جهت تبلیغات در پرشین فروم کلیک کنید

صفحه 1 از 29 12311 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 15 , از مجموع 432

موضوع: شعر باران

  1. #1

    پیش فرض شعر باران

    وای ؛ باران باران

    شیشه ی پنجره را بَاران شست.

    از دل من اما ،

    چه کسی نقش تو را خواهد شست؟

    آسمان سربی رنگ ،

    من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ.

    می پرد مرغ نگاهم تا دور

    وای باران باران

    پرمرغان نگاهم را شست.
    «حمید مصدق»
    بیزارم از روزهایی که خودم هم نمی دانم دردم چیست !!!


  2. #2

    پیش فرض

    خيلي وقته ديگه بارون نزده
    رنگ عشق به اين خيابون نزده
    خيلي وقته ابري پرپر نشده
    دل آسمون سبك تر نشده
    مه سرد رو تن پنجره ها
    مثل بغض توي سينه ي منه
    ابر چشمام پر اشكه اي خدا
    وقتشه دوباره بارون بزنه
    خيلي وقته كه دلم براي تو تنگ شده
    قلبم از دوري تو بد جوري دلتنگ شده
    بعد تو هيچ چيزي دوست داشتني نيست
    كوه غصه از دلم رفتني نيست
    حرف عشق تو رو من با كي بگم؟
    همه حرفها كه آخه گفتني نيست
    خيلي وقته كه دلم براي تو تنگ شده
    قلبم از دوري تو بدجوري دلتنگ شده
    بیزارم از روزهایی که خودم هم نمی دانم دردم چیست !!!

  3. 19 کاربر برای این پست سودمند از b@ran عزیز تشکر کرده اند:


  4. #3

    پیش فرض

    زير بارون راه نرفتي
    تابفهمي من چي ميگم
    تو نديدي اون نگاه رو
    تا بفهمي از كي ميگم
    چشماي اون زير بارون
    سر پناه امن من بود
    سايه بون دنج پلكاش
    جاي خوب گم شدن بود
    تنها شب مونده و بارون
    همه ي سهم من اين بود
    تو پرنده بودي من سرو
    ريشه هام توي زمين بود
    اگه اون رو ديده بودي
    با من اين شعر رو مي خوندي
    رو به شب دادمي كشيدي
    نازنين ! چرا نموندي ؟
    حالا زير چتر بارون
    بي اون خيس خيس خيسم
    زير رگبار گلايه
    دارم از اون مي نويسم
    تنها شب مونده و بارون
    همه ي سهم من اين بود
    تو پرنده بودي من سرو
    ريشه هام توي زمين بود
    بیزارم از روزهایی که خودم هم نمی دانم دردم چیست !!!

  5. 18 کاربر برای این پست سودمند از b@ran عزیز تشکر کرده اند:


  6. #4

    پیش فرض

    دیدم در آن كوير درختي غريب را
    محروم از نوازش يك سنگ رهگذر
    تنها نشسته اي
    بي برگ و بار زير نفسهاي آفتاب
    در التهاب
    در انتظار قطره باران
    در آرزوي آب
    ابري رسيد
    چهر درخت از شعف شكفت
    دلشاد گشت و گفت
    اي ابر اي بشارت باران
    آيا دل سياه تو از آه من بسوخت؟
    غريد تيره ابر
    برقي جهيد و چوب درخت كهن بسوخت
    چون آن درخت سوخته ام در كوير عمر
    اي كاش
    خاكستر وجود مرا با خويش
    مي برد باد
    باد بيابانگرد
    اي داد
    ديدم كه گرد باد
    حتي
    خاكستر وجود مرا با خود نمي برد

    حمید مصدق
    بیزارم از روزهایی که خودم هم نمی دانم دردم چیست !!!

  7. 15 کاربر برای این پست سودمند از b@ran عزیز تشکر کرده اند:


  8. #5
    کاربر فعال سایت Hich k@s آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Mar 2008
    محل سکونت
    زیر اسمان خدا
    نوشته ها
    710
    Thanked: 2051

    پیش فرض

    كوير تشنه باران است
    تشنه خوبي

    به من محبت كن !
    كه ابر رحمت اگر در كوير مي باريد
    به جاي خار بيابان
    - بنفشه مي روئيد
    و بوي پونه وحشي به دشت بر مي خاست

    چرا هراس ؟
    چراشك ؟
    بيا
    كه من
    - بي تو
    درخت خشك كويرم كه برگ و بارم نيست
    اميد بارش باران نو بهارم نيست

    ......
    ...
    جایی که برای کرم ابریشم پایان دنیاست پروانه ای متولد می شود
    تو کم از آن کرم ابریشمی که چون عاشق گشت
    پر گشود وپروانه شد ؟!
    ای عاشق پر پروازت کو؟


  9. 11 کاربر برای این پست سودمند از Hich k@s عزیز تشکر کرده اند:


  10. #6
    کاربر فعال سایت Hich k@s آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Mar 2008
    محل سکونت
    زیر اسمان خدا
    نوشته ها
    710
    Thanked: 2051

    پیش فرض

    كاش بارانی ببارد قلبها را تر كند
    بگذرد از هفت بند ما صدا را تر كند


    قطره قطره رقص گیرد روی چتر لحظه ها
    رشته رشته مویرگهای هوا را تر كند

    بشكند در هم طلسم كهنه ی این باغ را
    شاخه های خشك بی بار دعا را تر كند


    مثل طوفان بزرگ نوح در صبحی شگفت
    سرزمین سینه ها تا نا كجا را تر كند

    چترها تان را ببندید ای به ساحل مانده ها

    شاید این باران كه می بارد شما را تر كند
    جایی که برای کرم ابریشم پایان دنیاست پروانه ای متولد می شود
    تو کم از آن کرم ابریشمی که چون عاشق گشت
    پر گشود وپروانه شد ؟!
    ای عاشق پر پروازت کو؟


  11. 13 کاربر برای این پست سودمند از Hich k@s عزیز تشکر کرده اند:


  12. #7

    پیش فرض

    در سراشیبی این راه سیاه
    دل من خسته و آشفته دوان
    دل من سردتر از یاس سپید
    دل من پاک تر از آب روان

    راه تا خانه ی تاریکی ها
    راه تا خیمه ی تنهایی هاست
    راه من ... جاده ی من یک پل سخت
    بر سر کو چه ی دلتنگی هاست

    بر دو چشمان من از شوق بهار
    آسمان بوسه ی باران می زند
    قلبم اما در گریز از آسمان
    حرف پاییز و ... زمستان می زند

    قلب تنهای نگاه خسته ام
    با امید ماه و باران زنده بود
    آسمتن زندگی اش ولی
    از سیاهی ، از کویر آکنده بود

    راه من از صبح . امید و بهار
    تا شب سرد زمستان می رود
    راه من تا قعر دریای سکوت
    تا زمان مرگ باران می رود
    بیزارم از روزهایی که خودم هم نمی دانم دردم چیست !!!

  13. 11 کاربر برای این پست سودمند از b@ran عزیز تشکر کرده اند:


  14. #8

    پیش فرض

    بارک الله به این همه ذوق ادبی:icon_pf (19):
    ممنون
    حتما مقالات به روز دکتر سروش را در انجمن پزشکی مطالعه کنید
    :icon_pf (24):تشکر یادتون نره

  15. 8 کاربر برای این پست سودمند از DR.Soroush عزیز تشکر کرده اند:


  16. #9

    پیش فرض

    باران شروع شده و من پشت پنجره
    افسانه شکفتن يک دشت خاطره
    بارش هنوز تمام نشده من عاشق شدم
    هفت شقايق و هفت پرنده يک خاطره شدم
    باران هنوز بارش يک ترانه است
    چشم هاي خيس شاپرک خسته است
    نم نم لطافت و پاکي يک لحظه يک نگاه
    باران شروع شده و من پشت پنجره
    افسانه شکفتن يک دشت خاطره
    بارش هنوز تمام نشده من عاشق شدم
    هفت شقايق و هفت پرنده يک خاطره شدم
    باران هنوز بارش يک ترانه است
    چشم هاي خيس شاپرک خسته است
    نم نم لطافت و پاکي يک لحظه يک نگاه
    برق شکفتن يک دشت شقايق است
    باران شکوه پر کشيدن و رفتن است
    در اوج آسمان بي ستاره آتش گرفتن است
    نم نم شروع دست نوشته هاي من
    روياي عاشقانه لحظه هاي خيس من
    هر چه مينويسم انگار خسته است
    حرفهايم گذشته از شعر ...قصه است
    باران هنوز تمام نشده من شکفته ام
    بر روي قطره هاي محبت نشسته ام
    بیزارم از روزهایی که خودم هم نمی دانم دردم چیست !!!

  17. 8 کاربر برای این پست سودمند از b@ran عزیز تشکر کرده اند:


  18. #10

    پیش فرض

    مثل قطره باراني كه بر شيشه ي غبار
    گر فته ي

    پنجره ي خانه ي متروكي مي بارد تو بر
    زندگي من باريدي

    آن چنان باريدي كه
    ناگاه

    برهنه به لمس قطره قطره ي حجم ات شتافتم
    و آن گاه

    چيزي در من روييد
    چيزي از من تابيد

    و فاصله....
    رنگين كماني شد.



    باران باشد ، تو باشی
    یک خیابان بی انتها باشد
    به دنیا میگویم خداحافظ !!

    بیزارم از روزهایی که خودم هم نمی دانم دردم چیست !!!

  19. 10 کاربر برای این پست سودمند از b@ran عزیز تشکر کرده اند:


  20. #11

    پیش فرض

    رنگین کمانم کو؟ من که تا آخرین قطره زیر بارون موندم!



    مگه نگفتید "رنگین کمان پاداش کسانی است که تا آخرین قطره زیر باران میمانند !" ؟

    من که باهاش همراه شدم. من که پا به پاش گریستم، هق هق هایم را بهش هدیه کردم. من که جزئی از بارون شدم!

    پس رنگین کمانم کو؟ رنگین کمانم رو پس بدید. کسی رنگین کمانم رو دزدید آیا؟

    میخواهم پرواز کنم. آری با رنگین کمانم میخواهم پرواز کنم.

    سرسره ی رنگینم رو پس بدید.

    اگر رنگین کمانم رو ازم گرفتید خواهشی دارم؛ بارانم رو ازم نگیرید. من بی باران هیچم. من بخشی از بارانم.

    مگر نمیدانستید؟ من فرزند بارانم. مادرم آسمان، پدرم ابر و خواهرم خورشید است رنگین کمان نیز تنها دوستم!
    بیزارم از روزهایی که خودم هم نمی دانم دردم چیست !!!

  21. 3 کاربر برای این پست سودمند از b@ran عزیز تشکر کرده اند:


  22. #12

    پیش فرض

    به او گفتم
    باران که ببارد
    عادت خواهی کرد به گریستن در باران
    و اشک های توبارانی خواهد شد
    هم چون تمام باران ها ،
    خندید؛ او عادت را نمی فهمید ...
    بیزارم از روزهایی که خودم هم نمی دانم دردم چیست !!!

  23. 3 کاربر برای این پست سودمند از b@ran عزیز تشکر کرده اند:


  24. #13

    پیش فرض

    تقدیم به تو
    مي توانستم اي کاش دست هايم را در زلال چشمهايت بشويم ! آن روز
    چه باراني مي باريد و لبان من تشنه تر از زمين بود،سقف آسمان
    کوتاه بود و خدا در نا کجا،سکوت بود و اشک،لبخند و شک ،هراس
    رفتن و ميل ماندن..........
    چه فاصله انبوهي بود ميان دست من ودامن تو ! آن روز چه باراني در
    چشم تو بود،دست هايت را پيش مي آوردي کاش،چشم هاي من هم
    باراني بود !
    اين را تقديم ميكنم به تمام آنان كه روزي از باران عشق
    گونه هاشان تر شده است
    بیزارم از روزهایی که خودم هم نمی دانم دردم چیست !!!

  25. 3 کاربر برای این پست سودمند از b@ran عزیز تشکر کرده اند:


  26. #14

    پیش فرض

    وقتي‌ باران
    ‌ شاعرانه‌ترين‌ آهنگ‌ دريايي‌اش‌ را مي‌نوازد

    لحظه‌هاي‌ انتظار را به‌ اميد ديدار ترانه‌ كن‌.
    باش‌
    .در لحظه‌ها باش‌ و تا مي‌تواني‌ زندگي‌ كن‌.
    بیزارم از روزهایی که خودم هم نمی دانم دردم چیست !!!

  27. 4 کاربر برای این پست سودمند از b@ran عزیز تشکر کرده اند:


  28. #15

    پیش فرض



    بیزارم از روزهایی که خودم هم نمی دانم دردم چیست !!!

  29. 5 کاربر برای این پست سودمند از b@ran عزیز تشکر کرده اند:


صفحه 1 از 29 12311 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •