از تجاربزرگ سابق در عراق كه در محله سيدخندان زندگي مي كند و براي ديدار يكي از دوستانش به دولت آباد آمده، داستان اخراجشان را از عراق تعريف مي كند.
    او جزو اولين گروه عراقياني بود كه شناسنامه ايراني دريافت كردند، او در همان سالهاي نخستين مهاجرت به ايران توانست در يكي از سازمانهاي دولتي استخدام شود؛ البته اين روزها به خاطر مطرح شدن مسائل سياسي، استخدامش تعليق شده است.
    حضور عراقيهاي شيعه در ايران از سالهاي آغازين جنگ شروع شد، با شدت گرفتن شعله جنگ، روند تندتري به خود گرفت و هيچگاه به بازگشت قطعي آنها به وطنشان منجر نشد.
    الصباغ، از مهاجران اوليه عراقي، در همان سالهاي اوليه حضورش در ايران توانست شناسنامه ايراني بگيرد، او اصل خود را ايراني و از يزد مي داند و از زندگي‌ اش در ايران راضي است.
    الصباغ كه در دولت آباد لوازم دست دوم مي فروشد خود را مديون دولت جمهوري اسلامي ايران مي ‌داند و درباره اقامتش در ايران مي گويد: "پدرم هفتاد سال پيش براي زيارت ائمه اطهار راهي عراق شد و وقتي ديد اوضاع عراق براي تجارت مساعد است همانجا ماند اما من ماندن در ايران را كه سرزمين اجدادي من است ترجيح مي دهم."
    تعداد زيادي از فرزندان عراقيهاي ساكن ايران، محل تولدشان جايي در ايران است.
    رضا ابوزوده كه در مغازه خرازي پدرش كار مي كند با لهجه عربي - فارسي خاصي كه خود آن را شيرازي - كاظميني مي داند درباره محل و سال تولدش مي گويد: "۱۵/۱/۱۳۶۸، تهران".
    پدرش كه اصالتاً شيرازي است علاوه بر اينكه خرازي نسبتاً پر رونقي در دولت آباد دارد، براي زيارت نجف و كربلا هم تور مي برد، دفتر ثبت نام تورهاي عراق و عتبات عاليات او در همان مغازه خرازي اش است.
    اما بخشي از نسل دوميهاي عراقيان ساكن ايران زبان فارسي را به عربي ترجيح مي دهند.

    من شيعه علي ام و در سرزمين شيعي ايران به زبان عربي حرف مي‌ زنم و فكر مي كنم اينجا وطن من است، چون در آن هم آرامش دارم، هم امنيت


    يكي از اهالي دولت آباد


    در فلافل فروشي آل علي، مادر با لهجه غليظ عراقي به عربي حرف مي زند و معصومه، دخترش به فارسي جوابش را مي دهد.
    آنها از لابلاي جمعيتي كه در فلافل فروشي مشغول خريدند بيرون مي آيند، معصومه از فارسي حرف زدنش دفاع مي كند و مي گويد: "بين جوانهاي محله دولت آباد به زبان فارسي حرف زدن كلاس دارد، من دوست ندارم اقليت عراقي باشم و چون در ايران زندگي مي كنم و اخيراً شناسنامه ايراني هم گرفته ام ترجيح مي دهم فارسي حرف بزنم، سالها پيش صدام پدر و مادر ما را از عراق اخراج كرد و ما در ايران متولد شديم، چرا به زبان عربي حرف بزنم، وقتي در ايران هستم؟"
    اما حسين نظري متفاوت دارد و از اينكه به دو زبان فارسي و عربي مسلط است، خوشحال است و خود را هم ايراني - عراقي مي داند، او معتقد است اينكه او عراقي است او را به دنياي بزرگ عربها متصل مي كند و اينكه فارسي حرف مي زند و شيعه است، او را به دنياي عجم.
    عرب بودن، افتخار يا شرم
    آمار دقيقي از تعداد عراقيهاي ساكن ايران وجود ندارد، خصوصاً كه تعداد زيادي از آنها توانسته اند شناسنامه ايراني بگيرند، اكثريت عراقيهاي ساكن ايران در تهران، كرج، قم و مشهد ساكنند، تعداد ساكنان تهران و حومه آن را حدود يكصدهزار نفر برآورد كرده اند.
    حسن كه در ميدان دولت آباد سوم مغازه ميوه فروشي دارد و ايراني است، هشتاد درصد ساكنان محله را عراقي مي ‌داند، او به خاطر ارتباط كاري اش با عربها، عربي ياد گرفته و آنها را مردم شريف و بي آزاري مي‌ داند.
    بر عكس او، عده اي هم هستند كه درباره عربها با كينه حرف مي زنند، جلال كه او هم ايراني الاصل است و مغازه قصابي در اين محله دارد با انزجار از عربها ياد مي كند، با اينكه مغازه اش مملو از تصاوير مكه و كربلا و نجف است، در برابر اين پرسش كه آيا عراقي هستي مي گويد: "خدا آن روز را نياورد كه من از نژاد صدام ملعون باشم."
    از طرف ديگر، قاسم ۳۸ ساله كه صاحب سوپرماركت است، به عربي با مشتريهايش حرف مي زند و خود را عرب مي‌ داند، او تلاش مي كند از زيراين سؤال كه آيا اجدادش ايراني بوده اند يا عراقي شانه خالي كند اما در نهايت اشاره مي كند كه ۱۵۰ سال پيش، جدش از بروجرد در غرب ايران به نجف رفته و همسر عراقي اختيار كرده است.
    افرادي هم هستند كه نه تنها خود را ايراني نمي دانند، بلكه سعي مي كنند عراقي بودن خود را نشان دهند.

    بين جوانهاي محله دولت آباد به زبان فارسي حرف زدن كلاس دارد، من دوست ندارم اقليت عراقي باشم


    دختر نوجواني در دولت آباد


    كافه اينترنت بشير تقريباً جايي براي سوزن انداختن ندارد، او كه پسر مشاور اقتصادي نوري مالكي، نخست وزير عراق است درحالي كه پرچم بزرگي از عراق به ديوار زده مي گويد: "هر از چند گاهي به ما تذكر مي‌دهند كه پرچم را برداريم"
    روي ميز يك پرچم روميزي ايران هم هست، او خود را مجبورمي ‌داند كه پرچم ايران را روي ميز كارش قرار دهد.
    بشير كه حاضر نيست شناسنامه ايراني بگيرد خود را از فرزندان حكيم مي ‌داند، پدربزرگ بشير، سيد مهدي حيدري ملقب به ثائر، كسي است كه فتواي جهاد عليه انگليسيها را در عراق صادر كرده، البته او معتقد است زادگاه تمام جريانهاي شيعي عراق، مانند مجلس اعلي، سپاه مهدي و لشكر بدر در ايران بوده‌ است.
    موضوع عرب يا ايراني بودن، در مورد نسل دوم عراقيهاي ساكن ايران، به نظر عده اي تنها نظر و عقيده نيست.
    حيدر كه خود صاحب سه پسر و يك دختر است در اين باره معتقد است: "خيلي از بچه هاي عراقي كه در ايران زندگي مي كنند دچار بحران هويت شده اند، در ايران، عرب بودن مخصوصاً عراقي بودن منفور است و آنها مي خواهند به همه القا كنند كه ايراني اند".
    بچه هايي كه با جيغ و فرياد از مدرسه اميركبير خارج مي شوند فقط به فارسي با هم حرف مي زنند.
    از بين آنها، مريم پانزده ساله با اين كه خودش را عراقي مي داند مي گويد: "ما فرزندان [لشكر] بدريم، عموي من عراقي بود اما عليه صدام جنگيد و شهيد شد، من افتخار مي كنم كه در ايران هستم."
    بازگشت به عراق يا ماندگاري ابدي
    "خيلي از دوستان و اعضاي خانواده هاي ما در عراق هستند و من هميشه نگرانم اتفاقي برايشان بيفتد، ما بالاخره روزي به عراق برمي گرديم، عراق خالي از جنگ".
    اين را مريم، نوجوان پانزده ساله مي گويد اما ندي كه هم سن و سال مريم است دوست دارد در ايران بماند، او مي گويد: "پدربزرگم تاجر ثروتمند عطر در بغداد بود، اجدادم اصفهاني اند و خوشحالم در ايران زندگي مي كنم."
    باسم كفائي خراساني ، نوه آيت الله محمدكاظم آخوند خراساني، روحاني مشروطه خواه و نويسنده كتاب كفاية الاصول كه از كتب اصلي درسي در حوزه هاي علميه است، راننده آژانس است.
    او از كودكي اش، روزگارشان در عراق و جشن عيد الشجر‌ه كه مصادف با نوروز ايراني در عراق است و ايرانيها برگزار مي كردند، خاطراتي تعريف مي‌ كند و مي‌ گويد: "ما عراقي شديم اما ريشه هايمان را حفظ كرديم، اينجا به بركت كمكهاي دولت ايران و حمايت مجلس اعلي عراق زندگي خوبي داريم و راضي هستيم، اگر اوضاع عراق هم خوب بشود همينجا مي مانيم".

    برخي از جوانان ساكن محله دولت آباد نه تنها ارتباط خود را با عراق حفظ كرده اند كه خود را براي كشته شدن در راه هدف گروههاي خاص فعال در عراق هم آماده مي دانند





    حيدر از اين هم جلوتر مي رود و معتقد است: "من شيعه علي ام و در سرزمين شيعي ايران به زبان عربي حرف مي‌ زنم و فكر مي كنم اينجا وطن من است، چون در آن هم آرامش دارم، هم امنيت".
    رياض ۴۲ ساله كه در مقابل حسينيه كاظمينيها نشسته است آرزو دارد روزي دوباره به عراق برگردد اما مي گويد: "ولي بچه هايم ايران را ترجيح مي دهند، آنها حتي در خانه هم فارسي حرف مي زنند".
    شايد او هم به خاطر امكاناتي كه در منطقه دولت آباد و در ايران دارد مي داند كه ديگر به عراق باز نخواهد گشت، رياض عصرهاي خود را در پايگاه صدر مي گذراند، دو اتاق خانه اش را به عراقيهايي كه براي مداوا يا گردش به ايران مي آيند اجاره مي دهد و درآمد خوبي از اين راه كسب مي كند.
    محسن ۲۶ ساله هم كه دوسال پيش اقامت ايران را با كمك مجلس اعلي عراق گرفت و اصليتاً بغدادي است، گرفتن اقامت دائم براي عراقيها را دشوار مي داند اما مي گويد: "اقامتهاي سه ماهه و شش ماهه براحتي به عراقيها داده مي شود و آنها تمام مدت تابستان را كه درتهران هستند در خانه هاي محله ‌دولت آباد مستقرند و تا شبي هفتاد هزار تومان هم اجاره خانه مي دهند".


    بـــه يــــــزدان كه گـــرمـــــــــا خــــــــــــــــــــــرد داشتيم
    كجـا ايـــــــــــــن ســــــــرانجــــــــــــ ام بـــــــــــد داشتيم


    Link URL:
    لینک و متن درون کدها فقط برای کسانی که ثبت نام کرده اند قابل مشاهده است لطفا وارد شوید OR ثبت نام کنید.


    Link URL:
    لینک و متن درون کدها فقط برای کسانی که ثبت نام کرده اند قابل مشاهده است لطفا وارد شوید OR ثبت نام کنید.





  4. 3 کاربر برای این پست سودمند از sogol عزیز تشکر کرده اند:


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •